نقد
تغییر نگاه به محمد علیخانی و پدرش
چهارشنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۶ | نقد | بدون نظر
این روزها مدام پیامهایی دریافت میکنم که با محمد علیخانی درافتادی و رابطه ات با او به خصومت گراییده است و نظراتت نسبت به او تغییر کرده است و چه و چه. همین جا رسما به تمام کسانیکه این نظر دارند و یا از این وضعیت خوشحال میشوند اعلام میکنم که اصلا چنین چیزی نیست و خوشحالی آنها بیهوده است! من نه طرفدار محمد علیخانی و پدرش هستم و نه دشمن او. تمام مطالب و لینکهایی هم که در ارتباط با او تا کنون نوشتم هم در تایید او بوده است و هم در نقد او. حتی شاید اگر تعداد این دو نوع لینک و مطلب را با هم جمع کنید به تعداد برابری برسید. واقعیت این است که من هم مثل خیلیهای دیگر طرفدار بعضی از نظرات و کارهای محمد علیخانی هستم و منتقد برخی کارهای دیگر او و خصوصا پدرش.
در مورد این احساس بوجود آمده در پیام دهندگان، تنها احتمال میدهم چند لینک اخیر باعث بوجود آمدن چنین حسی شده است که در مورد آنها هم باید بگویم که اولا تمام مطالبی که من به آنها لینک میدهم ممکن است درست نباشد و یک مطلب حتی حاوی مطالب توهین آمیز هم باشد اما قطعا مطالبی که به آنها لینک میدهم حاوی مطالب و نقدهای درستی هم هست. دوما من لینکهایم را تحت فشار هیچکسی نمیگذارم و به این ترتیب حذف هم نمیکنم. تمام لینکهایم با نظر شخص خودم گذاشته میشود و البته اگر انتقادی نسبت به آنها دارید میتوانید مطالب آنها را برای خودتان نقد و بررسی کنید و بعد تصمیم بگیرید که بپذیرید یا نپذیرید. حتی میتوانید بررسی و نقدتان را یکجا بنویسید که دیگران هم بخوانند. سوما اگر کمی به قبل تر برگردید و محدوده قضاوتتان را در مورد مطالب و لینکها من بیشتر کنید لینکهایی را که در تحسین بعضی از کارهای محمد علیخانی گذاشتم هم خواهید دید. بخصوص که همین چند وقت پیش در مطلبی با عنوان «کاندیداها و همخویی آنها با دنیای مجازی» بطور غیر مستقیم حضور او را در دنیای مجازی تحسین کردم و چندی قبل تر هم در برنامه تلویزیونی مستقیما از او تعریف کردم.
در مورد علت زیاد بودن تعداد لینکهای من درباره او هم همانطور که خودتان میبینید مدت زیادی است که مطالب درباره او و پدرش در اینترنت واقعا زیاد شده است و اگر مطلبی در مورد شخص دیگری هم بود که او هم با قزوین ارتباط داشت قطعا به آن هم لینک میدادم.
خلاصه دست آخر برایتان بگویم که هیچ تغییری در نظرات من نسبت به محمد علیخانی و پدرش ایجاد نشده است و البته از او هم به عنوان کسی که فرهنگ استفاده از جریان آزادانه اطلاعات دارد و هم تحمل نقدها و لینکهای رادیکال و بی رحمانه من و دیگران را دارد صمیمانه سپاسگذارم.
پاسخ وارده
دوشنبه, دی ۱۷م, ۱۳۸۶ | نقد | بدون نظر
جناب آقای علیرضا خدابخش، نویسنده وبلاگ خبری گریز
با سلام و احترام
در پست اخیرتان اقدام به تهیه جدول سهم رسانههای استان از فضای مجازی نمودهاید که کاری ارزشمند و در خور تحسین است. اما در بخشی از متن انتهایی پست، توصیه کردهاید که (نقل به مضمون) “مدیران رسانهها، خبرنگاران را وادار به وبلاگ نویسی کنند!”
بعنوان یک خبرنگار وبلاگ نویس،این جمله به نظرم نیاز به پارهای توضیحات دارد که در پی میآید. وبلاگ یک “رسانه ی گرم” و مشمول قانون مطبوعات است. تا وقتی خود ما وبلاگ نویسان پاسخگو نباشیم نمیتوانیم از دیگران پاسخ بخواهیم بنابراین ضمن احترام به اصل حیاتی آزادی بیان، با استناد به ماده ۲۳ قانون مطبوعات توضیحات ذیل جهت درج در آن رسانه وزین ارسال میگردد.
وبلاگ نویسی ممنوع !!!
