نیستی

دوشنبه, آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ | نوا

بهانه امروز با شما بودن، تقدیم یک شعر و آهنگ زیبایش است.
بخوانید و بشنوید:

نیستی دارم دق می کنم نیستی دارم می پوسم
عکساتو من یکی یکی بر می دارم میبوسم
پیرهن یادگاریتو هر شب دارم بو می کنم
برای برگشتن تو به آسمون رو می کنم

از خدا میخوام دوباره تورو ببینم رو به روم
قسم به اشک حسرتم فقط همینه آرزوم
یه عالمه گل میارم همه رو پرپر می کنم
هر شب دارم همینجوری با تنهایی سر می کنم

تموم اشکام هدیه ی نبودنت کنار من
نمیدونی چی میگذره به قلب بی قرار من
وای که چقدر سخته برام ثانیه ها بدون تو
دلم می خواد باز ببینم چشمای مهربونتو

نیستی دارم دق می کنم نیستی دارم می پوسم
عکساتو من دونه دونه بر می دارم میبوسم
یه عالمه گل میارم همه رو پرپر می کنم
هر شب دارم همینجوری با تنهایی سر می کنم

دانلود کنید!

۲۳ نظر برای نیستی

ساراناز
آبان ۲۵, ۱۳۸۸

شعرت که ادم دلش میگیره . نگو بابا اشکم در امد قرض و قوله هام یادم اومد. شوخی کردم هیچ وقت از غم ننویس از شادیش بنویس که برات بیاد .

غریبه ی تنها
آبان ۲۶, ۱۳۸۸

این شعر حرف دل همه ی عاشقاییه که دور از معشوق سر می کنن!
نکنه شما هم …؟؟؟؟؟
بله؟!!!

جعفر بخشی بی نیاز
آبان ۲۶, ۱۳۸۸

دوست عزیز : علیرضا خدا بخش …
حس قشنگی در تو هست که انگار همه کلمات را یک جا برای خودت برداشته ای برای روز مبادا …
گاهی تو را در مشرق می بینم . با دست نوشته هایی از باغچه تنهایی . گاهی در مغرب با کلماتی از جنس باران .
زمانی در جنوب با لهجه غریب عریبه ها
و گاهی هم کنار دست غربت واژه هایی که می خوانیم و هی حسرت می خوریم …
می خواهم بگویم :
بودنت دارد برای ما از حس دوستی خارج می شود و به یک ارزش می رسد …
ما داریم به علیرضا خدا بخش گاهی به آسمان نگاه می کنیم …
به شرط آن که آسمان دل علیرضا هم گاهی آبی باشد

مهدی مقدم
آبان ۲۶, ۱۳۸۸

کاش می شد دانلودش کرد

علی
آبان ۲۶, ۱۳۸۸

علی هستم . یه آدم عوضی با کلی دیدگاه عوضی تر …
حرفهایی دارم که اگه بشنوید بد نیست . پس لازمه بیام توی پیوندهاتون .
صلاح بدونید حرفهامونو می گیم و میشنوید …

رفیق قدیمی
آبان ۲۷, ۱۳۸۸

دردی است درد عشق که هیچش کرانه نیست
آنجا جز اینکه جان بسپارند چاره نیست

علی جون مبارکه !!!

علی
آبان ۲۷, ۱۳۸۸

مخلص خدا بخش عزیز :
راستش یه چیزایی هست برای گفتن و نوشتن که روم نمیشه برای نوشتن و گفتن … بده .
یه سری حرف هست که اگه بنویسم متهم می شم به بی ادبی . اما اگه نگم عقده می شه توی گلو و بعد باید پدر و مادر خودمو فحش بدم . حسابی .
خواستم بگم از اینکه رفتیم داخل پیوندتات خیلی مرسی …

کمجکاو
آبان ۲۷, ۱۳۸۸

مبارک باشه!!!!!!!!!
چه آهنگ عشقولانه‌ای…..

