قزوین

بازیگران ۲۰ میلیونی و اینکه دنیا مثل تو نداره!

شنبه, تیر ۲۲م, ۱۳۸۷ | قزوین | ۱ نظر

جمعه ای که گذشت به لطف بلیط مجانی که یکی از دوستان در اختیارم گذاشت به جنگ شادی با عنوان «من، تو، ستاره ها» رفتم که پس از چندین سال سکوت پس از برگزاری کنسرت آریان در قزوین برگزار می‌شد. استقبال مردم و دختر و پسرهایی که حاضر بودند به خاطر مهمانان برنامه و بخصوص گلزار تمام زندگی خود را بدهند فوق العاده بود.

رشید پور که حالا دیگر در مجری گری برنامه های اینچنینی سعی دارد هم پای رقیبان سرسختش مثل شهریاری و فرزاد حسنی پیش برود ضمن دائم خوشتیپ خواندن جوانان قزوینی، از تک تک مهمانان ۳-۲ سوال راجع به اینکه چند خواهر برادر هستید و چه توصیه ای به جوانها دارید می‌کرد و بعد آن مهمان را با شعار دنیا مثل تو نداره بدرقه می‌کرد. بله کل اصل برنامه همین بود! می‌توانستید به همین سادگی ۱۰ هزار تومان از جیب مبارک خرج کنید و بریزید به جیب گلزاری که ۲۰ میلیون تومان برای شرکت در این مراسم گرفته بود و بقیه ای که هر کدام کمتر از ۵ میلیون نگرفته بودند و با کلی بادیگارد به قزوین آمده بودند تا اینکه فقط شما بفهمید خوش تیپ هستید، ۵ دقیقه آن ستارگان را از نزدیک ببینید و از زبان خودشان تعداد اعضای خانواده شان را بشنوید.

خوش به حالتان که خانه نشستید و لذت دیدن یک «بی برنامه» در یک سالن فوق العاده گرم را از دست دادید! البته این را هم نمی‌خواهم بگویم همه آنها که شرکت کرده بودند حس من را داشتند. نه! برخی از آنها هم به اصطلاح بسیار حال می‌کردند اما به نظرم این حال طبیعی نبود چرا که بخاطر پولی که داده بودند سعی کردند به بهترین نحو از شرایط موجود استفاده کنند.

برای برگزار شدن این برنامه فقط باید یک تبریک و یک تاسف بزرگ خورد. تبریک به خاطر اینکه پس از مدتها قزوین شاهد چنین برنامه ای بود و به نوعی طلسم آن سکوت مرگ آفرین شکست. تاسف بخاطر نوع اجرای برنامه که با فی البداهگی بی نظیری، هیچ برنامه خاص و مقبولی برای رضایت و جلب نظر مخاطبان پر انرژی و تشنه خود نداشت و تنها توانست یک خط به ظاهر مثبت، به کارنامه عملکرد برگزارکنندگان خود اضافه نماید.

ساختار شکنی‌های زیر نور ماه

شنبه, تیر ۱۵م, ۱۳۸۷ | قزوین | ۱ نظر

چند هفته است که فرشید قلی پور و همسرش که اتفاقا هر دو هم وبلاگ نویس هستند برنامه تلویزیونی ای را با عنوان «زیر نورماه» هر هفته پنجشنبه ها بر روی آنتن شبکه محلی قزوین می‌برند.

ساختار این برنامه بگونه ای است که نشان می‌دهد برای ساخت آن تلاش خوبی انجام می‌شود و حرکت خوبی برای ارائه یک برنامه متفاوت با برنامه های روزمره شبکه قزوین آغاز شده است. نخستین وجه تمایز این برنامه با سایر برنامه ها، دیالوگ های غنی میان این زن و شوهر است. خوشبختانه بر خلاف بسیاری از برنامه های صدا و سیما که دارای دیالوگهای شتابزده، بی برنامه و تا حدی فی البداعه همراه با جر و بحث های بی فایده هستند دیالوگهای زیرنورماه بسیار هدفمند و پرمحتوا تهیه می‌شود تا باعث جذب مخاطب بیشتر شود. بخشهای دیگر این برنامه مثل گزارش محله، گزارشهای ویژه و گفتگوی پایانی این برنامه نیز خیلی خوب و ایده آل تهیه می‌شود و باعث گردیده تا برنامه از یک سیر خشک و ثابت خارج شود.

گرچه موارد ذکر شده از امتیازات این برنامه است اما این امتیازات را ممکن است گاها در برنامه های دیگر نیز پیدا کرد. به نظر من ۲ امتیاز در این برنامه وجود دارد که یک نوع ساختارشکنی ظریف و مهم را در آن بوجود آورده است. یکی محیط اجرای آن است که بطور زنده در فضای بنای تاریخی چهل ستون قزوین ضبط می‌گردد. این ویژگی یک نوع حس قرابت میان مخاطبان و برنامه ایجاد کرده است و دلیلش هم این است که می‌توان گفت تقریبا هر شهروندی حداقل یکبار آنجا را از نزدیک دیده است. دوم وجود رابطه زن و شوهری واقعی میان مجریان این برنامه است. این ویژگی اگرچه در ساختار برنامه پنهان مانده است و از آن استفاده خوبی نمی‌شود و روی آن تاکید زیادی هم نمی‌شود اما من با افرادی مواجه بودم که از زمانیکه از طریق اطرافیانشان فهمیدند این رابطه میان مجریان برنامه وجود دارد بیننده آن شده اند!

شاید بتوان به این موضوع اذعان کرد که یکی از دلایل موفقیت این برنامه این است که تعدادی از روزنامه نگاران سابق هفته نامه «نامه قزوین» از عوامل هدایت این برنامه هستند و تهیه محتوای آن را به عهده دارند. به هر روی باید گفت و اعتراف کرد زیرنورماه با وجود اینکه از مجریان جوانی هم بهره می‌برد اما یک ایده موفق در شبکه صدا و سیمای محلی قزوین است و گوی سبقت را از بسیاری از برنامه سازان سنتی که سالهاست به تولید برنامه می‌سازند ربوده است.

پیشنهاد می‌کنم اگر هیچ کدام از برنامه های شبکه قزوین را نمی‌بینید، حداقل پنجشنبه ها ساعت ۸:۴۵ شب را برای دیدن این برنامه از دست ندهید.

جستجو