سیاست
راهی که برای اصلاح طلبان باقی مانده است
شنبه, خرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ | سیاست | ۲۳ نظر
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هم تمام شد و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شد. این یک واقعیت تلخ برای اصلاح طلبان است که چه بخواهند و چه نخواهند؛ چه انتخابات را قبول داشته باشند و چه قبول نداشته باشند احمدی نژاد ۴ سال دیگر رئیس جمهور ایران است و آنان توان تغییر آن را نخواهند داشت.
در حال حاضر آنها روزهای سختی را میگذرانند و به نظرم در این روزها آنها نه باید خود را سرزنش کنند و نه حسرت روزهای گذشته را بخورند. آنها تمام تلاش خود را کردند که احمدی نژاد نیاید اما نشد. اشتباه بزرگ آنان این بود که خطای گذشته خود را تکرار کردند و به روشنی از یک سوراخ دوبار گزیده شدند. ارتباط آنها با مردم عادی و کوچه و بازار همچنان رو به ضعف گذاشت و بازهم بیشترین انرژی و توان خود را صرف تاثیر و جذب نیروی روشنفکر جامعه گذاشتند. یک مثال روشن این موضوع همین اینترنت است. به واقع مشخص بود که تقریبا تمام جریان اینترنت با میرحسین موسوی و علیه احمدی نژاد است و خود طرفداران میرحسین موسوی هم با راهاندازی سایتهای فراوان و حتی تلویزیون اینترنتی، توان و انرژی فوق العاده ای برای راه اندازی یک موج عظیم در اینترنت صرف کرده اند. اما موضوعی که آنها از آن غافل ماندند این است که اصولا براستی چند درصد مردم از اینترنت استفاده میکنند تا این همه تلاش روی آنها اثرگذار باشد؟ البته باید اعتراف کرد که این تلاش آنها به قدری قدرتمند بود که تقریبا بر روی هرکس که وارد اینترنت میشد اثر میگذاشت و او را جذب خود میکرد اما ای کاش این همه انرژی صرف مسائل دیگری میشد.
این یک نمونه روشن از دورماندن آنها از بدنه اصلی جامعه بود. به زودی خود آنها هم خواهند فهمید که چه اشتباه بزرگی را دوباره تکرار کردند و بهانه قدیمی تقلب و خطا در شمارش آرا فعلا بیشتر برای التیام این درد دوباره است. آنها همین حالا هم به این موضوع باور دارند که حتی اگر تقلبی هم شده باشد آنقدر تفاوت آرا زیاد است که با حذف تقلب ها هم کاندیدای مطبوع آنها نخواهد توانست بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند. البته ممکن است معدودی از آنها این مسئله را هم لجوجانه رد کنند. برای باور این عده کافی است که خودشان را کمی با مردم کوچه و بازار و نسل مسن یا حاشیه نشین جامعه وفق دهند و از نزدیک از آنها بپرسند به چه کسی رای داده اند؟
شکست سخت است و تکرار شکست سخت تر. خاتمی در سال ۱۳۷۶ و در نخستین دوره ریاست جمهوری اش با بیست میلیون رای رئیس جمهور شد و در دوره بعدی با کاهش ۱۳ درصدی مشارکت نسبت به دوره اول سرانجام توانست برای بار دوم به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شود. این موضوع در همان سالها نشان میداد که تمایل مردم به دولت نسبت به دور اول کاهش یافته و با کاهش مشارکت روبرو شده است چیزی که حالا در مورد احمدی نژاد عکس آن اتفاق افتاد. او در سال ۱۳۸۴ نتوانست در یک مرحله اکثریت آرا را کسب کند اما در دور دوم ریاست جمهوری اش با وجود رقیبت قدرتمندتر قاطعانه و با مشارکت بالاتر توانست در یک مرحله، به عنوان رئیس جمهور ایران اسلامی انتخاب شود. بدون شک این نشان از افزایش مقبولیت بالای او و دولت او دارد که راه را نیز برای او هموارتر کرده است. به نظر میرسد هنوز اصلاح طلبان در رویا به سر میبرند و چه در انتخابات مجلس هشتم و چه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری هنوز نتوانسته اند با واقعیات جامعه کنار بیایند. سران ناآگاه آنها حتی نتوانسته اند هنوز از میل قدرت طلبی خود دست برداند و با معرفی دو کاندید اصلاح طلب به میدان آمدند. جالب تر آنکه حضور دو کاندید را برای کمک به پیروزی اصلاحات میدانستند و حتی در اوج خیالبافی گمان میکردند با مشارکت بالای مردم میرحسین موسوی به همراه مهدی کروبی به دور دوم راه خواهند یافت!
