بایگانی مربوط به آبان, ۱۳۸۸

نیستی

دوشنبه, آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ | نوا | ۲۴ نظر

بهانه امروز با شما بودن، تقدیم یک شعر و آهنگ زیبایش است.
بخوانید و بشنوید:

نیستی دارم دق می کنم نیستی دارم می پوسم
عکساتو من یکی یکی بر می دارم میبوسم
پیرهن یادگاریتو هر شب دارم بو می کنم
برای برگشتن تو به آسمون رو می کنم

از خدا میخوام دوباره تورو ببینم رو به روم
قسم به اشک حسرتم فقط همینه آرزوم
یه عالمه گل میارم همه رو پرپر می کنم
هر شب دارم همینجوری با تنهایی سر می کنم

تموم اشکام هدیه ی نبودنت کنار من
نمیدونی چی میگذره به قلب بی قرار من
وای که چقدر سخته برام ثانیه ها بدون تو
دلم می خواد باز ببینم چشمای مهربونتو

نیستی دارم دق می کنم نیستی دارم می پوسم
عکساتو من دونه دونه بر می دارم میبوسم
یه عالمه گل میارم همه رو پرپر می کنم
هر شب دارم همینجوری با تنهایی سر می کنم

دانلود کنید!

تثبیت مدیران استان قزوین؛ پیامدها و آسیب ها

سه شنبه, آبان ۱۲م, ۱۳۸۸ | قزوین | ۱۷ نظر

مدیریت یک مجموعه نقش تعیین کننده در سرنوشت آن مجموعه دارد. این ویژگی آنقدر حساس است که آنجا که عملکرد ضعیف یک کارمند مجموعه بروز می‌کند به حساب مدیریت آن مجموعه گذاشته می‌شود و در واقع اوست که پاسخگوی همه اعمال نیروهای تحت سرپرستی خود نیز هست. مدیریت کارآمد باعث پیشرفت و توسعه مجموعه می‌شود و خلاف آن کل مجموعه را به ورطه نابودی نزدیک می‌کند.

استان قزوین تا کنون چه در عرصه دستگاه ها و سازمانها و چه در مدیریت کل استان، از وجود عناصر مختلفی تجربه کسب کرده است. آنجا که صحبت از گذشته استان پیش می‌آید معمولا نوعی دلخوری در میان ساکنان استان قزوین وجود دارد که نتوانسته است همپای استانهای دیگر پیشرفت کرده و به رشد و آبادانی برسد. ریشه یابی این مسئله پس از تحقیق معمولا به مدیران گذشته قزوین می‌گردد که نتوانستند آنطور که باید موجب پبشرفت استان شوند. نکته جالب توجه در این میان این است که همین مدیران در زمان خود قاطعانه از نحوه فعالیت و مدیریت خود دفاع می‌کردند و با ارائه آمار و ارقام بر رشد مجموعه خود صحه می‌گذاشتند. این درحالی بود که که حتی با پذیرش این آمار، سیر پیشرفت استان قزوین در مقابل استانهای دیگر بسیار ناچیز و از روند کندی برخوردار بوده است که نتایج آن نیز امروزه محسوس گشته است. البته عدم کارآمدی شامل همه مدیران نمی‌شود و اندک مدیرانی هستند که نتایج موثر آنها در پیشرفت مجموعه تحت حمایت خود کاملا مشهود است و حتی شخصیت های سیاسی نیز در هرجناح و اندیشه ای به توانایی و کارامدی آنها اذعان دارند. نمونه صریح و بارزی از این دست مدیریت را در مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین می‌توان دید.

