بایگانی مربوط به فروردین, ۱۳۸۹

علیرضا خدابخش به لقاء الله پیوست

جمعه, فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹ | دسته‌بندی نشده | ۳۳ نظر

متاسفانه باخبر شدیم که برادرم علیرضا در حادثه انفجار بمبی که امروز صبح در کربلا رخ داده است جان خود را از دست داده است. این اتفاق یک شوک عظیم برای من و خانواده اش بود. وی قبل از رفتن نام کاربری و رمز وبلاگش را در اختیار من قرار داده بود اما هیچ گاه فکر نمی کردم چنین اتفاقی برای او بیفتد و بخواهم از آن استفاده کنم. با آنکه می دانیم مرگ حق همه است اما بی گمان درگذشت و پیوست وی به خیل شهدای زائر عتبات عالیات ضایعه و غم بزرگی را برای ما، دوستان و رسانه های قزوین پدید آورده است.

حال مناسبی ندارم و بیشتر از این نمی توانم بنویسم فقط بدنبال این هستیم که هرچه زودتر جنازه وی را به ایران برگردانیم. به زودی زمان و مکان مراسم تشییع او در همین وبلاگ اعلام خواهد شد.

تکمیلی: خبر خبرگزاری فارس در این رابطه

کربلا محو در عشق زمان

چهارشنبه, فروردین ۱۱م, ۱۳۸۹ | سفر | بدون نظر

حرم حضرت امیرالمومنین(ع) مثل حرم حضرت امام رضا(ع) نیست که ۲۴ ساعته باز باشد. شبها دربش را می‌بندند و دوباره صبح بازش می‌کنند. دیشب تا آخر شب آنجا بودم و آنقدر ماندم تا برقها را خاموش کنند و زائرین را به بیرون هدایت کنند. این زمان حال و هوای خاصی داشت. زائرین شیعه و ایرانی حاضر به ترک حرم نبودند و نغمه هایی را بلند و با هم سر می‌دادند. گروهی در مکانی دورتر از ضریح می‌گفتند: «لعن الله عدوک یا علی» گروهی در فاصله نزدیک به ضریح می‌گفتند: «اولی و دومی و سومی» و این جمله را پشت سر هم تکرار می‌کردند: لعن الله عدوک یا علی، اولی و دومی و سومی …

نجف علاوه بر حرم حضرت امیرالمونین چند مکان زیارتی دارد که متعلق به یاران امام علی(ع) است. همچنین مسجد کوفه، مسجد سهله و قبرستان وادی السلام که بزرگترین قبرستان جهان اسلام است نیز در آنجا واقع شده است. در این قبرستان برای دفن قبرها ابتدا زمین را حفر می‌کنند و اتاقی زیر زمینی می‌سازند. سپس حفره های افقی در دیواره های آن اتاق زیرمینی ایجاد می‌کنند و مردگان را داخل آن حفره ها قرار می‌دهند و رویش یک سنگ قبر می‌گذارند.

در نجف با یک نفر آشنا شدم که زاده و اهل نجف بود اما در دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) قزوین درس می‌خواند. فارسی را به گفته خودش تا ۶۰ درصد یاد گرفته بود و برای دیدن خانواده اش به نجف آمده بود و دوباره قصد داشت به قزوین بازگردد. آنقدر گفتگو با او لذت بخش بود که فراموش کردم شماره تلفنش را بگیرم!

نجف را با همه حال و هوایش ترک کردم و صبح زود عازم کاظمین شدم. کاظمین مرقد مطهر دو امام (امام کاظم و امام جواد) را در خود جای داده است که در کنار هم و در یک ضریح هستند.  مقبره شیخ مفید هم در نزدیکی آن حرم قرار دارد که امام زمان دست خطی از خودش بر روی مقبره وی به یادگار گذاشته است. اینطور که می‌گفتند سرقت در کاظمین بسیار رواج دارد و باید حسابی مواظب باشید. صحن آنجا هم خیلی بزرگ نبود و نهایتا به اندازه مسجدالنبی قزوین بود. چند ساعتی آنجا بودیم و سپس به سمت کربلا حرکت کردیم.

کربلا زاده عشق است و کل عالم شیعه را محو به خود در فاصله های دور و نزدیک قرار داده است. برای ورود به حرم حضرت امام حسین یا عباس، ۴ بار مورد بازجویی بدنی قرار می‌گیرید و تدابیر امنیتی سخت گیرانه تر اجرا می‌شود. برای بازجویی آقایان باید بالای یک سکو بروند تا بازجو راحت تر بتواند جیب ها را بگردد. همچنین افرادی در جای جای مختلف هستند که دستگاه بمب یاب در دست دارند و ماشینهای عبوری و مردم را بدون تماس فیزیکی با آنها مورد بررسی قرار می‌دهند.

باید بگویم هر کدام از مکانهایی که رفتم حال و هوای خاص دارد و هنگام حضور در آنها حس خاصی سراسر آدمی را فرا میگیرد. آنقدر هم خلوت است که دست به راحتی به ضریح می‌رسد و می‌توانید مدتها آنجا باشید. اینجا برخلاف مکه که زیاد به ما و ایرانیها احترام نمی‌گذاشتند عراقیها رابطه گرم و خوبی با ایرانیها برقرار می‌کنند و سعی می‌کنند حتی الامکان کمکشان کنند. خلاصه اینکه اگر مسلمان از نوع شیعه باشید و بدنبال یک لذت معنوی هم باشید عراق بهترین جا برای مسافرت است. تا یکشنبه هفته بعد در کربلا هستم و اگر بتوانم بیشتر از اینجا خواهم نوشت. در ضمن نائب الزیاره همه گریزخوانها هم خواهم بود.

جستجو