قزوین
تثبیت مدیران استان قزوین؛ پیامدها و آسیب ها
سه شنبه, آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ | قزوین | ۱۷ نظر
مدیریت یک مجموعه نقش تعیین کننده در سرنوشت آن مجموعه دارد. این ویژگی آنقدر حساس است که آنجا که عملکرد ضعیف یک کارمند مجموعه بروز میکند به حساب مدیریت آن مجموعه گذاشته میشود و در واقع اوست که پاسخگوی همه اعمال نیروهای تحت سرپرستی خود نیز هست. مدیریت کارآمد باعث پیشرفت و توسعه مجموعه میشود و خلاف آن کل مجموعه را به ورطه نابودی نزدیک میکند.
استان قزوین تا کنون چه در عرصه دستگاه ها و سازمانها و چه در مدیریت کل استان، از وجود عناصر مختلفی تجربه کسب کرده است. آنجا که صحبت از گذشته استان پیش میآید معمولا نوعی دلخوری در میان ساکنان استان قزوین وجود دارد که نتوانسته است همپای استانهای دیگر پیشرفت کرده و به رشد و آبادانی برسد. ریشه یابی این مسئله پس از تحقیق معمولا به مدیران گذشته قزوین میگردد که نتوانستند آنطور که باید موجب پبشرفت استان شوند. نکته جالب توجه در این میان این است که همین مدیران در زمان خود قاطعانه از نحوه فعالیت و مدیریت خود دفاع میکردند و با ارائه آمار و ارقام بر رشد مجموعه خود صحه میگذاشتند. این درحالی بود که که حتی با پذیرش این آمار، سیر پیشرفت استان قزوین در مقابل استانهای دیگر بسیار ناچیز و از روند کندی برخوردار بوده است که نتایج آن نیز امروزه محسوس گشته است. البته عدم کارآمدی شامل همه مدیران نمیشود و اندک مدیرانی هستند که نتایج موثر آنها در پیشرفت مجموعه تحت حمایت خود کاملا مشهود است و حتی شخصیت های سیاسی نیز در هرجناح و اندیشه ای به توانایی و کارامدی آنها اذعان دارند. نمونه صریح و بارزی از این دست مدیریت را در مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین میتوان دید.
از ابتدای روی کار آمدن سید علی اکبر طاهایی به عنوان استاندار قزوین یکی از ویژگیهای مهم ایشان که توجه بسیاری از صاحب نظران را به خود جلب کرده است تلاش برای عدم تغییر معاونان و مدیران قبلی و ادامه فعالیت آنان بوده است. این ویژگی تا بدانجا ادامه یافته است که اخیرا با تغییر چند مدیر دولتی ابراز نارضایتی خود را اعلام نموده و خود و نیروهای خود را از شرکت در جلسه معارفه مدیران جدید منع نموده است! در ابتدا نظر بسیاری بر این بود که این مخالفت بدلیل عدم هماهنگی و تناسب مدیر جدید با وی بوده است که البته اگر چنین دلیلی وجود داشت کاملا پذیرفته شده و بجا بود چراکه هماهنگی همه مدیران برای پیشرفت استان لازم و ضروریست. اما پس از تحقیقی که شد مشخص شد تصمیم برای تغییر قبلا به اطلاع ایشان رسیده است و ایشان اساسا با فلسفه تغییر مدیر از پایه مخالفند و اصرار شدید به باقی ماندن مدیران قبلی همه نهادها دارند. مهمترین دلیلی که برای نگهداری یک مدیر میتواند وجود داشته باشد تجربه کسب کرده اش طی مدت مدیریتش است اما اگر سایر ویژگیهای یک مدیر فدای این تجربه شود ناکارآمدی یک مدیر کاملا محسوس میشود. تجربه چیزی نیست که نتوان بدستش آورد و هر شخصی که بر مسند ریاست تکیه زند پس از مدتی خواه ناخواه برخوردار از این ویژگی اکتسابی میشود و حتی میتواند از تجارب مدیر قبلی به عنوان مثال در سمت معاون یا مشاور خود نیز استفاده کند. این در حالی است که سایر ویژگیهای یک مدیر ممکن است هرگز در یک مدیر وجود نداشته باشد یا حداقل به این زودیها کسب نگردد. صاحب نظران مسائل استراتژیک میگویند شخصی که برای مدیریت یک مجموعه تخصصی به عنوان مثال یک صنعت انتخاب میشود اگر رشته تحصیلی اش مدیریت باشد موفق تر از شخصی است که رشته تحصیلی اش آن صنعت باشد. البته این حداقل ویژگی مدیریتی است و قطعا مدیری که انتخاب میشود باید شامل هردو ویژگی باشد. یعنی هم فن مدیریت بداند و هم زمینه فعالیت مجموعه تحت مدیریتش تا حدودی تخصص داشته باشد. این ویژگی را داشته باشید و حالا در نظر بگیرید مدیرانی از بخش صنایع دولتی قزوین که نه رشته شان مدیریت است و نه رشته تحصیلی شان منطبق با مجموعه تحت کنترلشان است. نمونه بارز و بارها منتشر شده این موضوع را در مدیریت ادارت صنایع قزوین میتوان دید که نتایج آن شامل بحرانهای متعدد در شرکتهای تولیدی قزوین سالهاست به قوت خود باقی است و همچنان ادامه دارد.
