نظرات ناشناس نقد بی رحمانه ماست

چهارشنبه, دی ۴م, ۱۳۸۷ | فضای مجازی | ۸ نظر

اگر یادتان باشید حدود یکسال و نیم پیش اشاره کوتاهی داشتم به این که چرا نقد بی رحمانه به نفع همه ماست و اصلا چرا نباید از نقد شدن فرار کنیم و حالا هم می‌خواهم بگویم نظرات بی هویت در مطالب یک وبلاگ یکی از بهترین راهکارها برای بوجود آمدن چنین نقدی است. اصولا یکی از فواید اینترنت همین بی هویتی و ناشناس بودن آن است که افراد می‌توانند بدون اینکه شناخته شوند مطلب بنویسند، نظر دهند و فعالیت داشته باشند. البته در این میان منظورم نظرات تخریبگرانه و حرفهای نامربوط و بی ادبانه نیست چراکه اینگونه نظرات و نوشته ها از همان ابتدا مطرود است و در دایره صحبت ما نیست.

نظرات افراد ناشناس در واقع نظرات همان دوستان ماست که وقتی بدلیل برخی رودرواسی ها و تعارف های معمول روزمره نمی‌توانند رودررو نظر واقعی خود را در مورد ما یا مطلب ما به ما بگویند (و چه بسا به دیگران بگویند) از این طریق وارد می‌شوند و نظراتشان را به گوش ما می‌رسانند. بدون تردید نظرات ناشناس (و همینطور وبلاگهای ناشناس) دارای ارزش فوق العاده ای هستند چرا که نویسندگان آنها بدون ترس یا تعارف از اینکه شناخته شوند می‌توانند نظر واقعیشان را بگویند و چیزی برای پنهان شدن باقی نگذارند.

دیدگاه ها و نظرات یک وبلاگ مسیری به سوی توسعه فکری نویسنده و نظر دهنده است که هرچقدر آزادانه تر باشد مسیر یاد شده را هموارتر می‌سازد. نظرات بخصوص نظراتی که نویسنده آنها مشخص نیست راهی برای شناسایی خطاهای ما یا نظر دهنده است حتی اگر هیچ کدام مستقیما به این خطاهایمان اعتراف نکنیم! من حتی می‌خواهم یک گام فراتر نهم و بگویم نظراتی که شامل اتهام به ماست هم باز به نفع ماست. نظرات اتهام‌آمیز چه بخواهیم و چه نخواهیم وجود دارد و اگر نویسنده آن نتواند از طریق وبلاگ ما آن را به گوش ما برساند ده‌ها راه دیگر دارد که آن را منتشر کند و برای ما هم هیچگونه راه قطعی برای مقابله با آن نیست. از سوی دیگر ممکن است چنین اتهام هایی را خیلی های دیگر هم در ذهن خود نسبت به ما داشته باشند و چه بهتر است که به جای طرد اینگونه نظرات، به استقبال آنها برویم و با بحث و پاسخگویی به آنها شبهه های ایجاد شده را برای همیشه از ذهن افراد پاک کنیم.

شعارهای آزادی مدارانه و گفتگوی اندیشه های ما برای جامعه هنگامی تحقق می‌یابد که خودمان هم در عمل به آن معتقد و پایبند باشیم و تحمل پذیرش محتوای نوشته های آزادانه و بی پرده دیگران بدون توجه به اینکه چه کسی آن را نوشته است را داشته باشیم. اساسا جامعه حقیقی با جامعه مجازی تفاوت دارد و نباید انتظار داشت هر خصلتی در جامعه حقیقی مثل باهویت بودن افراد وجود دارد در جامعه مجازی هم وضعیت به همین شکل باشد یا بیهوده سعی به سوق دادن آن به این سمت داشت. باید درک درستی از فضای اینترنت داشت و از خصوصیات آن که کاملا به نفع هر کاربر آن است حداکثر استفاده را برد.

