قزوین
وضعیت بحرانی بیمارستان کودکان قدس
شنبه, اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۸ | قزوین | ۵ نظر
یکی از مخاطبان وبلاگ مطلبی برایم ایمیل کرده است و درخواست کرده است آن را منتشر کنم. مطلب او را بدون کم و کاست بخوانید:
من یکی از پرستاران بیمارستان کودکان قدس هستم. بی توجهی مسئولین این بیمارستان و همچنین مسئولین محترم شهر و استان نسبت به رفاه و حال مادران بیچاره ای که فرزندان معصوم آنها در این بیمارستان بستری هستند مرا وادار به ارسال این نوشته کرده است. امید آنکه صدای آه دل این مادران به گوش شما عزیزان برسد.
بیمارستان کودکان برخلاف سایر بیمارستانها یک پای درمان والدین هستند و از آنجایی که تقریبا” ۹۸% کادر درمانی خانم میباشند، حضور مادران در کنار کودکان بیمار الزامی است.
۱- وقتی بیمارستانی ظرفیت تعیین شده ای برای پذیرش بیمار دارد چه دلیلی دارد که بسیار بیشتر از توان بیمار میپذیرد و مادران بیچاره مجبور میشوند در طول درمان که بعضا” به ۲۰ روز هم میرسد در راهروها به سر ببرند، جای خواب و استراحت نداشته باشند و هر لحظه به دلیل حضور پزشکان مرد یا خدمات مرد و یا پدر بیماران در هر لحظه از شبانه روز مؤذب باشند. حالا بگذریم از بقیه ماجرا که به دلیل خارج از حد استاندارد بودن تعداد بیماران و کم بودن کادر پرستاری همیشه از طرف والدین بیمار این کادر زحمتکش مورد توهین و فحاشی قرار میگیرند و هیچ انگیزه ای برای کار کردن ندارند!
۲- هزینه همراه در هر شب بیش از ده هزار تومان است ولی آیا خدمات ارائه شده به هزار تومان هم میرسد؟! کاش از وضع غذای بیمارستان یک پرس و جویی بکنید! شبها که سیب زمینی و تخم مرغ آب پز، خوراک سوسیس (که همگان به مضرات آن آگاهند)، کباب کوبیده خام، خوراک لوبیا (که فقط آب و پوست لوبیا است)، کوکوی سیب زمینی (که روغن از آن شرشر میکند) به اضافه ۴-۵ قاشق سوپ که جزء قابل خوردنش فقط همان سوپ است و مابقی خوراک سطل زباله! البته از حق نگذریم که ناهار بدک نیست که شاید دلیل آن حضور رئیس و رؤسا در بیمارستان باشد!
۳- در تمام دنیا حتی جنگلهای آمازون لباس کودکان و ملحفه ها و حتی در و دیوار را گل منگلی و عروسکی درست میکنند تا این ۲۰-۱۵ روزی که کودکان در بیمارستان هستند به خاطر پروسیجرهای مختلف درمانی کمتر وحشت کنند ولی در بیمارستان کودکان قدس تنها چیزی که اهمیت ندارد انگار همین کودکان معصوم هستند! حالا بگذریم از اینکه بیمارستان به این بزرگی رختشویخانه اش حتی یک اتو ندارد و مادران و کودکان مجبورند که لباسهای بسیار بد رنگ و بد دوخت و بد منظره و چروکیده بپوشند! تنها چیزی که مهم نیست عزت و کرامت انسانی است!! اگر بیمارستان بودجه ندارد خب میتواند تهیه لباس را به یک واحد خصوصی واگذار کند تا بیماران و همراهانشان در بدو پذیرش تهیه کنند!
۴- مادری که برای اولین بار در بیمارستان بستری شده آیا نیاز آموزشی در خود احساس نمیکند که هم در مورد حال و هم در آینده اطلاعات خود را افزایش دهد؟ آیا در اینجا نقش سوپروایز آموزشی و بالینی برای برنامه ریزی پررنگ نمیشود!؟ ولی تنها چیزی که قابل مشاهده است فقط حضور و غیاب پرسنل و گاها” چک کردن تاریخ سرم هاست. یا اینکه در کتابخانه برای فللان کنگره در حال سرچ مطالب هستند که آن هم برای گرفتن امتیاز برای خودشان است نه برای افزایش روند کیفیت درمانی!
