وبلاگستان

تور دوم وبلاگ نویسان قزوین: سفر به الموت، قلعه حسن صباح و دریاچه اوان

جمعه, مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ | وبلاگستان | ۲۴ نظر

دومین سفر گردشگری وبلاگ نویسان قزوین بیشتر از آن که فکرش را بکنید جذاب بود و خوش گذشت. آخرین ساعات پنجشنبه آخرین توصیه ها را به همه ثبت نام کنندگان پیامک زدم و بر خلاف شبهای قبل که تا پاسی از شب پای اینترنت هستم یک شب در زندگی ام را زود خوابیدم!

راستش تنها چیزی که من را کمی نگران کرده بود تعداد ثبت نام کنندگان بود که دو سه نفر بیشتر از ظرفیت ماشین بود.  ساعت ۷ صبح به سرعت خودم را به میدان میرعماد رساندم. خوشبختانه همه چیز خوب و آماده بود. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری یک مینی بوس هیوندای کولردار به همراه یک راهنمای بسیار خوش اخلاق و صبور فرستاده بود. من به عنوان آخرین نفر رسیدم و چند دقیقه ای هم صبر کردیم که همه بیایند و بعد هم که دیدیم دیگر کسی نمانده است حرکت کردیم. خوشبختانه نگرانی من برطرف شد و دو سه نفر نیامدند و تعداد صندلیها دقیقا به تعداد وبلاگ نویسان شد.

حدود ساعت ۷:۳۰ به سمت الموت حرکت کردیم. جاده بسیار پر پیچ و خم بود و در این میان صمیمیت و شوخی های بی امان بچه ها لذت سفر را دوچندان کرد. بعد از ۳ ساعت و یک پذیرایی داخل ماشین به شالیزار برنج کوچکی رسیدیم که به اصرار وبلاگ نویسان عکاس مدتی را در آنجا گذراندیم. سپس به طرف قلعه حسن صباح حرکت کردیم. قلعه بسیار عجیب و فوق العاده و در بالای یک کوه بنا شده بود. راه های پر پیچ و خم و سازه های مختلف مربوط به دوره های متفاوت در این قلعه بسیاری از گردشگران را به آنجا جذب کرده بود. خانم خلیلی، راهنمای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قزوین همه مکانهای این قلعه را با صبر و حوصله توضیح داد و پس از نزدیک به دوساعت گشت و گذار در این قلعه و یک دل سیر بازدید از آن، قلعه را به سمت مهمانسرای تدارک دیده شده توسط میراث فرهنگی ترک کردیم.

جایتان خالی در آنجا هم یک زرشک پلو با متخلفات و همراه با احترام فوق العاده صاحب مهمانسرا میل فرمودیم و بعد از یک نماز و استراحت کوتاه به سمت روستای گرمارود که ظاهرا خوش آب و هواترین روستای آنجاست رفتیم. مدت کوتاهی را هم در آن روستا طی کردیم و سپس به سمت بهشت الموت، دریاچه اوان حرکت کردیم. دریاچه فوق العاده دیدنی و آرام محصور شده در کوههای اطرافش برای ما که تفریبا همه برای اولین بار بود به آنجا بود بسیار جذاب و لذت بخش یود. واقعا خوش به حال کسانیکه همیشه در اطراف آن ساکن هستند. عکاسان در آنجا نیز سنگ تمام گذاشتند و فکر نمی‌کنم جایی باقی مانده باشد که از دید لنز آنها پنهان باقی مانده باشد.

پس از مدتی گشت و گذار در حوالی این دریاچه به سمت قزوین حرکت کردیم. هنگام بازگشت دوباره در یک شالیزار برنج که اینبار کار کمباین ماشینی برنجها را انجام می‌داد توقف کردیم و بعد به سمت قزوین حرکت کردیم. در مسیر بازگشت هم دوباره همان شوخی ها و خنده های بچه ها هیچگونه خستگی و خوابی در این سفر برای کسی باقی نگذاشت. حدود ساعت ۷ شب به قزوین رسیدیم و بعد از آن هم با یکی دو نفر از بچه ها به استادیوم شهید رجایی رفتم و نیم ساعتی از پایان دیدار پیکان را هم دیدیم!