سوء استفاده از سبک فراجناحی وبلاگ ها

سه شنبه, آذر ۲۶م, ۱۳۸۷ | دسته‌بندی نشده | ۲۰ نظر

موضوعات و اتفاقات اطراف آنقدر زیاد است که من را هم مجبور به تلگراف نویسی زود هنگام می‌کند. اصلا فکر می‎کنم تلگراف دارد تبدیل به یکی از عناصر جدید وبلاگم می شود. ۴ تلگراف این پست را بخوانید.

۱- کسانیکه ۲ هفته پیش مقاله من را در ویژه نامه کارگزاران خوانده بودند، مصاحبه این هفته ام را با هفته نامه رایحه مهر بخوانند. به این می‌گویند «فراجناحی بودن!»

۲- سرانجام حسین طاهری قزوینی سایت و وبلاگش را راه اندازی کرد. بدون اغراق می‌گویم که در تمام نویسندگان محلی قزوین سبک نوشتن (نه الزما محتوا) دو نویسنده فوق العاده است و با تمام نویسندگان دیگر فرق دارد. یکی رحیم سرکار و دیگری حسین طاهری. جالب اینجاست که سبک نوشتن این دو نفر هم با یکدیگر فرق دارد اما هر کدام در جای خود شاهکار است.

۳- ماجرای جمع آوری ۸۸ امضا برای دعوت از خاتمی برای حضور در انتخابات همچنان ادامه دارد. یکی از مخاطبان وبلاگ متنی را برایم ارسال کرده است و از من خواسته است آن را وبلاگم قرار بدهم. او در این نوشته بر جعلی بودن و سوء استفاده جمع آوری کنندگان امضاها در قزوین تاکید کرده است. نوشته کامل او را بخوانید:

چند روزی است که از اعلام موجودیت گروه ۸۸ و بیانیه این گروه آگاه شده ام و در کمال ناباوری اسم خود را در بالای لیستی دیدم که نام “جوانان حامی خاتمی در قزوین” را بر قبای خود دوخته بود. بیانیه‌ای که وجه اشتراک اول این طیف را در ناخشنودی از اوضاع و احوال کشور می‌داند و نگرانی از آینده مبهم مرزوبوم را دارد. بیانیه ای که از معضلات اجتماعی و فرهنگی سخن به میان می‌آورد اما متأسفانه با رفتاری غیر حرفه ای و به دور از فرهنگ رایج در اقلیم تمدن٬ بدون آگاهی افراد٬ از نام آنان برای تائید بیانیه استفاده می‌کند و لیستی را ارائه می‌دهد که نام افرادی بنا به توصیه ها درآن وجود ندارد و نام برخی علی رغم بی اطلاعی از بیانیه ای اینچنینی که از خاتمی انتظار کشیدن بار اصلاحات را بر دوش ندارد و مطلوبش را تنها در حضور گسترده مردم همچون سالهای ۷۶ و۸۰ می‌داند٬ در صدر لیست درج می‌گردد.

همچون گذشته به جای یکدیگر تصمیم می‌گیریم و بار تفکر را یک تنه بر دوش می‌کشیم. بر رفتار مبتدیانه خود اصرار می‌ورزیم و حقوق اصلی و طبیعی را از هم سلب می‌نمائیم و انتظار تغییرات در وضع عمومی و اختصاصی کشور را داریم.

همچنان توصیه ها را می‌پذیریم و نمی‌اندیشیم که چرا پسند ما را ناپسند می‌انگارند و آنرا دشمنی می‌پنداریم و به جنگ آسیابهای بادی خیالی می‌رویم.

به هر روی بنده٬ محمد آریانپور٬ اعلام می‌کنم که هرگز بیانیه ای با این رنگ و بو را قبول نداشته و حق طبیعی خود می‌دانم که شخصا به جای خود بیاندیشم و بار سنگین آنرا بر شانه های دوستان نیافکنم و امضای خود را در پای این بیانیه حقیقی ندانم.