در این بیمارستان دهها مسائل دیگر که قابل بیان نیست وجود دارد و فقط اگر خدای نکرده فرزند دلبند شما یا اقوام و نزدیکان یا درو همسایه در این بیمارستان بستری شده باشد میفهمید که در این بیمارستان چه میگذرد! امید آنکه این مطالب فقط در حد مطالب خواندنی نباشد و در روزی و روزگاری و شاید هم قرن های آتی مثمر ثمر باشد!
توضیح درباره نخستین سالن رقص!
سه شنبه, اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۸ | قزوین | ۱۶ نظر
یکی از مخاطبان ناشناس سایت ایمیلی را در توضیح لینک «نخستین سالن رقص» که چند روز پیش گذاشته بودم برایم ارسال کرده است. اگر مطلب آن لینک را خوانده اید این را هم بد نیست برای تکمیل اطلاعتتان بخوانید.
به دنبال انعقاد قرار داد بین روسیه تزاری و دولت قاجاریه برای احداث راه شوسه انزلی، قزوین، همدان توسط روسها، دولت روسیه مرکز اداره اجرای این قرارداد را در قزوین بنا نهاد و به همین منظور تاسیساتی را در حدفاصل خیابان طالقانی تا بوعلی امروز که به نام کانتور معروف بود بنا نهاد. در این تاسیسات، سالن نمایشی ساخته شد که برای سرگرمینیروهای روسی شاغل در این قرار داد مورد استفاده قرار میگرفت. هرچند در این دوران گروه های نمایشی فراوانی از جمله گروه های رقص باله از روسیه برای اجرای برنامه به قزوین آمدند، اما به استناد منابع متعدد موجود این سالن هیچگاه مختص رقص باله نبوده و به این منظور نیز بازگشایی نشده است.
مجموعه باغ لاله زار که سالن مذکور در آن قرار دارد در سال ۱۳۰۷ خورشیدی و در جریان سفر رضا شاه به قزوین به بلدیه (شهرداری) واگذار شده و از آن هنگام تاکنون مورد استفاده شهرداری قرار دارد.
م. ح. سلیمانی
پی نوشت: حالا چقدر از این بعد در نتیجه جستجو عبارت «سالن رقص» از طرف گوگل به اینجا خواهند آمد!
انحرافات عزاداریهای ماه محرم قزوین
چهارشنبه, دی ۱۸م, ۱۳۸۷ | قزوین | ۱۵ نظر
هرسال عاشورا فرصتی است تا کنگره عظیم اجتماع مردم در کوچه، خیابانها و هیاتها تشکیل شود. این کنگره همه را به خود فرا میخواند و از هر قشر و تیپی مشتاقانه چه برای فعالیت و چه مشاهده در آن شرکت میکنند. اجتماع مردم در عاشورا میتواند بیشترین تاثیر گذاری را چه از نظر فضای بوجود آمده و چه از نظر تعداد افراد شرکت کننده بر روی جامعه بگذارد.
قزوین از جمله شهرهایی است که انحرافات متعددی را در دورانهای گوناگون پشت سر گذاشته است و البته متاسفانه کمتر زمانی از پیشگامان حذف این انحرافات و سنتهای خرافی بوده است. حذف علامت آخرین اصلاح در مجموعه انحرافات انجام این سنت مذهبی بوده است که پس از انجام در چند شهر دیگر در قزوین اجرا شده است. هر چند انجام این کار تحسین برانگیز است اما به نظر میرسد تکیه و تمرکز بر روی حذف این انحراف باعث روی آوری همان جوانان علامت کش به طبق کشی و همچنین غفلت از سایر انحرافات موجود شده است.
یکی از انحرافهای مهم مجالس عزاداری سخنرانان و مداحان آن است که بدلیل عدم نظارت بر آنها میتوانند سلیقه ای انتخاب شوند و سلیقه ای نیز هر سخنی را بر پشت تریبون ایراد نمایند. از آنجا که جمعیت عظیمی از مخاطبان این مجالس جوانان هستند که شاید در کمترین مجلس دیگری این تعداد قشر جوان در آن حضور داشته باشند اگر از فرصت بوجود آمده به طور مطلوب استفاده شود بهترین تاثیرگذاری را بر روی آنها خواهد گذاشت. کار اصلی متولیان نظارت بر هیاتها میتواند از اصلاح سخنرانیها و حذف سخنرانیهای غیر واقعی یا بیهوده صورت آغاز شود. با آنکه راههای زیادی برای انجام این کار وجود دارد اما به نظر میرسد بهترین راه آن ساماندهی سخنرانان و مداحان است. برای این موضوع باید لیستی از سخنرانان و مداحان مجاز به سخنرانی تهیه شود تا سخنرانانی که در آن لیست هستند مجاز به سخنرانی باشند و هیاتها هم ملزم به انتخاب سخنران و مداح از آن لیست باشند. در صورتیکه سخنران یا مداحی حرفهای غیرواقعی یا خرافی در مجلسی ایراد کرد پس از چند اخطار از لیست مذکور حذف شود و نتواند در مجلس دیگری سخنرانی نماید.
