فضای مجازی

دو وجه اشتراک اشتباه جریانها: «برچسب زنی تخریب» و «مخالفت با وبلاگهای بی‌هویت»

چهارشنبه, آبان ۲۵م, ۱۳۹۰ | فضای مجازی | ۷ نظر

در میان برخی نوشته های جریان های مختلف دو وجه اشتراک اشتباه وجود دارد. اولی آن است که منتقدند طرف مقابل نباید از وبلاگهای بی نام و نشان استفاده کند اما در میان برخی از همفکران خودشان چنین وبلاگهایی وجود دارد! چند سال پیش در این مورد نوشتم که طرفدار سرسخت وبلاگهای بی نام و ونشان هستم و حالا این طرفداری ام سرسخت تر هم شده است!

بی نام و نشان نویسی جزء ذات و ویژگی های مثبت فضای سایبر است که آن را متمایز از سایر رسانه ها کرده است. بی هویت نویسی چند فایده مهم دارد. اول آنکه باعث می‌شود ذهن مخاطب به سمت و سوی نوشته جلب شود نه نام نویسنده. دوم آنکه این توانایی را به نویسنده می‌دهد تا آزادانه حرف خود را بزد. اینکه بگوییم اگر جرات داری با معرفی خود مطلب را منتشر کن یا جستجو برای یافتن نام واقعی نویسنده یک مطلب یا نظر، امکان نشر بسیاری از افکار را می‌گیرد. بله اگر عدالت به بهترین شکل خود و بدون هیچگونه خطایی اجرا می‌شد نویسندگان بسیاری از مطالب حاضر بودند بر سر تفکرات خود نام که هیچ، جان خود را هم بدهند. دوم آنکه اصولا بسیاری از نویسندگان با قاطعیت بر سر افکارشان تعصب ندارند و فقط نظر خود را می‌گویند. نظری که ممکن است چه بسا اشتباه هم باشد و طی بحث ها و گفتمان ها اصلاح هم بشود. پس باید اجازه داد به راحتی شبهه های خود را مطرح کنند و با فکر و نوشته پاسخ آنها را داد نه نام و نسبشان!

دومین اشتراک اشتباه جریانهای مختلف این است که دقیقا انتقاد های خود را انتقاد سازنده می‌دانند و انتقادهای جریان مخالف را تخریب! این موضوع آنقدر واضح است که مثالهای آن هر روز دیده می‌شود. تخریب با انتقاد فرسنگها فاصله دارد و نباید هر انتقادی را هر چند هم نادرست باشد به احتساب تخریب گذاشت. بسیاری از انتقادهای نادرست از عدم اطلاع شکل می‌گیرد و باید به جای برچسب زدن با پاسخی مستدل و منطقی به آن واکنش نشان داد. استفاده از برچسب های «تخریب»، «تخریبگر»، «سودجو»، «موج سوار»، «منافق»، «فرصت طلب» و شبیه به آن نشان دهنده توهم یا عدم توانایی در پاسخ است. حتی اگر نوشته ای هم با هدف تخریب هم منتشر شود - که احتمال آن کمتر از ده درصد است - همزمان با اینکه تخریب شونده باید آستانه تحمل خود را افزایش دهد اما باز هم پاسخ مستدل بهترین روش است.

از داوری جشنواره مطبوعات تا احضار به دادگاه!

شنبه, شهریور ۲۶م, ۱۳۹۰ | فضای مجازی | بدون نظر

یکم – این روزها تب و تاب جشنواره مطبوعات داغ است و تا ساعاتی دیگر مراسم اختتامیه آن با معرفی آثار برتر در هر رشته به کار خود پایان می‌دهد. امسال اعضای شورای مرکزی مسئولیت داوری در بخش وبلاگها را بر عهده بنده نهادند و این افتخار را یافتم که نظاره گر آثار این بخش به عنوان تنها بخشی که داوری بومی دارد باشم. داوری در بخش وبلاگها بسیار سخت و انتخاب یک یا دو اثر برگزیده بسیار دشوار است بخصوص آنکه در این دوره آنان که شایسته برگزیده شده بودند شرکت کرده بودند و فاصله رقابتها بسیار نزدیک به هم است.

