رسانه
ایجاد توازن در بخش عکس خبرگزاری های قزوین
شنبه, فروردین ۱۵م, ۱۳۸۸ | رسانه | ۱ نظر
چندی پیش که برای ملاقات با حسین فاطمی و حسن قائدی که مشغول طراحی سایتشان بودم به دفتر خبرگزاری فارس در تهران رفته بودم از حرفه ای بودن گروه عکس این خبرگزاری به وجد آمدم و همانجا آرزو کردم ای کاش بشود این خبرگزاری در قزوین هم یک عکاس حرفه ای داشته باشد.
این آرزو دیری نکشید که تحقق یافت و امروز که برای مشاهده عکسهای خبرگزاری فارس به سایتش مراجعه کردم نام عرفان دادخواه را در میان عکاسان این خبرگزاری یافتم. این بهترین خبری بود که در سال جدید شنیدم. شک نکنید خروج عرفان دادخواه از ایسنا و پیوستن او به خبرگزاری فارس یک اتفاق مهم در جامعه رسانه ای قزوین است. با این اتفاق، توازن عکس میان خبرگزاری ها برقرار خواهد شد و دیگر آن جریان یک طرفه که یک خبرگزاری مملو از عکاس باشد و خبرگزاری مهم دیگری بدون عکاس دوران سپری کند حل خواهد شد.
درحال حاضر میتوان گفت خبرگزاری فارس از نظر نیروی خبری و عکاس به حداقل های خود رسیده است. خبرگزاری ایسنا نیز با ماندن سینا شیری به عنوان عکاس در آن، مشکل عکس نخواهد داشت و امیدوارم در سال جدید در بخش پوشش خبری هم به حداقل های خود برسد.
تنها املای نانوشته است که اشتباه ندارد
چهارشنبه, دی ۲۵م, ۱۳۸۷ | رسانه | ۳۰ نظر
هرچه خواستم وارد ماجرای ایجاد شده در رسانه های قزوین که علیه حسین طاهری قزوینی شکل گرفته است و او را به انواع و اقسام صفتها متهم ساخته است نشوم نشد. قبل از شروع اجازه بدهید بررسی بکنیم ببینیم چه اتفاقی افتاده است. حسین طاهری مطلبی بر اساس نگاه شخصی خودش در واکنش خانه مطبوعات به جریان غزه نوشت و چند روز بعد هم مطلب دیگری در تحلیل تهاجم اسرائیل علیه مردم غزه نوشت. تا اینجا هیچ مشکلی نیست. این نگاه شخصی او بود و ممکن است بر اساس برداشتهای مختلف درست باشد یا نباشد.
چند وبلاگ هم دیدگاه او را نقد کردند اما متاسفانه برخی در میان نقدشان بی رحمانه شخصیت او را هم مورد هجوم قرار دادند و انواع القاب های بی ربط را به او نسبت دادند. من قصد دفاع از حسین طاهری را ندارم اما معتقدم او بدون هیچ سوء نیتی و شاید مقداری از روی تحقیق کمتر و واژگان مبهم تر آن را نوشته است و بنابراین مطلب او قابل نقد است. اما نکته ای که قابل توجه است این است که هیچ نویسنده ای نیست که ادعا کند نوشته اش کاملا درست است. اگر همین الان بیاییم و بگردیم در میان نوشته های همان منتقدان هم میشود کلی مسئله پیدا کرد که درست نباشد و میشود کلی هجمه رسانه ای علیه آنها راه انداخت. تنها املای نانوشته است که اشتباه ندارد. ایرادی هم بر نقد منصفانه نیست اما چه انتظاری از همان دوستان دیروز او میرود که با نقد شخصیتی او نتوانستند حتی چراغ خانه او را تا صبح روشن نگه دارند. من قبلا به دو موضوع در رسانه های قزوین معتقد بودم. یکی اینکه در میان رسانه ها هیچ فردی هوای فرد دیگر را ندارد و منتظر یک بهانه هستند تا انواع چیزهای دیگر او را هم مورد هجوم قرار دهند. دیگری هم دو رویی و به قول یک دوست چندرویی است چیزی شبیه یک تاس چند وجه! یعنی اصلا نمیشود فهمید بالاخره شخص کدام طرفی است و در ساده ترین قضیه ای که به نفعشان نباشد رنگ میبازند و همه گذشته خود را منکر میشوند. این یک آفت است و حالا هم نمونه هایی از آن را در میان رسانه ها دیدیم.
