دسته‌بندی نشده

لینک نگاری

جمعه, بهمن ۱۸م, ۱۳۸۷ | دسته‌بندی نشده | ۶ نظر

بیشتر محتوای تلگراف نگاری امروزم لینک است و فکر می‌کنم ارزش کلیک کردن و خواندن را هم داشته باشد. ببینید.

۱- همانطوری که می‌بینید اخیرا بخشی را به نام «پست منتخب روز» راه انداخته ام که تصمیم دارم هر روز لینک بهترین مطلب را از میان مطالب وبلاگهای قزوین در آن قرار دهم. همه چیز واضح است فقط لازم است توضیح دهم اگر روزی پست منتخب روز تغییر نکرد معلوم است مطلب خوبی که در آنجا قرار بگیرد وجود نداشته است یا من فرصت نکرده ام عوضش کنم. در هر دو صورت از خوش اقبالی نفر قبلی است که دو روز لینک مطلبش در آنجا مانده است.

۲- پس از آنکه حامیان سید میرحسین موسوی هم سایتی شبیه یاری نیوز راه اندازی کردند، پایگاه خبری حامیان سید محمد خاتمی در قزوین هم راه اندازی شد.

۳- عاتقه رجایی همسر شهید رجایی: انزوای تفکر امام خمینی با حذف میرحسین موسوی

۴- سرمربی تیم فوتبال پیکان: تماشاگران قزوین هنوز به داشتن یک تیم لیگ برتری عادت نکرده اند

۵- پانیذ سرکار، دختر رحیم سرکار، سردبیر هفته نامه حدیث قزوین هم به جمع وبلاگ نویس های قزوین پیوست.

دو ایمیل دریافتی

جمعه, بهمن ۱۱م, ۱۳۸۷ | دسته‌بندی نشده | ۲۴ نظر

امروز ۲ ایمیل دریافت کردم که از من درخواست کرده بودند آنها را در وبلاگم قرار دهم. آدرس ایمیل فرستندگان در دفتر وبلاگ محفوظ است! ضمنا جاهایی از ایمیل دوم که با علامت ستاره مشخص شده است شماره تلفن‌هایی بوده است که با این علامت جایگزین شده است.

نوآوری دانشگاه آزاد قزوین
باید گفت که موجودیت دانشجو به واسطه موجودی حساب اوست وگرنه وجود نداری. متاسفانه مسولان سیری ناپذیر این واحد در اقدامی، چهره پول پرست و به دور از مبانی اسلامی خود را بیش از پیش نمایان کردند. در روز های پر استرس انتخاب واحد فرصت را مناسب دانسته و تمام شهریه سنگین و کمر شکن ثابت و متغییر را تا ریال آخر از دانشجو دریافت کرده و نه فرصتی نه وامی نه تخفیفی به دانشجو نمی‌دهند و با اتمام موجودی حساب دیگر دانشجویی وجود ندارد. شاید نمی‌دانند حقوق بازنشسته دویست هزار تومان است. نمی‌دانم کسی که نام اسلامی را برای این خزانه انتخاب کرد چه برداشتی از اسلام داشته است. نمی‌دانم خورندگان این پول ها که از شکم خانوادهایمان زده ایم و به خزانه آنها ریخته ایم چه دینی دارند که انسان را مانند بسته پول می‌بینند. ای کاش نبود تا در آینده حسرت نمیخوردیم که چرا درس نخواندیم …

