بایگانی مربوط به بهمن, ۱۳۸۸

آغاز سفری طولانی

یکشنبه, بهمن ۴م, ۱۳۸۸ | وبلاگ | ۱۱ نظر

از فردا یک سفر طولانی را آغاز خواهم کرد. ابتدا به تهران می‌روم و مدتی در آنجا خواهم بود. سپس به مشهد رفته و مدتی را طبق معمول در منزل خواهرم هستم. سپس به کیش می‌روم و مدتی هم آنجا هستم. بعد دوباره به مشهد بر می‌گردم و زمانی را هم در آنجا سپری می‌کنم و سپس به قزوین باز می‌گردم. به جز سفر تهرانش که جنبه کاری همیشگی دارد بقیه سفرهایم غیر کاری و زیارتی، تفریحی است. در چند روز آینده شاید فرصت خوبی برای بروز کردن بخش لینکدونی و مطالب وبلاگم پیدا نکنم اما بخش وبلاگهای بروز شده مثل گذشته بطور اتوماتیک کار خودش را انجام می‌دهد. فقط دعا کنید سالم برگردم چون همین الان شنیدم یک قطار از ریل خارج شده و چند نفر کشته شده اند! البته مرگ و زندگی دست خداست و ممکن در همین خیابان هم که آدم راه می‌رود زیر پایش چاه باز شود و کشته شود اما قول می‌دهم اگر سالم برگردم دیگر کاری به کارتان نداشته باشم. :)

به هرصورت چند روزی از دستم راحتید و می‌توانید هرچقدر خواستید بنویسید و نقض حریم خصوصی کنید که دیگر از چشمم بدور هستید. :) برای خودم و شما بهترین ها را آرزومندم.

دانشجو شدم!

جمعه, بهمن ۲م, ۱۳۸۸ | دانشگاه | ۱۷ نظر

۵ سال قبل که فوق دیپلم را در دانشگاه آزاد به پایان بردم هیچگاه فکر نمی‌کردم قبولی در مرحله بعدی (کارشناسی) آنقدر بطول بینجامد. از آن سال هر سال در کنکور کاردانی به کارشناسی شرکت کردم اما بدلیل مشغله کاری فراوان و اینکه حتی یک صفحه از کتابها را نمی‌خواندم قبول نمی‌شدم. درست است که رشته ام کامپیوتر بود و تجربه و علم نسبتا خوبی در این زمینه داشتم اما آنچه در کنکور می‌آمد مباحث قدیمی و حتی غیر کامپیوتری بود که هیچ رغبتی به خواندن آنها جهت شرکت در کنکور نداشتم. سالها گذشت و همه آنها که با من در ۵ سال پیش همکلاسی بودند قبول شدند و در این سالهای آخر دیگر حتی سوالها را هم حفظ شده بودم و می‌توانستم حدس بزنم چه سوالاتی می‌آید! خلاصه پس از گذشت این همه ماه و سال، حالا در این لحظه تاریخی به عنوان آخرین بازمانده، در کنکور کارشناسی دانشگاه آزاد قبول شدم و رسما از این به بعد دانشجو می‌شوم.

بدون تعارف عرض می کنم که انگیزه اصلی ام از ورود به دانشگاه کسب مدرک است واگرنه تجربه ام نشان داده است علم را بخصوص در این رشته با پشتکار و بدون دانشگاه و با صرف زمان کمتر از حضور در دانشگاه، می توان خیلی حرفه ای تر از دانشگاه کسب کرد. به هر حال آنها که در طی این سالها فکر می‌کردند مهندس هستم و حداقل کارشناسی یا بالاتر دارم حالا می‌توانند با خیال راحت به این فکرشان اعتماد کنند! البته این را هم بگویم که من محیط، جو و جنبش های دانشجویی را دوست دارم و به آن عشق می ورزم و انگیزه جانبی‌ام هم همین ها بوده است. کارشناسی کامپیوتر را در همان دانشگاه آزاد قبول شده ام و البته ورودم به این مرحله حتما با نگرانیهایی برای این دانشگاه به همراه خواهد بود. دیگر می‌توانم شما را بیشتر از روند و آسیب های این دانشگاه آگاه کنم و کار رسانه ای را در این بخش هم گسترش دهم. با این وضعیت حالا نمی‌دانم چقدر در این دانشگاه دوام بیاورم یا بطور صریحتر، چقدر بگذارند در این دانشگاه بمانم!!

جستجو