قضاوت شخصیت افراد از روی نوشته ای که میشود برداشت های متفاوت داشت و حتی نویسنده آن هم ادعا ندارد همه مطلبش درست است واقعا بی انصافانه است. از این موضوع بی انصافانه تر این است که با سلاحی که طرف مقابل ما در اختیار ندارد به او بتازیم. کار سید عبدالعظیم موسوی در چاپ مطلبی در روزنامه ولایت با هیچ یک از اصول اخلاق رسانه ای جور در نمیآید. از یک طرف، شخصی که ولایت به او نقد دارد صاحب هیچ رسانه مکتوب نیست که بتواند همانگونه پاسخ دهد. حتی اگر هم بیاید و در همان ولایت پاسخ دهد اولا ممکن است دوباره ولایت جواب دیگری بارش کند (چیزی که در رسانه های مکتوب بسیار رسم است) و از طرف دیگر ممکن است خوانندههای آن شماره، دیگر پاسخ او را در شماره دیگر نخوانند. اصلا از همه اینها گذشته بسیاری از مخاطبان ولایت ممکن است اینترنت باز نباشند که بیایند وبلاگ نقد شونده را بررسی کنند و ببینند جریان از اول از چه قرار بوده است. اینکار جلب یک طرفه افکار مخاطبان یک رسانه علیه کسی است که کمترین امکان دفاع از خود را دارد.
ولایت علاوه بر نقد جزئی مطلب و بیشتر کوبیدن شخصیت نویسنده در آخر متذکر شده است که باید «فکری برای بعضی از وبلاگها و بعضی نویسندگان ناراحت کرد.» موضوعی که ولایت به آن اشاره دارد تنها نشانگر اوج کینه توزی نسبت به شخص منتقد شونده و اعتقاد به تک صدایی است. تک صدایی را از آنجا میگویم که از علامت جمع در واژه وبلاگ استفاده کرده است و در واقع علاوه بر نقد حتی خواهان برخورد و نابودی همه غیرهمفکران بیغرض خود است. ولایت قزوین با این مطلب خود نشان داد که نه تنها بویی از نقد صحیح نبرده است بلکه برای دستیابی به اهداف منفعت طلبانه خود از هیچ روشی رویگردان نیست.
روزهای آرام در انتظار دو ویژه نامه منحصر به فرد
سه شنبه, آذر ۱۲م, ۱۳۸۷ | رسانه | ۴۰ نظر
مدت زیادی بود که میخواستم درباره ۲ نشریه ویژه نامه ای نسبتا تازه که در قزوین منتشر میشوند اما هنوز خیلی معروف نشده اند مطلبی بنویسم اما هر دفعه یک اتفاق میافتاد و خلاصه نمیشد این وظیفه انقلابی ام را ادا کنم. اما حالا که ظاهرا همه چیز امن و امان است فرصت بوجود آمده را مغتنم میشمارم و از سر تکلیف به آن وظیفه که گفتم عمل میکنم.
۱- ویژه نامه کارگزاران قزوین: ویژه نامه کارگزاران قزوین را امیر رجبی منتشر میکند. اکثر اهالی رسانه او را میشناسند. هم او که مدت زیادی در مینودر به سر میبرد و حالا هم با حفظ مواضعش از آنها جدا شده و در دفتر حزب کارگزاران قزوین تیمی تشکیل داده و تقریبا هر هفته ویژه نامه قزوین روزنامه کارگزاران را منتشر میکند. محتوای ویژه نامه کارگزاران قزوین انصافا از کیفیت خوبی برخوردار است و حتی قاطعانه میتوانم بگویم یک سرو گردن از تمام نشریات قزوین بالاتر است. خوبی امیر رجبی این است که اولا یک تنه پیگیر خیلی از کارهایی که انجام میدهد است و هم ارتباط خوبی با نویسندگان و اهالی قلم قزوین برقرار کرده است. خبرهای ویژه نامه کارگزاران از اخبار ناب قزوین انتخاب میشوند، مقالاتش خواندنی است و مصاحبه اختصاصی هر شماره که دیگر کولاک آن شماره است. صفحه آرایی ویژه نامه کارگزاران از سبک تازه ای برخوردار است و حتی رپورتاژهایش هم خواندنی است. بی تعارف بگویم که نمیتوانم از این ویژه نامه منحصر به فرد قزوین ایراد جدی ای بگیرم که به امیر رجبی و تیمش برگردد. ویژه نامه کارگزاران من را به یاد ویژه نامه اعتماد ملی حمید مافی میاندازد که آن هم در زمان خودش منحصر به فرد بود اما خیلی مهم است