البته باید این نکته غافل نبود که قطعا تحصیلات ملاک تمام کننده ای برای مدیریت نیست اما این حداقل ویژگی یک مدیر است و سایر ویژگیها مانند تعهد، ذات مدیریتی و … نیز در کنار آن قرار میگیرد. با مقاومت برای عدم تغییر مدیران استان قزوین روندی که در دوران استاندار قبلی بوده است همچنان در سطح های کوچکتر و تخصصی تر ادامه مییابد و در واقع اساسا تغییر استاندار بومی و شناخته شده قزوین بی معنی جلوه میکند. مهمترین دلیل تغییر استاندار قزوین ایجاد تحول در استان قزوین و بخصوص در ساختار مدیریتی بوده است و این موضوع با باقی ماندن مدیرانی که در زمان استاندار قبلی انتخاب شده اند و همچنان به مدیریت خود ادامه میدهند امکان پذیر نخواهد بود.
به نظر میرسد علاوه بر نیاز شدید به تغییر مدیران در استان قزوین تعامل با چند مدیری که طی روی کار آمدن دولت دهم در استان قزوین انتخاب شده اند ضروری است و گذاشتن سنگ بنای مخالفت با آنان از همان ابتدا و عدم تعامل با آنها نه تنها راه به جایی نخواهد برد بلکه وضع را از این که هست نیز بدتر خواهد ساخت. در نهایت انتظار میرود استان قزوین همپای دولت جدید که اکثر وزیران آن نیز تغییر یافته اند با ساختار مدیریتی نو و تازه نفس گامهای بلندتری را در توسعه و پیشرفت خود بردارد و سالها عقب ماندگی خود را در زمان کوتاهتری جبران نماید.
وضعیت بحرانی بیمارستان کودکان قدس
شنبه, اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۸ | قزوین | ۵ نظر
یکی از مخاطبان وبلاگ مطلبی برایم ایمیل کرده است و درخواست کرده است آن را منتشر کنم. مطلب او را بدون کم و کاست بخوانید:
من یکی از پرستاران بیمارستان کودکان قدس هستم. بی توجهی مسئولین این بیمارستان و همچنین مسئولین محترم شهر و استان نسبت به رفاه و حال مادران بیچاره ای که فرزندان معصوم آنها در این بیمارستان بستری هستند مرا وادار به ارسال این نوشته کرده است. امید آنکه صدای آه دل این مادران به گوش شما عزیزان برسد.
بیمارستان کودکان برخلاف سایر بیمارستانها یک پای درمان والدین هستند و از آنجایی که تقریبا” ۹۸% کادر درمانی خانم میباشند، حضور مادران در کنار کودکان بیمار الزامی است.
۱- وقتی بیمارستانی ظرفیت تعیین شده ای برای پذیرش بیمار دارد چه دلیلی دارد که بسیار بیشتر از توان بیمار میپذیرد و مادران بیچاره مجبور میشوند در طول درمان که بعضا” به ۲۰ روز هم میرسد در راهروها به سر ببرند، جای خواب و استراحت نداشته باشند و هر لحظه به دلیل حضور پزشکان مرد یا خدمات مرد و یا پدر بیماران در هر لحظه از شبانه روز مؤذب باشند. حالا بگذریم از بقیه ماجرا که به دلیل خارج از حد استاندارد بودن تعداد بیماران و کم بودن کادر پرستاری همیشه از طرف والدین بیمار این کادر زحمتکش مورد توهین و فحاشی قرار میگیرند و هیچ انگیزه ای برای کار کردن ندارند!