- محمد آریانپور

۴- با چند تن از دوستان وبلاگی در حال فعال سازی دوباره کانون وبلاگ نویسان قزوین هستیم. مهمترین ضرورت و هدف فعال سازی این کانون حمایت از وبلاگ نویسان قزوین است که در حال حاضر عرصه بر تعدادی از آنها تنگ شده است. اگر کسی علاقمند به عضویت در این کانون است از طریق فرم تماس بالای این صفحه درخواستش را به اطلاع برساند.

موسیقی رسمی قزوین، در شان قزوین نیست

یکشنبه, آذر ۲۴م, ۱۳۸۷ | ویدئو | ۷ نظر

چندی پیش قطعه موزیکی بدستم رسید که از قرار معلوم به عنوان موسیقی رسمی قزوین منتشر شده است. متولی ساخت این موزیک که میراث فرهنگی قزوین است برای آن فیلمی هم ساخته است و کل آن را بصورت یک نماهنگ ارائه داده است. شک ندارم که برای ساخت این نماهنگ که به عنوان اثری برای معرفی قزوین و همچنین حفظ آبروی آن ایجاد شده هزینه گزافی صرف است و به شخصه هم با این قسمت کار اصلا مشکلی ندارم. ایراد عمده ای که به این نماهنگ وارد است ارزش هنری کار است که بخصوص در بخش موسیقی آن به هیچ وجه در شان قزوین نیست. صدا و سبک خواننده و گروه هم نوا با آن نه به اعتقاد من بلکه به نظر خیلی ها که آن را شنیده اند اصلا مناسب نیست و حتی به نوعی مایه آبروریزی نیز هست. شنیده ام چند سال پیش شهر مشهد هم چنین موسیقی را برای شهر خود ساخته است و برای بخش موسیقی و خوانندگی آن از علیرضا عصار استفاده کرده است. حالا من هم نمی‌گویم حتما علبرضا عصار یا یک خواننده معروف، اما حداقل ای‌کاش خواننده خوش صداتر و سبک بهتری برای این موسیقی انتخاب می‌شد تا با این صرف هزینه یک اثر ماندگار بهتر و موجب افتخار ارائه می‌شد. برای مشاهده کل این نماهنگ که آن را در گوگل ویدئو گذاشته ام، بر روی دکمه پخش زیر کلیک کنید و چند لحظه صبر نمائید تا پخش شود.

نظرات خاتمی در تجمع وبلاگ نویسان دانشگاهی

دوشنبه, آذر ۱۸م, ۱۳۸۷ | دسته‌بندی نشده | ۹ نظر

با اینکه قبلا گفته بودم علاقه ای به تلگراف نگاری ندارم اما احساس می‌کنم باید با این سبک خو بگیرم و از آن لذت هم ببرم. اصولا گاهی که انسان در شرایط غیر دلخواهش قرار می‌گیرد و راه فرار هم ندارد بهترین راه لذت بردن از آن شرایط است. این تلگراف نگاری که مثل آن قبلی دارای یک تیتر من درآوری و البته بامزه از موضوعات تلگراف ها است را بخوانید.

۱- لیست اسامی آن ۸۸ حمایت کننده قزوینی برای حضور خاتمی در انتخابات که چند وقت پیش توضیح داده بودم را اینجا می‌توانید ببینید.