که کارگزاران به سرنوشت آن دچار نشود و ادامه دار باشد. اصولا مسائل و مشکلات این ویژه نامه ها، معمولا به روند کاری آن نشریه سراسری که همراه آن منتشر میشوند بر میگردد و کاری از دست تهیه کنندگان استانی آن برای رهایی از این گرفتاریهای تحمیل شده بر نمیآید. مهمترین اشکالی که ویژه نامه کارگزاران قزوین با آن مواجه است این است که تنها یکروز و آن هم در صفحات لایی روزنامه کارگزاران روی دکه ها میآید و چندان دیده نمیشود. تنها راه حل این مشکل به نظرم ایجاد نسخه الکترونیکی آن است که ماندگاری آن را بیشتر کند و تا حدی به مخاطبان آن بیافزاید. حتی اگر کارگزاران تهران هم آن را روی سایتش قرار ندهد خود امیر رجبی باید دست به کار شود و مطالب هر شماره را بصورت ساده روی یک وبلاگ منتشر کند تا زحماتش به هدر نرود. دومین اشکال این ویژه نامه کیفیت چاپ نامطلوب آن است که باز هم از دست امیر رجبی کاری بر نمیآید و من افسوس میخورم بر آن نشریاتی که با کاغذ و کیفیت چاپ خوب مطالب ضعیفی منتشر میکنند و یک ویژه نامه با محتوای خوب باید در چنین کیفیت کاغذ و چاپی منتشر شود.
بطور کل ویژه نامه کارگزاران در هر شماره بهتر از شماره قبل میشود و این موضوع نوید بخش روزهای خوبی برای این ویژه نامه مثل مستقل شدن و رهایی از آن گرفتاریهای تحمیل شده است.
۲- ویژه نامه عصر ارتباط: ویژه نامه عصر ارتباط قزوین را فرزاد منتظری منتشر میکند. جوان خوش تیپی که چندان مورد آشنایی اهالی رسانه نیست اما به گفته خودش خیلی ها را میشناسد. تابستان ۲ سال پیش نخستین باری بود که به دفتر او در خیابان خیام رفتم و از اشتیاق او برای انتشار این ویژه نامه به وجد آمدم. فرزاد منتظری هم به تنهایی پیگیر مطالب، آگهی ها و انتشار این نشریه است تا بتواند این ویژه نامه را همراه هفتهنامه عصر ارتباط به دست مخاطبانش برساند. محتوای ویژه نامه عصر ارتباط قزوین که در حوزه فن آوری اطلاعات منتشر میشود فاصله زیادی تا رسیدن به کیفیت مطلوب دارد اما همین که فرزاد منتظری ۲ سال است که یک تنه تمام انرژی و وقت خود را برای آن میگذارد ستودنی است. ویژه نامه عصر ارتباط با توجه به حوزه مهمی که به آن میپردازد نیازمند حمایت جدی اهالی رسانه و متولیان آن است تا رشد پیدا کند و به کیفیت مطلوب مورد نظر و توقع برسد. محال نیست اما آرزو میکنم روزی برسد که مصائب چنین افراد پویا و علاقمندی از این حداکثر ممکن فعلی، به حداقل ممکن برسد و روزهای آرام و کم کم دغدغه ای را نظاره گر باشند.
میزان تعامل مدیران و صاحب نظران با رسانه ها
جمعه, آذر ۱م, ۱۳۸۷ | رسانه | ۳ نظر
تاکنون مطالب فراوانی در منابع مختلف درباره ویژگیهای یک «مصاحبه» و «مصاحبه کننده» خوب منتشر شده است. مطالبی مثل اینکه مهمترین ویژگی یک مصاحبه خوب، مصاحبه ای است که حرف تازه ای در آن باشد یا مصاحبه کننده باید از هرنوع پیش داوری پرهیز کند و از این دست چیزها که خیلی هم مهم هستند. اما موردی که من تاکنون در جایی ندیده ام ویژگی «مصاحبه شونده» است.
اجازه بدهید این موضوع را بطور ملموس تر توضیح دهم. اگر رسانهها بخصوص رسانههای محلی را مدتی مورد رصد قرار دهید متوجه میشوید که تمایل رسانههای محلی به مصاحبه با افراد خاصی خیلی زیاد است و منتظر یک فرصت هستند تا با آن فرد مصاحبه کنند. به نظر شما علت این موضوع چیست؟ به نظر من چند عامل در مصاحبه شونده وجود دارد که باعث این رغبت فزاینده رسانه به گفتگو با او میشود. این عوامل تا آنجا که بررسی کردم شامل موارد زیر میشود.