۲- هزینه همراه در هر شب بیش از ده هزار تومان است ولی آیا خدمات ارائه شده به هزار تومان هم میرسد؟! کاش از وضع غذای بیمارستان یک پرس و جویی بکنید! شبها که سیب زمینی و تخم مرغ آب پز، خوراک سوسیس (که همگان به مضرات آن آگاهند)، کباب کوبیده خام، خوراک لوبیا (که فقط آب و پوست لوبیا است)، کوکوی سیب زمینی (که روغن از آن شرشر میکند) به اضافه ۴-۵ قاشق سوپ که جزء قابل خوردنش فقط همان سوپ است و مابقی خوراک سطل زباله! البته از حق نگذریم که ناهار بدک نیست که شاید دلیل آن حضور رئیس و رؤسا در بیمارستان باشد!
۳- در تمام دنیا حتی جنگلهای آمازون لباس کودکان و ملحفه ها و حتی در و دیوار را گل منگلی و عروسکی درست میکنند تا این ۲۰-۱۵ روزی که کودکان در بیمارستان هستند به خاطر پروسیجرهای مختلف درمانی کمتر وحشت کنند ولی در بیمارستان کودکان قدس تنها چیزی که اهمیت ندارد انگار همین کودکان معصوم هستند! حالا بگذریم از اینکه بیمارستان به این بزرگی رختشویخانه اش حتی یک اتو ندارد و مادران و کودکان مجبورند که لباسهای بسیار بد رنگ و بد دوخت و بد منظره و چروکیده بپوشند! تنها چیزی که مهم نیست عزت و کرامت انسانی است!! اگر بیمارستان بودجه ندارد خب میتواند تهیه لباس را به یک واحد خصوصی واگذار کند تا بیماران و همراهانشان در بدو پذیرش تهیه کنند!
۴- مادری که برای اولین بار در بیمارستان بستری شده آیا نیاز آموزشی در خود احساس نمیکند که هم در مورد حال و هم در آینده اطلاعات خود را افزایش دهد؟ آیا در اینجا نقش سوپروایز آموزشی و بالینی برای برنامه ریزی پررنگ نمیشود!؟ ولی تنها چیزی که قابل مشاهده است فقط حضور و غیاب پرسنل و گاها” چک کردن تاریخ سرم هاست. یا اینکه در کتابخانه برای فللان کنگره در حال سرچ مطالب هستند که آن هم برای گرفتن امتیاز برای خودشان است نه برای افزایش روند کیفیت درمانی!
در این بیمارستان دهها مسائل دیگر که قابل بیان نیست وجود دارد و فقط اگر خدای نکرده فرزند دلبند شما یا اقوام و نزدیکان یا درو همسایه در این بیمارستان بستری شده باشد میفهمید که در این بیمارستان چه میگذرد! امید آنکه این مطالب فقط در حد مطالب خواندنی نباشد و در روزی و روزگاری و شاید هم قرن های آتی مثمر ثمر باشد!
توضیح درباره نخستین سالن رقص!
سه شنبه, اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۸ | قزوین | ۱۶ نظر
یکی از مخاطبان ناشناس سایت ایمیلی را در توضیح لینک «نخستین سالن رقص» که چند روز پیش گذاشته بودم برایم ارسال کرده است. اگر مطلب آن لینک را خوانده اید این را هم بد نیست برای تکمیل اطلاعتتان بخوانید.
به دنبال انعقاد قرار داد بین روسیه تزاری و دولت قاجاریه برای احداث راه شوسه انزلی، قزوین، همدان توسط روسها، دولت روسیه مرکز اداره اجرای این قرارداد را در قزوین بنا نهاد و به همین منظور تاسیساتی را در حدفاصل خیابان طالقانی تا بوعلی امروز که به نام کانتور معروف بود بنا نهاد. در این تاسیسات، سالن نمایشی ساخته شد که برای سرگرمینیروهای روسی شاغل در این قرار داد مورد استفاده قرار میگرفت. هرچند در این دوران گروه های نمایشی فراوانی از جمله گروه های رقص باله از روسیه برای اجرای برنامه به قزوین آمدند، اما به استناد منابع متعدد موجود این سالن هیچگاه مختص رقص باله نبوده و به این منظور نیز بازگشایی نشده است.
مجموعه باغ لاله زار که سالن مذکور در آن قرار دارد در سال ۱۳۰۷ خورشیدی و در جریان سفر رضا شاه به قزوین به بلدیه (شهرداری) واگذار شده و از آن هنگام تاکنون مورد استفاده شهرداری قرار دارد.
م. ح. سلیمانی
پی نوشت: حالا چقدر از این بعد در نتیجه جستجو عبارت «سالن رقص» از طرف گوگل به اینجا خواهند آمد!
وبلاگهای بروز شده قزوین
موضوعات
بایگانی
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
- اردیبهشت ۱۳۸۴
- فروردین ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۳