انحراف بعدی به ظاهر کوچک اما مهم هیاتهای مذهبی استفاده از آلات موسیقی با مارکهای چشمگیر نامتناجس با فرهنگ ملی است. حک شدن تبلیغ و آرمهای شرکتهای تولیدی بیگانه و عمدتا چینی که چندان نشانی از اسلام و اسلامیت ندارند بر روی طبل و دهلهای عزای امام حسین(ع)موضوعی است که هر ساله بر گستره آنها افزوده میشود. طبلهایی که از قطر ۵۰ سانتی متر تا ۳ متر با آرمهای بزرگ YAMAHA، SUZUKI و BARAVA در دستههای عزاداری به صدا درآمده و گاها در کنار آنها جملات «یا حسین» و «یا اباالفضل» نقش بسته است. در اینکه استفاده از این ابزار آلات موسیقی در دستههای عزاداری و با آرم و تبلیغات خارجی بدون هیچ سوءنیتی انجام میشود شکی نیست اما عدم حذف این نشانههای بزرگ و تبلیغ شرکتهای بیگانه در این دستهها که علاوه بر مخدوش کردن تولیدات داخلی، روح معنوی اقامه عزا در دستههای عزاداری را نیز تحت الشعاع قرار میدهد نکته ای است که باید بیش از پیش مورد توجه مسوولان و برگزار کنندگان مراسمهای سوگواری امام حسین (ع) قرار گیرد.
تداخل نزدیک زن و مرد در مسیرهای بسیار پرازدحام آسیب دیگر این سبک عزاداری است که باعث کاهش قداست آن شده است. از آنجا که برخی معابر شهر قزوین گنجایش ظرفیت عبور و مرور زیادی را ندارند باید نیروی انتظامی به نحوی برنامه ریزی نماید که با شناسایی این نوع معابر و میزان ظرفیت آنها از ورود جمعیت بیش از حد به آنها جلوگیری نماید. در کنار این معضل وجود برخی جوانان ناآگاه که فقط به قصد لذت و تفریح وارد این گونه جمعیتها میشوند و با خندههای بلند بلند و ایجاد ارتباطهای نگاهی و کلامی حرمت شکنانه با جنس مخالف، قداست عزاداری یاد شده را میشکنند قضیه ای است که باید آسیب شناسی و تا حد امکان رفع گردد.
آخرین انحراف که در عزاداریهای ماه محرم نمود بیشتری پیدا میکند عرضه محصولات فرهنگی در قالب کتاب و بویژه سی دی است که کاملا به ترویج خرافه پردازی میپردازند. سی دیهایی با مضامین نمایش قدرتهای خارق العاده بعضی از سبکهای غیر اسلامی شبیه آنچه مرتاضان هندی انجام میدهند نمونههایی از این سی دیها است که در کنار سایر محصولات فرهنگی عرضه میشود. همچنین نباید از نوارهایی غافل ماند که محتوای سخنرانی و بویژه مداحی آنها باعث تغییر چهره واقعه کربلا شده است و کمتر به بیان صفات انسانی این واقعه مهم تاریخی مسلمانان میپردازند.
انحرافهای یاد شده مهمترین آسیبهای ماه محرم بویژه در قزوین است. ماه محرم فرصتی برای تجدید دوباره و شناخت اسلام است و چنانچه به دور از انحرافها و آسیبهای آن باشد میتواند تاثیر فراوانی بر روی مخاطبان آن بگذارد.
در حسرت یک آواز
چهارشنبه, تیر ۲۶م, ۱۳۸۷ | قزوین | ۲ نظر
تنها ۴ روز پس از برگزاری جنگ ستارگان سینما، شهرام ناظری هم به قزوین آمد تا با صدای خود در روح خسته و افسرده این شهر مرده بدمد و به آن زندگی دوباره ببخشد. کنسرت شهرام ناظری که پس از ۷ سال در قزوین برگزار میشد و با اینکه مدت زمان و میزان تبلیغات این مراسم هم در حدی نبود که خیلی ها از آن باخبر شوند اما با استقبال فوق العاده و غافلگیرانه دوستداران خود مواجه شد.
