نقد

پاسخ به سوالات - بخش اول

شنبه, دی ۱۵م, ۱۳۸۶ | نقد | بدون نظر

اگر یادتان باشد چندی پیش اعلام کردم اگر سوالی راجع به من و وبلاگ یا هرچیز دیگر مرتبط با من دارید بپرسید. سوالات تقریبا زیادی به دستم رسید که البته تعداد زیادی از آنها هم تکراری بودند. از این به بعد هر چند وقتی تعدادی از سوالها را برای اینکه حوصله خودم در پاسخ دادنشان و حوصله شما در خواندنشان سر نرود بهمراه جوابشان می‌گذارم. پس فعلا بخش اول پاسخ به سوالات را بخوانید.

تو می‌دانی سایتها و وبلاگهای بی هویت مال چه کسی است؟
مال من نیست و اگر هم می‌دانستم نمی‌گفتم. شما هم آنقدر دنبال آن نباشید بدانید مال چه کسی است. خود آنها اگر می‌خواستند با هویت حضور پیدا می‌کردند اینکار را می‌کردند و حالا که نخواسته‌اند شما هم به خواسته شان احترام بگذارید و آنقدر دنبال پیدا کردنشان نیفتید. کسی هم لازم نیست نگران چیزی باشد. در واقع این مشکل ماست که هنوز امکان وجود بی هویتی در اینترنت را نپذیرفته‌ایم. اینترنت مثل روزنامه و نشریه نیست که نیاز به هویت و مجوز داشته باشد. خود آن وبلاگها و سایتها اگر مشکل داشته باشند زودتر از اینکه من و شما بخواهیم مثل هزاران سایت مشکل دار دیگر فیلتر می‌شوند و جریان اطلاع رسانی بخاطر هویت اینترنت ممکن است از طریق دیگری(مثل تغییر آدرسشان) ادامه می‌یابد. خیلی جالب است که خود دولت با این موضوع کنار آمده و دیگر به دنبال اینطور مسائل نیست اما حس فضولی ما، ما را ساکت نمی‌کند.
این موضوع را در مطلب فرهنگ استفاده از جریان آزادانه اطلاعات هم توضیح دادم. به جای اینکه به دنبال شناسایی آنها باشید بیشتر سعی کنید به دنبال استفاده از مطالب آنها باشید و همانطور که باز هم در آن نوشته گفتم البته ممکن است همه مطالب آنها صحیح نباشد و خواننده نباید به زودی مهر تایید بر آنها بزند.

در انتخابات ریاست جمهوری به کی رای دادی؟!
این سوال را خیلی ها از من می‌پرسیدند و معمولا از جواب دادن امتناع می‌کردم. اما اگر خیلی اصرار می‌کردند حالا افشا می‌کنم جوابی می‌دادم که مخالف نظرش باشد. مثلا اگر می‌دانستم طرف به احمدی نژاد رای داده است می‌گفتم به معین رای دادم و اگر می‌دانستم به معین رای داده است می‌گفتم به احمدی نژاد رای داده ام. این طوری باعث می‌شد که طرف فکر نکند با او همفکر هستم و موضوع به بحث کشیده شود و نظراتش را بیشتر متوجه شوم. اما واقعیت این است که نه به احمدی‌نژاد رای دادم نه به معین. فکر می‌کنم پاسخم در همین حد افشاگری زیاد هم بود!

چرا معرفی وبلاگ های به روز شده را گزینشی می زنی؟ وبلاگ من بروز می‌شود اما در لیست وبلاگهایت بالا نمی‌آید.
این موضوع اصلا دست من نیست. من دائم به تک تک وبلاگها مراجعه نمی‌کنم تا اگر بروز شده باشند اسمشان را بیاورم بالای لیست! من از بلاگرونیگ استفاده می‌کنم که خودش تشخیص می‌دهد چه وبلاگی بروز شده است اما متاسفانه گاهی وقتها بروز شدنشان را متوجه نمی‌شود. البته اشکال از بلاگرولینگ نیست چون آن هم خودش از weblogs.com استفاده می‌کند و به نظر من اشکال اساسی این است که وقتی وبلاگی بروز می‌شود حالا به هردلیل اشکال ارتباطی weblogs.com پینگ نمی‌شود. برای رفع این مشکل تحقیقات گسترده ای کردم. تنها راه جایگزین برایش استفاده از Google Reader است. اما آن هم یک مشکل اساس دارد و آن این است که به خوبی و ترو تمیزی بلاگرولینگ نیست. مثلا وبلاگهای بروز شده را با علامت خاصی جدا نمی‌کند و تنها کاری که می‌کند آنها را می‌آوردشان بالای لیست. حالا صبر می‌کنم اگر مشکل بلاگرولینگ حل نشد دیگر مجبور می‌شوم از Google Reader استفاده کنم.

حسین طاهری قزوینی که بود؟

پنجشنبه, آبان ۱۰م, ۱۳۸۶ | نقد | ۲۳ نظر

امروز شنیدم حسین طاهری قزوینی، سردبیر خبرگزاری ایسنای قزوین از سمت خود استعفا داده است. این خبر بیشتر برای من شبیه یک شوک بود تا یک اتفاق ساده! هرچند از آن ابتدا که وی وارد ایسنا شده بود دائم زمزمه های استعفایش به دلایل مختلف به گوش می‌رسید اما همیشه آرزو می‌کردم که این اتفاق نیفتد و او همیشه برای ایسنا بماند. با همه انتقاداتی که به ایسنا داشتم معتقد بودم او بهترین فرد برای ایسنا است و اگر بخواهم ۵ روزنامه نگار خوب قزوینی نام ببرم قطعا وی در میان آنها خواهد بود.