به هر شکل با در نظرگیری تمام معیارهای حرفه ای، آثار منتخب را معرفی کردم. البته همانطور که گفتم به دلیل رقابت نزدیک به هم آثار، به هیچ عنوان این انتخاب نشانه ضعف سایر وبلاگها نیست و اگر دست خودم بود چند وبلاگ را به عنوان نفرات برگزیده معرفی می‌کردم.

دوم – همانطور که شاید به گوشتان خورده باشد و یا خوانده باشید پنجشنبه هفته پیش به پلیس امنیت استان احضار شدم و مورد بازجویی قرار گرفتم. ماجرا از این قرار است که چند هفته پیش مصاحبه ای از سوی خانم اشدری عضو شورای شهر قزوین و رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی با فارس انجام شده بود که وی در این مصاحبه به ارائه برخی آمار عملکرد انجمن مطبوع خویش پرداخته بود. این مطلب مثل سایر مطالب در سایت قزوین امروز لینک شد.

چند روز بعد دانشگاه علوم پزشکی قزوین نسبت به این مصاحبه واکنش نشان داد و با انتشار جوابیه ای در روزنامه ولایت خانم اشدری را غیر متخصص و غیر مطلع خوانده و اظهارات وی را تکذیب کرد. این مطلب هم در سایت قزوین امروز توسط یکی از اعضا لینک شد و در ذیل آن لینک، نظر خود این عضو مبنی بر لزوم پاسخگویی و شفاف سازی به نحوه مصرف درآمدهای مردمی این انجمن درج شد.

چند روز از این ماجرا گذشت تا متوجه شدم خانم اشدری بدون حتی یک تماس با من به دادسرا مراجعه کرده و از بنده شکایت کرده است! دادسرا هم پرونده را جهت تحقیقات به پلیس امنیت ارجاع داده است و هفته پیش بازجویی شفاهی و کتبی در این مورد از بنده با رفتار خوب پلیس امنیت انجام شد. البته از من خواستند لینک دهنده این مطلب و آنکه آن نظر را ذیل لینک نوشته است را معرفی کنم که چون با اسم مستعار بود نمی‌شناختمش، چه آنکه اگر می‌شناختم هم معرفی اش نمی‌کردم.

خیلی بجا بود خانم اشدری به جای شکایت به انتقادات مطرح شده از طریق پاسخگویی وارد می‌شد. راه پاسخگویی هم که در سایت قزوین امروز باز است و با یک ثبت نام، مثل دیگران می‌توانست وارد گفتمان این موضوع شود که در این صورت تاثیرش بر روی افکارعمومی خیلی بیشتر از شکایت بود. شکایت و دادگاه معمولا آخرین راه است جایی که راهی برای گفتگو نباشد.

خلاصه آنکه این پرونده به شعبه ۶ دادسرا به قضاوت قاضی شفیعی (نه آن شفیعی ارشاد) رفته است و اگر خانم اشدری شکایتش را پس نگیرد این هفته دادگاهم برگزار خواهد شد.

سوم – اگر وبلاگها را اخیرا دنبال کرده باشید حتما این اواخر به وبلاگی به نام «ابرام آقا» برخورد کرده اید که با سبک طنز مطالبی را راجع به موضوعات روز و با لهجه قزوینی منتشر می‌کرد. این وبلاگ یک نیاز و یک اتفاق در تاریخ وبلاگ های قزوین بود که هرچند برخی از مطالب آن تند و به مذاق برخی خوش نمی‌آمد اما خوانندگان بسیاری داشت و توانسته بود مخاطبین و منتقدین تازه ای برای خود بیابد.

چند روز پیش که به این وبلاگ مراجعه کردم بکباره متوجه شدم این وبلاگ حذف شده است و حقیقتا شوکه شدم! نمی‌دانم چه دلیلی منجر به حذف این وبلاگ شده است اما همینجا از نویسنده آن درخواست می‌کنم با برطرف شدن موانع هرچه سریعتر به این عرصه بازگردد.

چهارم – سیستم نمایش دهنده وبلاگهای بروز شده قزوین سایت قزوین امروز مدتی است دچار اختلال فنی شده است که با وجود آنکه درست کردن آن زمان زیادی می‌برد اما تا بیشتر از نصف آن را طی کرده ام و سعی می‌کنم بزودی به حالت قبل برگردد.

جستجو