تکه
آبان ۲۸, ۱۳۸۸

سلام آقای ایجکس ، پرتال ، رفسنجانی ، پادکست و از این مقولات چرا نمیشه این آهنگ رو دانلود کرد

آیت ا... مارمولک
آبان ۲۸, ۱۳۸۸

اینفدر تو کفی عکس دختر مردم رو میزاری تو بنر سایت؟؟؟ اما خودمونیم به چشم خواهری عجب تیکه ایه ;)

@
آبان ۲۸, ۱۳۸۸

جوووووووووووون عجب عکسی گذاشتی!!! مادر این دختر خانم داماد نمی خواد؟

kianoosh
آبان ۲۸, ۱۳۸۸

چقدر درصد میدی ما هم برات بنویسیم :D

دل انگیز
آبان ۳۰, ۱۳۸۸

عکساتو من یکی یکی بر می دارم میبوسم
بی ادب عکس منو برای چی می بوسی!

دل نواز
آبان ۳۰, ۱۳۸۸

ضمنا عکس این دختره جلف رو از اول وبلاگت بردار

یک شایعه پراکن (تو رو خدا حذفش نکنیا)
آبان ۳۰, ۱۳۸۸

علائم عاشقی را دو تو ای عاشق! می بینم.
عاشق شدن را … می گویم

ddd
آذر ۶, ۱۳۸۸
اصغر (گل نی)
آذر ۱۲, ۱۳۸۸

می دونم …. می فهمم …گریه

بولصم
آذر ۱۴, ۱۳۸۸

در کنار نمایش قتل ندا سخنان مادرو پدر او رادر واکنش به این اقدام بزنید خیلی عادلانه می شود

آوانگارد
آذر ۱۷, ۱۳۸۸

اولین شمارۀ نشریۀ «آوانگارد منتشر شد.
آوانگارد نشریه ای خصوصی ست که بابودجۀ شخصی اداره میشود. این نشریه دو سرویس مستقل (یکی اندیشه و تاریخ و دیگر ادبیات) دارد و سرویس سومی هم زیر نام پرونده، نهاده شده که در هر شماره به یکی از مسائل مربوط به حوزۀ فرهنگ و هنر میپردازد.
اولین پروندۀ آوانگارد، به سه تن از روشنفکران ِ تاثیرگذار اجتماع و فرهنگ و ادبیات میپردازد. «نسیم شمال» ، «علی اکبر دهخدا» و «محمد قزوینی»، سه شخصی هستند که در پروندۀ اولین شمارۀ آوانگارد، زیر نام «مثلث روشنفکری قزوین» منتشر شده است.

محمد تاج احمدی
آذر ۱۷, ۱۳۸۸

آقای خدابخش از شما بعید بود از این ترانه های «مستهجن» گوش بدین ها!!!
آدم رفیق جسین طاهری باشه و از این ترانه ها خوشش بیاد؟!
بابا ایول!
پس ارزش ها کجا رفته؟ (رفته مرخصی)
راستی نمیدونم اون جشنواره رو چکارکردید ولی من اگه جای شما بودم، «نونویس» رو بعنوان یه وبلاگ نویس اکتیو انتخاب میکردم

محمدرضا
آذر ۱۹, ۱۳۸۸

باز هم ما آمدیم و باز هم شما نبودید و باز هم ما رفتیم و باز هم شما را ندیدیم که بگوییم می‌خواهیم یک Domain بخریم… اگر خدا بخواهد…

باز هم تماس می‌گیرم برای هماهنگی ان‌شاءالله

محمدرضا
آذر ۲۱, ۱۳۸۸

بسیار ممنونم از این همه لطف شما که فورا جواب بنده را دادید…

ان شاءالله در طول هفته بعد تماس می‌گیرم جهت هماهنگی؛ چون چند سؤال هست که بهتر می‌دانم حضوراً شرفیاب شده بپرسم…

متشکرم

سبز
آذر ۲۷, ۱۳۸۸

http://ashoraqazvin.blogfa.com/
محرم سبز قزوین

دیدگاه شما

وبلاگهای بروز شده قزوین

جستجو