به واقع می‌توانم بگویم که سفر بسیار دل انگیز و لذت بخشی بود و تازه فهمیدم ایران فقط در همین شهر قزوین خلاصه نمی‌شود! تازه فهمیدم چرا وبلاگ هرانک آنقدر از الموت تعریف می‌کند، دکتر سید علی شهروزی در آمریکا دلش برای این منطقه تنگ شده است و محمد علی حضرتی یک نمایشگاه اختصاصی از عکس های این منطقه برگزار می‌کند. حقیقتا جای همه آنها که در خانه ماندند خالی بود! وبلاگ نویسانی که در این تور همراه بودند حمیده شفیعی ها (عکاس خبرگزاری برنا و هفته نامه تابان)، مهدی معتمد، حسین آذربایجانی، محمود صارمی، مهدی دیانی (عکاس روزنامه ایران)، میثم ملکی قزوینی (عکاس خبرگزاری مهر)، سینا شیری (عکاس خبرگزاری ایسنا)، محمد آذربایجانی، منیژه زیرک، فاطمه مهاجری، محمد مهدی آهنی ها، محمد چیتگرها، حسن پورفرزانه و خودم بودیم. تمام همسفران وبلاگ‌نویس هستند که البته با وبلاگهای بعضی از آنها آشنا هستید.

در پایان باید از پیگیری های آقای نادر محمدی (معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قزوین) و خانم خلیلی (راهنما) و البته راننده صبور که در مقابل سر و صداهای ما کوچکترین اعتراضی نکرد نهایت سپاسگزاری را داشته باشم. امیدوارم باز هم بتوانیم چنین تورهایی برگزار کنیم. هنوز نمی‌دانم تور سوم کی و کجا خواهد بود و البته اگر پیشنهادی هم در این زمینه دارید استقبال خواهم کرد.

دوشنبه, شهریور ۹م, ۱۳۸۸ | وبلاگستان | Comments Off

دوست ارزشمند و هنرمندم فرشید قلی پور در واکنش به لینک و مطلبی که در مورد تعطیلی غیر منتظره وبلاگش نوشته بودم پاسخی برایم ارسال کرده است. پاسخ او را بی کم و کسر بخوانید:

سلام علیرضا جان، طاعات و عبادات قبول.
راستش خودم هم از پیغامی که پس از باز کردن وبلاگ سابقم می نویسد شوکه شدم. واقعیت این است که حدود ۲ ماه پیش که چند وقتی می شد وبلاگ را آپ نکرده بودم، دیدم رغبتی برای ادامه ی آن به همین منوال نیست. لذا با اختیار خودم در مقام نویسنده ی وبلاگ، تصمیم به تعطیلی آن گرفتم تا در موقعیت دیگری و با رویکردی تازه تر وبلاگ جدیدی راه اندازی کنم که البته هنوز محقق نشده است. اما اینکه چرا بلاگفا عنوان می کند این وبلاگ به دلیل عدم رعایت قوانین بلاگفا مسدود شده است !!! جای بسی تعجب دارد.
به هر حال ضمن سپاسگزاری از لطف گریز که همیشه پیگیر احوالات من بوده، خواهشمندم نسبت به انعکاس توضیح بنده اقدام بفرمایید.

فرشید قلی پور

گزارش تصویری برنامه گلگشت

جمعه, مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ | وبلاگستان | ۲۹ نظر

بر خلاف نظر تحریم کنندگان برنامه گلگشت و با آنکه بسیار دیر برای اطلاع رسانی آن اقدام کردیم به خوبی برگزار شد. حضور جمعی از وبلاگ نویسان و خوانندگان آقا و خانم وبلاگ آن هم در ساعت ۵ صبح برای من باور نکردنی بود. برنامه بسیار لذت بخش و فرح‌آور برگزار شد و جای آنها که با فکرهای بیهوده، خودشان را از آن محروم کردند به شدت خالی بود.

در زیر تعدادی از عکسهای این برنامه را می‌بینید:

ادامه عکسها در فیس بوک

وبلاگهای بروز شده قزوین

جستجو