پنجشنبه, شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ | زندگی

آرام باش نازنین من… آرام باش
طلوع که بیاید… خورشید که سر از بالش ماه بردارد
ساعت که از نو برقصد٬ آغاز که دوباره با دنیا هم آغوش شود
میان گریه‏هایم راهى براى عبور تو پیدا می شود
مى‏دانم
عادت کرده‏اى
رهگذر لحظه‏هاى بارانى‏ام باشى
این بار هم بگذر
و چشم‏هایت را به پنجره‏اى بده
که شب و روز
مرا نگاه مى‏کند …

۵ نظر برای

دانشجوی پیام نور
شهریور ۱۹, ۱۳۸۸

خبرنامه دانشجویی پیام نور نامش تغییر کرده و شده
“گاه نامه داستان ما” دانشگاه پیام نور قزوین

صدف
شهریور ۱۹, ۱۳۸۸

سلام روزتون به خیر میشه بگید این غزلی که نوشتید نویسنده اش کیه؟ و یا این نوشته از کیه؟
با تشکر

جعفر بخشی بی نیاز
شهریور ۱۹, ۱۳۸۸

علیرضا :
ممنون از اینکه تولد حقیرانه ام را به تبریکی زیبا آراستی .
گذشته را میسپارم به باد
و به یاد دوستیها برایت باغی از محبت در دلم بنا می کنم .
سبز باشی و هم چنان ماندگار …

اسیر یه نگاه
شهریور ۲۵, ۱۳۸۸

سلام
آرام باش نازنین من ؟(مضاف و مضاف الیه )
منظور از مضاف کیه یا چیه ؟….
چون من از ادبیات سر در نمییارم

احمد شریفی
شهریور ۲۸, ۱۳۸۸

سلام
من میخواهم از بلاگفا به وردپرس مهاجرت کنم. چند تا سوال داشتم:
اول اینکه اصلاً نه نظرتون در مورد اینکار(مهاجرت به وردپرس)چیه؟
دوماً یک وبلاگ تو وردپرس درست کردم، اما الان دو هفته است که وقتی یوزر و پسورد رو می زنم نمی تونم وارد صفحه مدیریت بشم. اصلاً کلاً تا به حال نتونستم وارد بشم. به نظر شما علتش چیه؟

دیدگاه شما

جستجو