دیدار با نصور نقی پور، فعال بازداشت شده حقوق بشر
یکشنبه, مرداد ۳م, ۱۳۸۹ | سیاست
امروز دیداری سه ساعته با نصور نقی پور داشتم. وبلاگ نویس فعال قزوینی در حوزه سایبر و حقوق بشر که اسفند ماه سال ۱۳۸۸ در قزوین بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شد. ۴ ماه بازداشت را تحمل کرد و دو هفته پیش با قرار وثیقه آزاد شد.
راستش وقتی او را دیدم باورم نمیشد که دیدمش! پرسیدم چرا اینطور شد؟ گفت نمیدانم چرا این آوار روی سرم خراب شد! توضیحاتی از شرایط زندان و چگونگی دستگیری اش خواستم. خلاصه اش این بود که او را به عنوان مدیریت فنی یک سایت حقوق بشر شناسایی و شبانه از تهران به منزلش مراجعه میکنند. بازداشتش میکنند و به همراه کامپیوتر، سی دی ها و … او را به زندان اوین منتقل میکنند. یک ماه و نیم را در انفرادی میگذارند و در این مدت مورد بازجویی در مورد مسائل فنی آن سایت و برخی فعالیتهایش در حوزه سایبر قرار میگیرد. روزها فقط به مدت ۱۵ دقیقه با چشم بسته حق استفاده از فضای آزاد را داشته است. البته رفتار بازجوها در همه مدت این ۴ ماه با او بسیار خوب و مسالمت آمیز بوده است. در سلولش به جز ۳ پتو برای خواب چیز دیگری نداشته است! دوران تنهایی و انزوای شدید روحی را سپری کرده است که فکر نمیکنم شخصا تاب تحمل آن را داشته باشم. پس از یک ماه و نیم انفرادی بحث ها و بازجویی ها با او جنبه چالشی پیدا میکند و البته به هیچ وجه اصرار بر قانع کردن او نبوده است. البته حالا شرایط او هم فرق میکرده و با یک زندانی حقوق بشری دیگر در یک سوئیت به سر میبرده است. پس از سپری کردن این مدت یکروز به او گفته اند وسایلش را جمع کند و میتواند برود!
البته این تمام ماجرا نبوده است. حالا هم باید در انتظار حکم دادگاه باشد که احتمالا مدت دیگری هم زندانی در انتظارش است. میگفت شرایطی را که تجربه کرده او را امیدوار به بهبود شرایط فکری کنشگران اجتماعی و وضعیت امنیتی بخصوص زندانیان سیاسی کرده است. اما به هر حال زندان و تحملش واقعا سخت و کشنده است به طوریکه حتی چهره نزدیکترین افراد مثل پدر و مادر را هم فراموش کرده بوده است و این دوران را یک دالان تجربه ساز و بازنگرانه به گذشته خویش و وضعیت سیاسی روز جامعه می دانست. میگفت انعکاس های بیرون زندانی شدن او در سطح رسانه ها دائم به اطلاعش میرسید. دیوار نوشته های حسین درخشان را روی دیوارهای زندان دیده است که از امید و صبر سخن گفته است.
گفت که بعد از آزادی تقاضاهای مصاحبه و پناهندگی زیادی داشته است اما هیچ یک را قبول نکرده است. از او خواستم در مصاحبه پادکستی شرکت کند تا اینها را با صدای خودش منتشر کنم. قول مساعد داد که در آینده اینکار را بکند اما فعلا دغدغه اش کار و زندگی و تحصیل است که بدلیل شرایط بوجود آمده، محدودیت های فراوانی برایش ایجاد شده است.
افکار نصور با گذشته فرق نکرده بود و کماکان دغدغه آزادی، عدالت و معنویت را داشت. قاطعانه باید بگویم که با پشت سر گذاشتن شرایط سخت گذشته و شرایط مبهم پیش رو همچنان روحیه امید، زندگی و نزدیکی در او موج میزد. او یک واقعیت مستند و الگوی بینظیر برای همه آنهایی است که زندگی و جامعه را تیره و تار از آنچه که هست میبییند.
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است.
دیدگاه شما
وبلاگهای بروز شده قزوین
موضوعات
بایگانی
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
- اردیبهشت ۱۳۸۴
- فروردین ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۳