شهرام ناظری، شوالیه موسیقی ایران، برهم زننده سکوت نیستان بواقع تمام سعی خود را کرد تا بتواند دوستداران تشنه خود در قزوین را در سوله شرکت نمایشگاه های بین المللی سیراب کند اما چه فایده که وقتی شرایط برگزاری یک کنسرت مناسب نباشد بزرگترین اساتید آواز و موسیقی هم نخواهند توانست از پس جلب رضایت طرفداران خود برآیند. ازدحام جمعیت و ناتوانی برگزارکنندگان کنسرت در کنترل مناسب جمعیت باعث شد تا خاطره خوش اجرای این کنسرت تنها بر ذهن تعداد معدودی از شرکت کنندگان نقش بندد و حسرت گوش سپردن به موسیقی استاد در ساعاتی بدون دغدغه و در یک محیط آرام بر دل و جان خیلی ها باقی بماند.
نمیخواهم البته تلاشهای کسانیکه در برگزاری این کنسرت سهم داشتند را انکار کنم و منصفانه هم نیست رایزنی های افرادیکه باعث شدند شهرام ناظری به قزوین بیاید را نادیده گرفت چه آنکه اگر آنها نبودند همینش را هم نداشتیم اما باید گفت نحوه برگزاری موسیقی شهرام ناظری در قزوین، به هیچ وجه در حد و شان قزوین نبود و میتوانست بشکل بسیار مناسب تری برگزار شود. نخستین اشتباه در برگزاری این کنسرت، انتخاب مکان برگزاری آن یعنی سوله شرکت نمایشگاه های بین المللی بود به گونه ایکه خود شهرام ناظری هم در ابتدای اجرای کنسرتش ضمن انتقاد از آن، آن را مناسب برگزاری و در شان مخاطبان خود ندانست. البته علی رغم اینکه با یک نگاه کلی به امکانات فرهنگی شهری که تمام افکار و اهداف توسعه فرهنگی اش فدای توسعه اقتصادی و صنعتی شده است شاید نتوانید مکان مناسب تری پیدا کنید اما اینکه ظرفیت یک فضا به امکانات و آمادگی آن ترجیح داده شود یک اشتباه محض است. این فکر یعنی اینکه هرقدر سالن بزرگتر باشد میتوان شرکت کننده بیشتری داشت و به جای اینکه مثلا شهرام ناظری یا دیگران را چند بار به قزوین دعوت کرد با یکبار دعوت میشود به سود اقتصادی بیشتری دست یافت.
سوله شرکت نمایشگاه های بین المللی، پوشیده شده با صندلی های رستورانی و سیستم صوتی که میزان صدای پخش شده در آن در ابتدای سالن (نزدیک سن) با انتهای سالن تفاوت فراوانی داشت آدم را از حضور در هر اتفاق فرهنگی و هنری بیزار میکرد. سالنی که فرقی میان بلیط های فروخته شده برای جایگاه های مختلف آن گذاشته نشده است و شما میتوانستید لحظاتی پس از شروع مراسم با هر بلیطی روی هر صندلی که میخواستید بنشینید! جالب است که علی رغم این مشکل سالن، هیچ تلاش و برنامه موثری هم برای اینکه خریداران بلیط های مختلف تا پایان مراسم بر سر جاهای خود بنشینند انجام نشد و بیعدالتی بزرگی در حق کسانیکه بلیط های گران قیمت تر این کنسرت را خریده بودند صورت گرفت.
مشکل بعدی کنسرت شهرام ناظری در قزوین، ازدحام جمعیت و ناتوانی در کنترل آن بود بگونهایکه خیلی ها آن را با یک سالن سینما اشتباه گرفته بودند. تصور کنید که مشغول شنیدن آواز شوالیه موسیقی ایران هستید و در کنار خود صدای پفک خوردن کودک خوردسالی را هم میشنوید! یا اینکه آماده برای اجرای کنسرت نشسته اید اما چه فایده که دیگران ظاهرا آماده نیستند و تا پایان مراسم نظاره گر رفت و آمد کودکان و بزرگسالان از جلو و کنار خود هستید. البته نمیخواهم بگویم تمام این مشکل بدلیل ناتوانی برگزار کنندکان است چراکه فرهنگ خود شرکت کنندگان هم تاثیر زیادی در برگزاری مراسمی متناسب با شان علاقمندان آن دارد اما باید یک نکته مهم را یادآور شد و آن اینکه اگر کنار بنشینیم و منتظر باشیم تا همه شرکت کنندگان رعایت فرهنگ کنند و هیچ حرکتی برای کنترل آن صورت نگیرد شاید هیچ وقت نتوانیم شاهد برگزاری یک کنسرت ایده آل باشیم.