۱- اخلاق: مصاحبه شوندههایی که اخلاق بهتری داشته باشند و به گرمی از مصاحبه کننده استقبال کنند مورد توجه بیشتر رسانه قرار میگیرند. ویژگی اخلاق آنقدر مهم است که اگر مصاحبه شونده با تندخویی و خشونت برخورد کند احتمال آنکه رسانه در دفعات بعدی به او مراجعه کند بسیار کاهش مییابد.
۲- ارائه اطلاعات: بعضی از مصاحبه شوندهها اطلاعات خاصی را در اختیار رسانهها قرار نمیدهند و به جوابهای کوتاه یا حتی تک کلمه ای بله، خیر اکتفا میکنند. مصاحبه شونده علاوه برآنکه باید با حوصله به پرسشها پاسخ بگوید لازم است اطلاعات اضافی تری درباره موضوع مصاحبه را که از نگاه مصاحبه کننده پنهان مانده است را هم در اختیار او قرار دهد. همچنین مصاحبه شونده باید دقت کند که به نکات کلیدی پاسخ اشاره کند و از مبهم گویی، گزافه گویی، جملات تکراری، حرفهای بی ربط و خارج از موضوع مصاحبه و همچنین سخنرانی دراز و طولانی پرهیز کند.
۳- داشتن اطلاعات: برخی از مصاحبه شوندهها اصلا اطلاعاتی ندارند تا بخواهند در اختیار مصاحبه کننده قرار دهند. بهتر است مصاحبه شونده قبل از مصاحبه با اطلاعات کامل به مصاحبه برود و اگر در حین مصاحبه قول میدهد در آینده نزدیک اطلاعات بیشتری در اختیار رسانه بگذارد به قولش وفادار بماند.
۴- در دسترس بودن: پیدا کردن بعضی از مصاحبه شوندهها واقعا سخت است و براحتی نه میشود پیدایشان کرد و نه به این راحتی وقتی را در اختیار رسانه میگذارند. در بسیاری مواقع دیگر آنها به اصطلاح بسیار خودشان را میگیرند و خود را در جایگاه بسیار بالاتری از رسانه میدانند. اینگونه مصاحبه شوندهها در واقع لطمه اصلی را خودشان به خودشان میزنند. آنها به اهمیت و قدرت رسانه پی نبرده اند و نمیدانند چه فرصت بزرگی را از دست داده اند. مدیری موفق است که فقط به اطرافیانش توجه نداشته باشد و به لایههای بیرونی تر که تعداد و در نتیجه تاثیر پذیری بیشتری نیز دارند توجه داشته باشد. رسانه تریبونی برای مصاحبه شونده است که مسیر ارتباطی بین او و لایههای بیشتر و ناشناخته تری از اجتماع را فراهم میسازد.
۴ ویژگی بالا مهمترین ویژگیهایی است که باید هر مدیر یا صاحب نظری در خودش تقویت کند تا باعث جذب رسانه به سمت خودش شود. متاسفانه باید بگویم در میان مدیران و حتی صاحب نظران قزوین کمتر فردی پیدا میشود که حاوی همه ویژگیهای بالا باشد و معمولا رسانهها برای یافتن یک فرد مصاحبه شونده با دشواریهایی روبرو میشوند. اگر بخواهم یک امتیاز بندی در میان مدیران قزوین بکنم تاکنون این افراد فارغ از گرایشهای سیاسی شان بیشترین موفقیت را در جذب رسانه داشتهها اند: محمد حسین شفیعیها (مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین)، علی رسولی (مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان قزوین)، محمدجواد امیدواریان (مدیرکل دامپزشکی استان قزوین)
اینها همانهایی هستند که در ابتدای مطلبم به آن اشاره کردم که بیشترین رغبت رسانه جهت انجام مصاحبه با آنها وجود دارد و تقریبا مورد پذیرش و تمایل همه رسانهها جهت انجام مصاحبه هستند. میبینید که برخی از آنها اصلا سمت خیلی مهمی هم ندارند و در واقع افرادی با سمتهای مهمتر و خبرساز تر از آنها خیلی بیشتر در شهر و استان وجود دارد. میتوانم بگویم قطعا آنچه باعث تمایل رسانه به انجام گفتگو و تعامل بیشتر با آنها میشود وجود ۴ ویژگی مذکور است که به شکل قوی تری در آنها وجود دارد و البته باز هم جای کار برای تقویت بیشتر آن وجود دارد.