۲- یک شبکه اجتماعی از وبلاگهای قزوین کشف کرده ام که مثل ما که همدیگر را می‌شناسیم و با هم ارتباط داریم آنها هم شبکه خودشان را دارند و با هم در ارتباطند. آنطور هم که فهمیدم ظاهرا سردمدارشان «رسول حمیدی» است. به وبلاگش که بروید تعداد زیادی از پیوندهای ستون کناری وبلاگش از وبلاگهای قزوین است و با هم ارتباطات خوبی هم دارند. چند تا از آن وبلاگها را که مطمئن شدم از قزوین هستند به لیست «وبلاگهای بروز شده» این کنار اضافه کردم تا شاید زمینه ارتباطات بیشتر این دو شبکه وبلاگی فراهم شود. الان به جز ۳ وبلاگ (حسین درخشان، علیرضا شیرازی و مسعود ده‌نمکی) بقیه وبلاگها در لیست «وبلاگهای بروز شده» متعلق به قزوین هستند. با اینکه احساس می‌کنم تعدادی از وبلاگ نویسان قدیمی قزوین کم کارتر شده اند اما با این وبلاگهایی که هر روز متولد می‌شوند و یا پیدا می‌شوند تنوع وبلاگها بسیار بیشتر از گذشته شده است که کم کاری آن عده را کاملا پوشش داده است و فضا را گرمتر کرده است. راستی اگر کسی وبلاگ نویس دیگری از قزوین می‌شناسد یا پیدا کرد حتما به من اطلاع دهد.

۳- خوشحالم سایتی که برای دانشگاه آزاد تاکستان طراحی کرده ام رتبه دوم را در میان سایتهای دانشگاه آزاد کسب کرده است. دو سایت دیگر هم اخیرا به پایان رسانده ام یکی سایت حسین فاطمی و دیگری منصوره معتمدی است که هر دو عکاس خبرگزاری فارس هستند. البته گرافیک هر دوسایت به سلیقه و نظر خودشان بوده است و من دخالتی در آن نداشته ام.

۴- همچنان بی لینکی این وبلاگ را تحمل کنید تا با آن طرح جدیدی که گفته بودم بیایم. ضمنا اخیرا ۲ تغییر در این وبلاگ ایجاد کرده ام. یکی پاسخ به نظرات است که همانطور که شاید بعضی هایتان متوجه شده باشید از این پس نظراتی که مخاطبش من باشم را سعی می‌کنم در همانجا پاسخ دهم. دوم راه اندازی قسمت تماس در بالای صفحه این وبلاگ است که اگر کسی پیام خصوصی داشت بتواند از آن قسمت بفرستد.

۵- یک نکته حاشیه ای در جریان تجمع و راهپیمایی روز جمعه که برای استعفای علیخانی انجام شد برایم اتفاق افتاد. جمعه عصر وقتی برای اقامه نماز مغرب به مسجد شیخ الاسلام رفته بودم و بدلیل اینکه دیر رسیده بودم با عجله مشغول وصل کردن به نماز جماعت بودم ناگهان متوجه شدم آنکه جلوی من ایستاده است شیخ قدرت الله علیخانی است. خب همه می‌دانند که امام جماعت مسجد شیخ الاسلام آقای باریک بین امام جمعه قزوین است و این نخستین بار بود که می‌دیدم علیخانی پشت امام جمعه مشغول نماز خواندن است. بی اختیار یاد آن صحنه ای افتادم که در جریان انتخابات عده ای برای رد صلاحیت علیخانی به نزد امام جمعه رفته بودند و البته موفق هم نشده بودند. پس از نماز متوجه شدم استاندار و شهاب زاده (رئیس اداره آموزش و پرورش) هم در صفهای دیگر هستند و بعد همگی دست جمعی به منزل آقای باریک بین در جنب مسجد رفتند. البته من تا آن زمان از آن راهپیمایی خبر نداشتم و وقتی به منزل بازگشتم تازه در اینترنت از خبر آن تجمع اطلاع پیدا کردم. حالا دیگر ارتباط بین این عناصر به عهده خودتان!

۶- بدبختانه دوباره خبر رسیده است عرصه بر تعدادی از وبلاگ نویسان قزوین تنگ شده است و کار به تهدید و شکایت کشیده شده است. نمی‌دانم تا کی تاوان کم ظرفیتی بی ظرفیتی تعدادی از دولتی ها را باید داد. بدون شک باید گفت آن اداره، سازمان و نهاد دولتی و غیردولتی که بخواهد با یک وبلاگ به هم بریزد بهتر است کلا تعطیل شود. اصلا نمی‌دانم حالا اگر آن وبلاگ نویس می‌آمد و بدون فاش کرده اسم و هویت خودش مطلبی می‌نوشت دیگر واقعا آن سازمان یا مدیر دولتی می‌خواست چکار کند؟!