خود من نخستین بارنام وی را حدود سالهای ۷۴ بود که شنیدم. آن موقع من و او برای ضمایم همشهری مطلب می‌نوشتیم بی آنکه همدیگر را بشناسیم. او خیلی فعال بود و دائم مطالبش چاپ می‌شد و راستش را بخواهید از این بابت نسبت به او حسودیم می‌شد که چطور می‌شود مطالب کسی به این راحتی چاپ شود. البته مطالبش هم خیلی غنی بود و ارزش خواندن داشت. در سال ۷۵ در یک اردو که روزنامه همشهری ترتیب داده بود از نزدیک با او آشنا شدم و پس از آن کار روزنامه‌نگاری را به همان شکل غیر حضوری در هفته نامه خانه ادامه دادیم. سپس به هفته نامه مینودر رفتیم و از آنجا روزنامه نگاری را به شکل حضوری آغاز کردیم. آن سالها حسن شکیب زاده سردبیر مینودر بود که تقریبا به مدت ۳ تا ۴ سال و تا پایان سردبیری اش با او کار کردیم. فعالیت ما خیلی جدی بود و بهنام محمودی و حسن حسنزاده و سپس عیسی صفری هم در همان سالها به مینودر پیوستند. در کنار همه این فعالیتها همیشه چیزی که من و احتمالا کسان دیگر را به خود جذب می‌کرد دست خط حسین بود که در نوع خود بینطیر بود. فکر می‌کنم خیلی از کسانیکه با او بوده اند چند بار سعی کرده‌اند که مثل او بنویسند اما نتوانسته اند! حسین طاهری در آن سالها خودش نشریات تجربی زیادی منتشر می‌کرد که یکی از آنها جوان دوم خرداد بود. پس از شکیب زاده، احد چگینی سردبیر مینودر شد که مدتی هم با او همکاری داشتیم.

همزمان با این فعالیتها حسن شکیب زاده اقدام به تشکیل کانون روزنامه نگاران هلال نمود که بیشتر روی آموزش روزنامه نگاری تاکید داشت. حسین و یکی دو نفر دیگر از عناصر اصلی این کانون بودند و فعالیتهای خیلی خوبی آنجا انجام دادند. اتفاقا ورود من به عرصه اینترنت و طراحی هم از همان سالها شروع شد که اینترنت تازه به قزوین آمده بود و فکر می‌کنم اولین سایتی که ساختم همین سایت کانون روزنامه نگاران هلال بود و هنوزم روی اینترنت هست.

پس از مدتی کانون روزنامه نگاران هلال به دلایل مالی و چیزهای دیگر منحل شد و از آن به بعد من بیشتر در خط اینترنت و کامپیوتر افتادم و دیگر با حسین نبودم اما شنیدم که او به ولایت و سپس به تابان رفته است و حدود یکسال هم با هرکدام همکاری داشته است. مدتی هم مقاله ها و مطالب او او را در روزنامه های سراسری می‌خواندم و همزمان دوباره با هم و همان افراد مینودر به روزنامه‌نگاری مدرن روی آوردیم و بطور ناشناس چند سایت خبری در مورد قزوین راه انداختیم که جریانات فراوان خودش را داشت و پس از مدتی لو رفتیم و مجبور شدیم تعطیلش کنیم تا خودمان را تعطیل نکرده اند!

دوباره دیگر من با او نبودم تا اینکه اواخر سال پیش شنیدم سردبیر ایسنا شده است. خیلی ها مثل من که او را می‌شناختند از این اتفاق خوشحال شدند چرا که هم تجربه اش را داشت و هم توانایی‌اش را و به شخصه معتقد بودم ایسنا یک رسانه عالی برای قزوین است که روی جهت گیری خیلی از افراد تاثیر می‌گذارد.

خیلی سعی کردم وادار و تشویقشان کنم که ایسنا منطقه خبری بشود و حسین طاهری آنجا ماندگار شود و سالهای اقتدار ایسنا بر قزوین را ببینم اما نشد و امروز هم که شنیدم او از آنجا خارج شده است و مسئولیتی در آنجا ندارد. او علت استعفایش را تغییر شغلش به دلیل مسائل شخصی عنوان کرده است و هرچند گفته است که همچنان کار روزنامه نگاری می‌کند و از دور هم دستی بر آتش دارد اما ای کاش نمی‌گذاشتند خارج شود یا رشته دانشگاهی اش طوری مرتبط با رسانه بود که نتواند خارج شود. هرچند قطعا شغل جدیدش که ارتباطی هم با رسانه ندارد نیازهای او را بیشتر تامین می‌کند اما این کلا یکی از بزرگترین مشکلات رسانه های ما است که باعث می‌شود افراد خوب به این آسانی جذب شغلهای دیگری شوند که حداقل از نظر مالی بیشتر به نفع آنهاست.

حسین طاهری در این سالها چند وبلاگ هم زد که موضوعاتشان کاملا متفاوت و حتی ادبی بود. این وبلاگها به ترتیب عبارتند از: کوپه شماره چهارشهر خوبمحاق - من و ایسنا که هر کدام بنا به دلایلی متوقف شدند.

حسین طاهری از ایسنا جدا شد اما می‌دانم که دلش با آنجاست و جدایی او از رسانه امکان پذیر نیست.

جستجو