حالا اصلا اگر به دیگران هم کاری نداشته باشیم خود ما هم ممکن است روزی به عنوان یک فرد عادی در جایگاه مصاحبه شونده قرار بگیریم و از حالا باید موارد بالا را در خودمان تمرین کنیم. انجام مصاحبه نفعهای زیادی برای مصاحبه شونده دارد و حتی اگر هیچ نفعی هم نمیداشت بر مصاحبه شونده واجب است که با ارائه یک مصاحبه خوب از رسانه حمایت کند.
نرم خبر، سخت خبر
یکشنبه, آبان ۱۹م, ۱۳۸۷ | رسانه | ۳ نظر
کسانیکه مخاطب دائمی سایت قزوین نت هستند احتمالا چند وقت است احساس کرده اند اخباری که به عنوان خبر اول سایت انتخاب میشود با قبل تفاوت پیدا کرده است. قبلا خبر اول معمولا مربوط به سخنان استاندار و شهردار و ابوترابی و خلاصه یکی از مسئولین بود اما چند وقت است احساس کرده ایم مردم از این حرفها خسته شده اند. کلا از سیاست و نقل قول این حرفهای تکراری از این آدمهای تکراری خسته شده اند و به خبرهایی که بیشتر با هنر، احساسات یا رفاه خودشان مربوط میشود علاقه بیشتری نشان میدهند.
این حدس کاملا درست بود. مثلا روزی که خبر مربوط به برگزاری جشنواره شیرینیهای سنتی را به عنوان خبر اول انتخاب کردیم چند ایمیل داشتیم که مکانش کجاست و چطور میشود در آن شرکت کرد. (البته بماند که بعدا اعلام شد برگزار نمیشود و فعلا لغو شده است!). این موضوع خیلی جالب بود. به نوعی میخواهم بگویم مردم به نرم خبر علاقه بیشتری پیدا کرده اند. اخباری که در حوزه هنر، ورزش، سرگرمی و … هستند از اخباری که در حوزههایی مثل سیاست یا اقتصاد هستند در نزد عامه مردم مخاطب بیشتری دارد. البته نرم خبر مربوط به شکل نگارش یک خبر است و حتی میشود یک خبر سیاسی یا اقتصادی شق و رق را هم بصورت نرم نوشت (که آنوقت خیلی هم جالب میشود) اما من میخواهم بیشتر از این واژه برای توضیح موضوع خبر استفاده کنم.
داشتم میگفتم اخبار نرم و حسی مخاطب بیشتری دارند البته به این هم معتقدم که هیچکدام نباید فدای دیگری شود. هر دو درجه اهمیت خود را دارند اما فکر میکنم در رسانههای قزوین اخبار نرم خیلی محجور مانده است و به آن بها داده نمیشود. من دوستان فراوانی دارم که اصلا نمیدانند نام استاندار قزوین چیست و وظیفه نمایندگانشان چیست اما به رفاه و احساسات خودشان اهمیت فراوانی میدهند. اینکه دائم اخبار تکراری نقل قول از مسئولین منتشر شود و هیچ ساختار نو و خلاقانه ای در زمینه انتشار اخباری که جنس غیر تکراری داشته باشند دیده نشود باعث انزجار مخاطب از رسانه میشود. موضوعی که گفتم حتی به نحوه نگارش اخبار هم مربوط میشود که اندکی سعی نمیشود تا حتی همان اخبار شق و رق اقتصاد و سیاست به شیوه نرم و احساساتی نگارش شود و با مخاطب ارتباط بیشتری برقرار کند.
رسانهها برای رفع نیاز مخاطبان آنها فعالیت میکنند و درحال حاضر و با این شیوه خبررسانی (چه از نظر موضوع و چه از نظر ساختار خبر نویسی) بخش عظیمی از نیازهای مخاطبانشان نادیده گرفته میشود. رسانه نباید خودش را به پایگاه دائم سخن پراکنی مسئولین تبدیل کند. به نظرم یک حرکت جدی لازم است تا رسانهها به سمت ساختار شکنی گام بردارند و از آن پیله ساختار و محتوای سنتی که دور خودشان تنیده اند بیرون بیایند. البته منظورم ازاین ساختارشکنی حرکت به سوی زرد شدن رسانه نیست بلکه ارائه محتوا در قالب مخاطب پسند و جذب او به سمت رسانه است. چنین چیزی برای قزوین که از در و دیوار آن بوی افسردگی و مردگی میبارد حداقل باعث زنده شدن رسانههای آن خواهد شد.
وبلاگهای بروز شده قزوین
موضوعات
بایگانی
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
- اردیبهشت ۱۳۸۴
- فروردین ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۳