بایگانی مربوط به مرداد, ۱۳۸۹

سیر تحول زندگی کودکان، از همراهی فیزیکی تا همراهی فکری با بزرگسالان

شنبه, مرداد ۹م, ۱۳۸۹ | زندگی | بدون نظر

کودکان امروز متحول شده اند. اگر شما هم برخوردهایی با کودکان این دوره زمانه داشته باشید متوجه می‌شوید که سطح معلومات آنها بسیار بالا رفته است. این دگرگونی بدلیل شرایط اجتماعی است که برای آنها ایجاد شده است. سطح فرهنگ و جو جامعه پیرامون آنها بسیار رشد کرده و این رشد آنها را هم با خود همراه کرده است.

دوران کودکی بزرگسالان امروز بیشتر در کسب و کار می‌گذشت. اکثر آنها جزء کودکان کار زمان خود بشمار می‌رفتند و کمکی برای امرار معاش خانواده خود بودند. خیلی از آنها با گذراندن دوران کوتاهی از تحصیل آنرا رها می‌کردند. دوران کودکی ما با بازی با هم سن و سالان خود در حیاط و کوچه سپری می‌شد. آن زمان ما از دوران و جریانات امور بزرگسالان خود بی خبر بودیم و حتی از واژه ازدواج خجل زده می‌شدیم! کودکان امروز اما متفاوت شده‌اند. آنها نام بسیاری از سیاستمداران و جریانهای سیاسی را می‌دانند. از امور مربوط به بزرگسالان خود باخبرند و در آن اظهار نظر می‌کنند.

این سیر طبیعی دوران کودکان نشان می‌دهد که در دوره ای آنها همراه با بزرگسالان خود همراهی فیزیکی داشته اند. در دوره ای هیچگونه همراهی ای نداشته اند و در دوره کنونی همراهی تئوری و فکری پیدا کرده اند. این تحول بواسطه نوع زندگی آنها در آپارتمانها، مهدکودکها و ارتباط با رسانه ها ایجاد شده است. کودکان امروز اگرچه آینده سازان فردا هستند و این نوع آگاهی فکری آنها در موفقیت آینده آنها موثر است اما به نظر می‌رسد این نوع خودآگاهی غیر ارادی موجب بروز آسیب دیگری یعنی دوری ماندن از دوران کوکی و همراهی با دوران بزرگسالان خود شده است. تجربه دوران کودکی و خاطرات خوش آن برای ما که آنرا تجربه کرده ایم شیرین تر از آن بوده که بخواهیم از همان زمان مشغول دغدغه های بزرگسالان خود شویم.

پیش بینی آینده دشوار است و هنوز نمی‌دانیم کودکان آن دوره چگونه خواهند بود. آیا به دوران کودکی خود باز خواهند گشت یا در مغاربت با بزرگسالی خواهد بود. به هر شکل اما باید به یاد داشت که نزدیکی فکری آنها با بزرگسالی در دوران کنونی، موجب شکل گیری روح آینده آنها خواهد شد و این شکل گیری و پرورش اگر دارای ابعاد منفی و ناامیدی باشد بزرگسالی آنها را در خطر خواهد انداخت. ویدئوی زیر نمونه ای از این نوع کودکان است که اگرچه به زبان و لهجه شیرینی بیان شده است اما تهدید مهمی را برای آینده آنها به ما گوشزد می‌کند.

دیدار با نصور نقی پور، فعال بازداشت شده حقوق بشر

یکشنبه, مرداد ۳م, ۱۳۸۹ | سیاست | بدون نظر

امروز دیداری سه ساعته با نصور نقی پور داشتم. وبلاگ نویس فعال قزوینی در حوزه سایبر و حقوق بشر که اسفند ماه سال ۱۳۸۸ در قزوین بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شد. ۴ ماه بازداشت را تحمل کرد و دو هفته پیش با قرار وثیقه آزاد شد.

راستش وقتی او را دیدم باورم نمی‌شد که دیدمش! پرسیدم چرا اینطور شد؟ گفت نمی‌دانم چرا این آوار روی سرم خراب شد! توضیحاتی از شرایط زندان و چگونگی دستگیری اش خواستم. خلاصه اش این بود که او را به عنوان مدیریت فنی یک سایت حقوق بشر شناسایی و شبانه از تهران به منزلش مراجعه می‌کنند. بازداشتش می‌کنند و به همراه کامپیوتر، سی دی ها و … او را به زندان اوین منتقل می‌کنند. یک ماه و نیم را در انفرادی می‌گذارند و در این مدت مورد بازجویی در مورد مسائل فنی آن سایت و برخی فعالیتهایش در حوزه سایبر قرار می‌گیرد. روزها فقط به مدت ۱۵ دقیقه با چشم بسته حق استفاده از فضای آزاد را داشته است. البته رفتار بازجوها در همه مدت این ۴ ماه با او بسیار خوب و مسالمت آمیز بوده است. در سلولش به جز ۳ پتو برای خواب چیز دیگری نداشته است! دوران تنهایی و انزوای شدید روحی را سپری کرده است که فکر نمی‌کنم شخصا تاب تحمل آن را داشته باشم.  پس از یک ماه و نیم انفرادی بحث ها و بازجویی ها با او جنبه چالشی پیدا می‌کند و البته به هیچ وجه اصرار بر قانع کردن او نبوده است. البته حالا شرایط او هم فرق می‌کرده و با یک زندانی حقوق بشری دیگر در یک سوئیت به سر می‌برده است. پس از سپری کردن این مدت یکروز به او گفته اند وسایلش را جمع کند و می‌تواند برود!

البته این تمام ماجرا نبوده است. حالا هم باید در انتظار حکم دادگاه باشد که احتمالا مدت دیگری هم زندانی در انتظارش است. می‌گفت شرایطی را که تجربه کرده او را امیدوار به بهبود شرایط فکری کنشگران اجتماعی و وضعیت امنیتی بخصوص زندانیان سیاسی کرده است. اما به هر حال زندان و تحملش واقعا سخت و کشنده است به طوریکه حتی چهره نزدیکترین افراد مثل پدر و مادر را هم فراموش کرده بوده است و این دوران را یک دالان تجربه ساز و بازنگرانه به گذشته خویش و وضعیت سیاسی روز جامعه می دانست. می‌گفت انعکاس های بیرون زندانی شدن او در سطح رسانه ها دائم به اطلاعش می‌رسید. دیوار نوشته های حسین درخشان را روی دیوارهای زندان دیده است که از امید و صبر سخن گفته است.

گفت که بعد از آزادی تقاضاهای مصاحبه و پناهندگی زیادی داشته است اما هیچ یک را قبول نکرده است. از او خواستم در مصاحبه پادکستی شرکت کند تا اینها را با صدای خودش منتشر کنم. قول مساعد داد که در آینده اینکار را بکند اما فعلا دغدغه اش کار و زندگی و تحصیل است که بدلیل شرایط بوجود آمده، محدودیت های فراوانی برایش ایجاد شده است.

افکار نصور با گذشته فرق نکرده بود و کماکان دغدغه آزادی، عدالت و معنویت را داشت. قاطعانه باید بگویم که با پشت سر گذاشتن شرایط سخت گذشته و شرایط مبهم پیش رو همچنان روحیه امید، زندگی و نزدیکی در او موج می‌زد. او یک واقعیت مستند و الگوی بی‌نظیر برای همه آنهایی است که زندگی و جامعه را تیره و تار از آنچه که هست می‌بییند.

جستجو