خبرنگاران وبلاگ نویس بر دو دسته اند؛ نخست آنان که وبلاگهایشان بیشتر “شخصی” است و نه “خبرنگاری” چرا که فقط خاطرات روزمره شان را مینویسند مثل کتابهایی که خوانده اند، جاهایی که رفته اند و شعرها و داستانها و … دسته ی دوم خبرنگاران منتقدی هستند که تیغ قلم شان در وب نوشتهها گاه بر زواید قابل انتقاد رسانه متبوعشان نیز مینشیند. دسته نخست کبریت بی خطر هستند و مشکلی برایشان ایجاد نمیشود. دسته ی دوم اما نوشتههای وبلاگشان رنگ و بوی خبرنگاری دارد، یعنی نشان میدهد که نویسنده - حتی اگر بی نام بنویسد - یک “خبرنگار” است.
خبر، آن گونه که “لرد نورث کلیف” میگوید، “چیزی است که کسی میکوشد تا آن را جایی پنهان کند” و از آنجا که یکی از اهداف خبرنگار وبلاگ نویس منتقد کشف حقایق پنهان شده (خبر) است، ممکن است کشف و افشای گوشهای از این حقایق پنهان شده (خبر) به ضرر صاحبان رسانه تمام شود. با این اوصاف آیا اصل پذیرش و اجرای راهکار شما در مورد برخی رسانهها که صاحبان شان اصرار عجیبی بر پنهانکاری و گسترش دایره ی “اسرار داخلی” دارند بعید به نظر نمیرسد؟
“مدیران رسانهها، کارکنان را وادار به وبلاگ نویسی کنند!”
حقیقتا یک خبرنگار وبلاگ نویس با خواندن این جمله ی شما میماند بخندد یا گریه کند؛ محض اطلاع شما و دیگر دوستان عرض میکنم، اتفاقا این جریان موجود و کاملا برعکس است. یعنی حاکمان برخی رسانهها از هر اهرمی برای مهرورزی بر کارکنان وبلاگ نویس خود سود جسته و مهربانی را به حدی میرسانند که خبرنگار وبلاگ نویس یا تعطیل میکند، یا استعفا میدهد، یا استعفا دادانده میشود! و حتی پس از استعفا نیز به قدری “دلایل شخصی” برایش تراشیده و بدرقه راهش میشود که چارهای جز تعطیلی برایش نماند.
آنچه را که من نمیدانم، نباید وجود داشته باشد!
“متعصبانه ترین مخالفتهای انسان همواره با پدیدههایی است که در موردشان کوچکترین اطلاعی ندارد.” نقل است زمان ورود خط آهن به عربستان، مفتی اعظم وهابیان گفته بود: “نعوذ بالله من المشرکین! الذین یترکون الحمار و یرکبون الشمقدر !!!” که ترجمه اش میشود: “از مشرکان به خدا پناه میبریم. همانها که الاغ را رها کرده و بر قطار سوار میشوند !!!” شده قصه ی برخی صاحبان رسانه که از عصر پارینه سنگی رادیوهای تک موج یک قدم جلوتر نمیآیند. از فرط توهم توطئه به هراسی پارانویید دچار شده اند و از شنیدن نام “وبلاگ” کهیر میزنند. در عصری که اگر اینجا عطسه بزنی آن سوی کره زمین میگویند “عافیت باشد”، چنین طرز فکری قافله ی رسانههای داعیه دار تاثیر گذاری را به کدام ترکستان رهنمون خواهد شد؟
تاریخ مرا تبرئه خواهد کرد! *
آقای خدابخش! فشاری هم اگر بخواهد وارد شود، باید بر حاکمان رسانههای استان باشد که به کلاسهای “نهضت رسانه آموزی” بروند تا ببینند دنیای پنهانکاریهای داخلی رسانهها سالهاست به پایان رسیده و دایره ی “اسرار خانوادگی” که وبلاگ نویسان منتقد متهم به افشایشان میشوند، هر روز تنگ تر از دیروز است.
البته روزگاری حمل یک سکه ی آلمان غربی نیم متر آنسوتر از دیوار برلین ۲۰ سال حبس داشت و اعتقاد گالیله به مرکزیت خورشید در کلیسای قرون وسطا نشانه ی الحاد قلمداد میشد. تاریخ خبرنگاران وبلاگ نویس را تبرئه خواهد کرد.
*) دفاعیه معروف فیدل کاسترو در دادگاه نظامی ژنرال باتیستا – ۲۶ جولای ۱۹۵۳
حسین آذربایجانی
خبرنگار سابق سرویس سیاسی خبرگزاری ایسنا
نویسنده وبلاگ “سنگ نبشتههای یک زائر… “
عضو تحریریه ویژه نامه حدیث قزوین
موضوعات
بایگانی
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
- اردیبهشت ۱۳۸۴
- فروردین ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۳