۷- همانطور که شاید شنیده باشید مدتی است دوربین هایی وارد ایران شده است که به شکل خودکار است. پیش از این تعریفشان را زیاد شنیده بودم مثلا اینکه کیفیت خوبی دارند و بسیار مناسب کار برای روزنامه نگاران، خبرنگاران و حتی وکیلان، حراستی ها و سیستم های امنیتی است. خیلی دنبالش گشتم تا بالاخره امروز سایت فروشنده اش را پیدا کردم. حیف که قیمتشان مقداری بالا است (البته برای من بالا است اما با توجه به کاری که انجام می‌دهند بالا نیست) واگرنه خیلی چیز بدردبخوری است و خلاصه چه کارها که نمی‌شود با آن انجام داد.

آغاز انشعاب میان اصلاح طلبان

جمعه, آذر ۱۵م, ۱۳۸۷ | سیاست | ۱۶ نظر

مهدی کروبی با آنکه در ظاهر خود را معتقد به وحدت اصلاح طلبان می‌داند اما چیزی جز خودکامگی در اعمال او دیده نمی‌شود و فکر می‌کنم ضرری که اصلاح طلبان در تمام دوره تاریخی خود از او خورده اند از هیچ کس دیگری نخورده اند. این شیخ اصلاحات در تازه ترین تصمیم خود اظهار داشته است کسانی که در درون جبهه اصلاحات قصد کاندیداتوری دارند تا ۲۰ آذر ماه فرصت دارند کاندیداتوری خود را اعلام کنند و اگرنه خود به هیچ وجه از کاندیداتوری کناره گیری نمی‌کند. برخی نیروهای اصلاح طلب اگرچه این نظر او را طبیعی می‌دانند اما بدون شک خودشان می‌دانند که چه بذر فتنه ای دوباره شروع به رویش گرفته است. البته یک احتمال دیگر هم این است از آن جهت طبیعی می‌دانند که کارهای این آدم برایشان طبیعی شده است و دیگر کاری از دستشان بر نمی‌آید.

تصمیم کروبی بر روی آمدن یا نیامدن خاتمی تاثیر فوق العاده ای خواهد گذاشت. اگر خاتمی بیاید (که بعید می‌دانم در این مدت کوتاه اعلام آمادگی نماید) نشانگر روشن این موضوع است که ترس او از مهدی کروبی و احتمال پیروزی او در انتخابات به حداکثر خود رسیده است و در واقع با تبعیت از مهدی کروبی (که خود اصلاح طلبان هم او را قبول ندارند) وجهه خود را تضعیف ساخته است. اگر هم نیاید که معلوم است چه اتفاقی خواهد افتاد. مهدی کروبی طبق وعده خود از انتخابات کناره گیری نمی‌کند و با ورود حداقل یک نیروی اصلاح طلب دیگر (خاتمی یا هرکس دیگر) آغاز انشعاب میان نیروهای اصلاح طلب شکل خواهد گرفت.

چیزی که واضح است شیخ اصلاحات علاقه فراوانی به حضور در انتخابات دارد و با این رفتار خود خواسته است حجت را بر هم پیمانانش تمام کند که اگر اصلاح طلبان در انتخابات شکست هم بخورند بهانه ای داشته باشد که قبلا تلاشش را برای وحدت اصلاح طلبان کرده است و خود آنها به آن پایبند نبوده‌اند. چند روزی که تا ۲۰ آذر در پیش رو است روزهای سرنوشت سازی برای اصلاح طلبان است که در هر صورت با این رفتار مهدی کروبی به ضرر آنها تمام خواهد شد.

وبلاگهای بروز شده

جستجو