بلاتکلیفی یک پدر در عراق
برادر اینجانب سعید فراهانی نیک متولد ۱۳۴۷ و معلم آموزش و پرورش و متاهل و دارای دو فرزند، متاسفانه تاسوعای سال ۸۵ به قصد زیارت امام حسین با گذرنامه ولی بدون ویزا عازم مرز مهران و سپس وارد خاک عراق شدند و توسط پلیس عراق دستگیر وروانه زندان بدره شدند و هفته ای یکبار با ایشان درزندان تماس تلفنی داشتیم (***). او درتیرماه سال ۸۶ یعنی شش ماه بعد تصمیم به فرار از زندان می‌کنند که پس از آن مشخص نیست که دربیابانهای محل فرار دراثر بی آبی و… از بین رفته است و یا مجددا توسط پلیس عراق و یا امریکائیها دستگیر شده است. بعد از مدتی حدودا در مرداد ماه سال ۸۶ آقایی به نام عباس ملکی که زندان بان درزندان بدره می‌باشد (***) ابراز کرد که سعید دریکی از بیمارستانهای نزدیک بدره می‌باشد و هنگام فرار مجروح شده و پول و لباس بیاورید و من او را در مرز به شما تحویل می‌دهم ومتاسفانه لب مرز مهران او را دیدم و پول و لباس را به او تحویل دادم ولی پس از آن هر چه با او تماس گرفتم جواب نمی‌داد و فقط امروز و فردا می‌کرد. سپس جهت یافتن جنازه و … از طریق صلیب سرخ (سرکارخانم نوجهانی ***) و وزارت امورخارجه اداره سجلات (*** آقای پارسا) و از طریق رئیس ستاد ویژه عراق دروزارت امورخارجه (*** آقای سلیمانی) و کنسولگری ایران درعراق (*** آقای معصومی–خزائی) مکرر کتبا و شفاها و حضورا پیگیر شدیم و باتوجه به تلاش زیاد به هیچ نتیجه ای نرسیدیم. البته در اواخر اسفند ماه سال ۸۶ از کنسولگری عراق توسط آقای معصومی از کارکنان کنسولگری با من تماس گرفتند و گفتند که جنازه ای در بیابانهای منطقه بدره پیدا شده و فقط چند تکه استخوان و لباس پاره و شماره تلفن دربرگه ای پوسیده پیدا شده که پس از قرائت شماره تلفن ها کنترل کردیم و مشخص شد متعلق به ماست و مقررشد جهت انتقال جنازه به ایران اقدام نمایند و نامه از اداره سجلات وزارت امورخارجه به کنسولگری ایران در عراق زده شد و ما هم تلفنی پیگیری می‌کردیم ولی به نتیجه ای نرسیدیم و آقای معصومی و طبا طبائی از کارکنان آن کنسولگری ابراز میکنند که مسئولین درعراق با ما همکاری نمی‌کنند. البته ما هنوز نمی‌دانیم که آیا واقعا شماره تلفن ها از پهلوی جسد پیدا شده یا خیر و به طور کلی از اصل قضیه که آیا اخوی اینجانب زنده است یا مرحوم شده خبر مستندی نداریم. لازم به ذکر است مسئله جنازه و پیدا شدن آن توسط جاسم محمد قاضی دادگاه بدره به شماره تلفن *** به اطلاع آقای معصومی ازکارکنان کنسولگری ایران درعراق رسیده است. سپس در خرداد ماه ۸۷ با آقای رفیعی ازموسسه حمایت سبزپارسیان (***) تماس داشتم که پس ازپیگیری دو نامه از پزشکی قانونی بغداد برایمان آوردند و گفتند جنازه در کربلا قبرستان ارقام دفن شده ولی شماره قطعه و … را به ایشان ندادند وبا توجه به اینکه کسی به عنوان صاحب جنازه موجود نیست، گمان آنها بر این است که متعلق به ماست. متاسفانه کنسولگری ایران درعراق و سفارت ایران هیچگونه تلاش مستمری را انجام نداده و پدر و مادر را در انتظار قرار دادند. خواهشمند است به هرصورتی که امکان دارد این موضوع را در آن وبلاگ به نحوی مطرح کنید تا بلکه کسی به داد ما برسد.

مجید فراهانی نیک

خون و زندگی

شنبه, دی ۲۱م, ۱۳۸۷ | دسته‌بندی نشده | ۸ نظر

به همین زودی ۵ تلگراف را پشت سر گذاشتیم و به تلگراف ششم رسیدیم. می‌بینید زمان و زندگی چقدر زود می‌گذرد؟ ۸ تلگراف این پست را بخوانید.

۱- ظاهرا مسئولانی از سازمان انتقال خون مطلب «مقابله با ایدز را فقط در تبلیغات بجویید» را خوانده اند و سپس به تمام واحدهای خونی بخشنامه شده است که برای آزمایش ایدز نیاز به نسخه دکتر خارجی نیست و درواقع نسخه در همان واحد انتقال خونی و بطور رایگان تهیه می‌شود. اگر تنها تاثیر وبلاگم همین یکی می‌بود هم باز جای خوشحالی است که توانسته ام خدمت ثمربخشی انجام دهم.