موردی که در باب رعایت فرهنگ از سوی شرکت کنندگان گفتم از یک منظر دیگر هم قابل بررسی است. شاید علت آنکه حاضرین اینگونه در جنگ ستارگان سینما به وجد میآیند که سر از پا نمیشناسند و فرقی میان کنسرت شهرام ناظری و یک سالن سینما برای آنها وجود ندارد این باشد که از بس در قزوین چنین مراسمی برگزار نشده است و بدلیل اینکه سالها شاهد خشکسالی فرهنگی بوده ایم هنوز رفتارهای فرهنگی متناسب با ارزش و جایگاه هر مراسم در میان عده زیادی از شرکت کنندگان شکل نگرفته است و بروز رفتارهای نامناسب، خیلی هم از دور از انتظار و غیرعادی نیست.
با همه این اوصاف به هرحال کنسرت شهرام ناظری هم تمام شد و صدای او در نیستان قزوین آتشی در میان دوستدارانش برپا کرد که حسرت گوش جان سپردن به آواز استاد در مراسمی با برگزاری بهتر تا مدتها در دل و جان آنان باقی خواهد ماند.
بازیگران ۲۰ میلیونی و اینکه دنیا مثل تو نداره!
شنبه, تیر ۲۲م, ۱۳۸۷ | قزوین | ۱ نظر
جمعه ای که گذشت به لطف بلیط مجانی که یکی از دوستان در اختیارم گذاشت به جنگ شادی با عنوان «من، تو، ستاره ها» رفتم که پس از چندین سال سکوت پس از برگزاری کنسرت آریان در قزوین برگزار میشد. استقبال مردم و دختر و پسرهایی که حاضر بودند به خاطر مهمانان برنامه و بخصوص گلزار تمام زندگی خود را بدهند فوق العاده بود.
رشید پور که حالا دیگر در مجری گری برنامه های اینچنینی سعی دارد هم پای رقیبان سرسختش مثل شهریاری و فرزاد حسنی پیش برود ضمن دائم خوشتیپ خواندن جوانان قزوینی، از تک تک مهمانان ۳-۲ سوال راجع به اینکه چند خواهر برادر هستید و چه توصیه ای به جوانها دارید میکرد و بعد آن مهمان را با شعار دنیا مثل تو نداره بدرقه میکرد. بله کل اصل برنامه همین بود! میتوانستید به همین سادگی ۱۰ هزار تومان از جیب مبارک خرج کنید و بریزید به جیب گلزاری که ۲۰ میلیون تومان برای شرکت در این مراسم گرفته بود و بقیه ای که هر کدام کمتر از ۵ میلیون نگرفته بودند و با کلی بادیگارد به قزوین آمده بودند تا اینکه فقط شما بفهمید خوش تیپ هستید، ۵ دقیقه آن ستارگان را از نزدیک ببینید و از زبان خودشان تعداد اعضای خانواده شان را بشنوید.
خوش به حالتان که خانه نشستید و لذت دیدن یک «بی برنامه» در یک سالن فوق العاده گرم را از دست دادید! البته این را هم نمیخواهم بگویم همه آنها که شرکت کرده بودند حس من را داشتند. نه! برخی از آنها هم به اصطلاح بسیار حال میکردند اما به نظرم این حال طبیعی نبود چرا که بخاطر پولی که داده بودند سعی کردند به بهترین نحو از شرایط موجود استفاده کنند.
برای برگزار شدن این برنامه فقط باید یک تبریک و یک تاسف بزرگ خورد. تبریک به خاطر اینکه پس از مدتها قزوین شاهد چنین برنامه ای بود و به نوعی طلسم آن سکوت مرگ آفرین شکست. تاسف بخاطر نوع اجرای برنامه که با فی البداهگی بی نظیری، هیچ برنامه خاص و مقبولی برای رضایت و جلب نظر مخاطبان پر انرژی و تشنه خود نداشت و تنها توانست یک خط به ظاهر مثبت، به کارنامه عملکرد برگزارکنندگان خود اضافه نماید.
وبلاگهای بروز شده قزوین
موضوعات
بایگانی
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
- اردیبهشت ۱۳۸۴
- فروردین ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۳