به هر حال هرچه بود تمام شد و با مشارکت بی نظیر مردم دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با پیروزی دوباره اصول گرایان رقم خورد. این شاید به مذاق خیلی از آنها خوش نیاید اما تنها راهی که برای آنها مانده است پذیرش این شکست در گام اول است. در گام بعدی آنها باید سعی کنند به جای سکوت یا سوگواری از شرایط موجود حداکثر استفاده را بکنند. یک ضرب المثل انگلیسی است که میگوید وقتی شرایط به نفع تو نیست و تو هم نمیتوانی آن را تغییر بدهی سعی کن بیشترین لذت را از شرایط فعلی ببری. با سکوت، سرزنش، عصبانیت و ناراحتی نه چیزی عوض میشود و نه اوضاع خود آنها بهتر میشود. آنها باید سعی کنند به هر نحو ممکن از شرایط موجود لذت ببرند نه اینکه دوباره مانند چهار سال گذشته سکوت کنند یا دائم در حالت انزجار از رغبت جامعه به سرببرند تا چهار سال بگذرد و انتخابات بعدی فرا برسد. اصلا از کجا معلوم که دوره بعدی هم شکست نخورند؟ البته قبول دارم که کنار آمدن با شرایط فعلی سخت است اما ناممکن نیست و ضمن اینکه این بهتر از انجام هر شیوه دیگری میتواند باشد. آنها میتوانند با همین روش به بدنه جامعه نزدیک شوند و خود را برای چهار سال بعدی آماده نمایند.
گاهی وقتها نه از آن جهت خوشحال میشوم که اصلاح طلبان پیروز نشدند بلکه از آن جهت خوشحال میشوم که آنها پیروز نشدند چون هنوز آمادگی لازم برای مدیریت جامعه را ندارند. خیلی از سران آنها از اساس مشکل دارند و با دغدغه و میل شدید به قدرت علاوه بر نرسیدن به اتحاد، هنوز نتوانسته اند نیروهای خود را سازماندهی کنند. آنها حتی هنوز نتوانسته اند نیازهای اصلی جامعه را بشناسند و با آنها ارتباط برقرار کنند. ۴ سال پیش رو فرصت تازه ای است که در آغاز یا خود سران آنها تجدید نظری در خود بکنند یا نیروهای آنها دست از تعصب به سران قبلی بردارند و به فکر روی آوری به چهره های تازه و حتی گمنام از درون خود باشند. انتخابات اخیر ریاست جمهوری را میتوان یک محک ویژه برای آنان تلقی کرد که انتظار و امید میرود در چهار سال بعدی با نیروهای به مراتب قوی تر و بهتر در این عرصه حضور پیدا کنند.
ضرورت اجماع گروه های اصلاح طلب در قزوین
جمعه, فروردین ۲۱م, ۱۳۸۸ | سیاست | ۵ نظر
خوشبختانه علی رغم اینکه روند فعالیت اصلاح طلبان در کل کشور به اجماع نزدیک تر شده است و با دیدار خاتمی و کروبی امیدها برای کناره گیری کروبی بیشتر میشود اما این وضعیت در قزوین همچنان رو به تنش است.
مسئله اول همانطور که در مطلب پیشین اشاره شد موضع قوامی در قبال میرحسین موسوی است. او همچنان به طرفداری محض از کروبی اصرار دارد و میرحسین را از دایره اصلاح طلبی خارج میداند. در صورت ادامه این موضوع و چنانچه کروبی به نفع میرحسین کنار رود حامیان کروبی در قزوین دچار سردرگمی عجیبی خواهند شد. این موضوع خوشبختانه چندان در میان طرفداران میرحسین وجود ندارد و چنانچه به فرض احتمال میرحسین به نفع کروبی کنار رود حامیان وی دچار چنین مسئله ای نخواهند شد. سیاست ورزی هر دو گروه اصلاح طلب در قزوین حکم میکند حتی در ظاهر هم که شده هوای یکدیگر را داشته باشند تا در صورت کناره گیری یا پیروزی هریک از آنها بتوانند به تعامل با یکدیگر ادامه دهند.
مسئله دوم انتخاب ابراهیم عبدالرزاقی به عنوان رئیس ستاد انتخابات میرحسین موسوی در قزوین است. بسیاری از اصلاح طلبان خاطرات خوشی از وی ندارند و اصولا او را به عنوان یک چهره متفکر اصلاح طلب قبول ندارند. ای کاش قبل از این انتخاب، تامل بیشتری بر روی این مسئله میشد و اجازه اجماع و نظردهی به گروههای اصلاح طلب طرفدار میر حسین داده میشد تا فردی که برآیند اکثریت سلایق است به این سمت گمارده شود. اما حالا که این انتخاب انجام شده است از ابراهیم عبدرالرزاقی انتظار میرود تمام سعی خود را جهت محو دلخوریهای گذشته و جذب و همفکری همه گروه های اصلاح طلب انجام دهد تا ائتلاف اصلاح طلبان در قزوین نیز به سمت و سوی خوبی هدایت گردد.
موضوعات
بایگانی
- اسفند ۱۳۹۰
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
- اردیبهشت ۱۳۸۴
- فروردین ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۳