۲- یکی از خوانندگان وبلاگ مطلبی در انتقاد به یکی از نمایندگان قزوین برایم ایمیل کرده است و خواسته است آن را در وبلاگم قرار دهم. متن کامل انتقاد او را بخوانید:

سلام
ضمن خسته نباشید نکته ای را می‌خواستم برایتان بنویسم که در صورت امکان شما در وبلاگ خودتان منعکس بفرمایید.
یکشنبه هفته پیش به همراه جمعی از همکاران کتابدار از قزوین جهت بازدید راهی مجلس شورای اسلامی شدیم و ضمن حضور در صحن علنی مجلس از نزدیک شاهد چگونگی کار قوه مقننه و نمایندگان مردم در ساختمان مجلل بهارستان بودیم. در بدو ورود به جایگاه تماشاچیان از یکی از کارمندان مجلس درخواست نمودیم که به نماینده مردم قزوین در مجلس، شیخ قدرت علیخانی اعلام بفرمایند که مهمانان آمده از قزوین خواستار دیدار با نماینده خود و درد دل احتمالی هستند (آقای ابوترابی در مجلس حضور نداشتند) از طرفی دیگر امکان ورود به جایگاه نمایندگان هم از طرف مهمانان وجود نداشت. با گذشت دو ساعت از ورود ما به جایگاه و در نهایت اتمام کار مجلس، جناب شیخ قدرت علیخانی هیچ توجهی به درخواست ما ننموده و تمام وقت خود را مشغول گشت و گذار در مجلس و گپ و گفت با نمایندگان نمودند.
آیا فقط امثال ما در موقع رای دادن قابل احترام هستیم. این توهین به مردم که جایگاه خاصی در نظام دموکراسی دارند نیست؟
من و چند نفر دیگر از کتابداران که در جمع از حسنات شیخ قدرت سخن رانده و از مردمی بودن شیخ تعریف‌ها کرده بودیم چنان ضایع شدیم که تا آخر روز روی نگاه کردم به همکاران را نداشتیم.

۳- برادران و خواهران تحول خواه و ارزشی! من ازدواج نکرده ام! تا حالا نزدیک به ۱۰ نفر شفاها از من پرسیده اند که شنیده ایم ازدواج کرده ای آیا حقیقت دارد یا نه؟ حالا معلوم نیست چند نفر دیگر من را ندیده اند یا رویشان نشده است این موضوع را بپرسند. حتی دیروز یک دوست ارزشی مسن پس از مدتها با من تماس گرفت و گفت شنیده ام ازدواج کرده ای؟ گفتم نه حاجی من هنوز باکره ام! من اگر بخواهم ازدواج کنم مثل برخی نیستم که این موضوع را کتمان کنم. اولین جا در همین وبلاگ است که خواهم گفت. حتی اگر یادتان باشد آنقدر خوشحال بودم که دروغ ۱۳ ام هم راجع به این قضیه بود در حالیکه اصلا خبری نبود. خلاصه اینکه شدیدا این شایعه را تکذیب و محکوم می‌کنم!

۴- چرا روز به روز هوا دارد گرمتر می‌شود؟ نه از سرما خبری هست نه برف! مگر دی ماه سردترین ماه سال در قزوین نیست؟ اصلا مگر قرار نبود امسال سردتر از سال گذشته بشود؟!

۵- سادگی جهانی شدن. :)

۶- پیشنهاد می‌کنم سخنرانی هدی صابر را که شب عاشورای امسال در قزوین ایراد شده است گوش کنید. این سخنرانی که برداشت تازه ای از قیام امام حسین و عاشورا است را بدون اینکه همه محتوای سخنرانی اش را تایید یا رد کنم از اینجا می‌توانید گوش کنید.

۷- پس از راهپیمایی بعد از نماز جمعه توسط دانشجویان و طلاب قزوین که در حمایت از مردم غزه برگزار شد، یک اتوبوس پر از آنها برای تعطیل کردن شرکت نستله رهسپار آنجا شدند. حیف شد که دسترسی به عکاسان رسانه های قزوین نداشتم که به آنان اطلاع دهم و اگرنه چه گزارش تصویری خوبی می‌توانست تهیه بشود.

۸- بزودی در این مکان نرم افزار غزه برای موبایل که توسط مرکز علمی فرهنگی شهید آوینی قزوین تهیه شده است برای دانلود قرار می‌گیرد.

وبلاگهای بروز شده قزوین

جستجو