از ابتدای روی کار آمدن سید علی اکبر طاهایی به عنوان استاندار قزوین یکی از ویژگیهای مهم ایشان که توجه بسیاری از صاحب نظران را به خود جلب کرده است تلاش برای عدم تغییر معاونان و مدیران قبلی و ادامه فعالیت آنان بوده است. این ویژگی تا بدانجا ادامه یافته است که اخیرا با تغییر چند مدیر دولتی ابراز نارضایتی خود را اعلام نموده و خود و نیروهای خود را از شرکت در جلسه معارفه مدیران جدید منع نموده است! در ابتدا نظر بسیاری بر این بود که این مخالفت بدلیل عدم هماهنگی و تناسب مدیر جدید با وی بوده است که البته اگر چنین دلیلی وجود داشت کاملا پذیرفته شده و بجا بود چراکه هماهنگی همه مدیران برای پیشرفت استان لازم و ضروریست. اما پس از تحقیقی که شد مشخص شد تصمیم برای تغییر قبلا به اطلاع ایشان رسیده است و ایشان اساسا با فلسفه تغییر مدیر از پایه مخالفند و اصرار شدید به باقی ماندن مدیران قبلی همه نهادها دارند. مهمترین دلیلی که برای نگهداری یک مدیر می‌تواند وجود داشته باشد تجربه کسب کرده اش طی مدت مدیریتش است اما اگر سایر ویژگیهای یک مدیر فدای این تجربه شود ناکارآمدی یک مدیر کاملا محسوس می‌شود. تجربه چیزی نیست که نتوان بدستش آورد و هر شخصی که بر مسند ریاست تکیه زند پس از مدتی خواه ناخواه برخوردار از این ویژگی اکتسابی می‌شود و حتی می‌تواند از تجارب مدیر قبلی به عنوان مثال در سمت معاون یا مشاور خود نیز استفاده کند. این در حالی است که سایر ویژگیهای یک مدیر ممکن است هرگز در یک مدیر وجود نداشته باشد یا حداقل به این زودی‌ها کسب نگردد. صاحب نظران مسائل استراتژیک می‌گویند شخصی که برای مدیریت یک مجموعه تخصصی به عنوان مثال یک صنعت انتخاب می‌شود اگر رشته تحصیلی اش مدیریت باشد موفق تر از شخصی است که رشته تحصیلی اش آن صنعت باشد. البته این حداقل ویژگی مدیریتی است و قطعا مدیری که انتخاب می‌شود باید شامل هردو ویژگی باشد. یعنی هم فن مدیریت بداند و هم زمینه فعالیت مجموعه تحت مدیریتش تا حدودی تخصص داشته باشد. این ویژگی را داشته باشید و حالا در نظر بگیرید مدیرانی از بخش صنایع دولتی قزوین که نه رشته شان مدیریت است و نه رشته تحصیلی شان منطبق با مجموعه تحت کنترلشان است. نمونه بارز و بارها منتشر شده این موضوع را در مدیریت ادارت صنایع قزوین می‌توان دید که نتایج آن شامل بحرانهای متعدد در شرکتهای تولیدی قزوین سالهاست به قوت خود باقی است و همچنان ادامه دارد.

البته باید این نکته غافل نبود که قطعا تحصیلات ملاک تمام کننده ای برای مدیریت نیست اما این حداقل ویژگی یک مدیر است و سایر ویژگیها مانند تعهد، ذات مدیریتی و … نیز در کنار آن قرار می‌گیرد. با مقاومت برای عدم تغییر مدیران استان قزوین روندی که در دوران استاندار قبلی بوده است همچنان در سطح های کوچکتر و تخصصی تر ادامه می‌یابد و در واقع اساسا تغییر استاندار بومی و شناخته شده قزوین بی معنی جلوه می‌کند. مهمترین دلیل تغییر استاندار قزوین ایجاد تحول در استان قزوین و بخصوص در ساختار مدیریتی بوده است و این موضوع با باقی ماندن مدیرانی که در زمان استاندار قبلی انتخاب شده اند و همچنان به مدیریت خود ادامه می‌دهند امکان پذیر نخواهد بود.

به نظر می‌رسد علاوه بر نیاز شدید به تغییر مدیران در استان قزوین تعامل با چند مدیری که طی روی کار آمدن دولت دهم در استان قزوین انتخاب شده اند ضروری است و گذاشتن سنگ بنای مخالفت با آنان از همان ابتدا و عدم تعامل با آنها نه تنها راه به جایی نخواهد برد بلکه وضع را از این که هست نیز بدتر خواهد ساخت. در نهایت انتظار می‌رود استان قزوین همپای دولت جدید که اکثر وزیران آن نیز تغییر یافته اند با ساختار مدیریتی نو و تازه نفس گامهای بلندتری را در توسعه و پیشرفت خود بردارد و سالها عقب ماندگی خود را در زمان کوتاهتری جبران نماید.

جستجو