خون و زندگی
شنبه, دی ۲۱م, ۱۳۸۷ | دستهبندی نشده
به همین زودی ۵ تلگراف را پشت سر گذاشتیم و به تلگراف ششم رسیدیم. میبینید زمان و زندگی چقدر زود میگذرد؟ ۸ تلگراف این پست را بخوانید.
۱- ظاهرا مسئولانی از سازمان انتقال خون مطلب «مقابله با ایدز را فقط در تبلیغات بجویید» را خوانده اند و سپس به تمام واحدهای خونی بخشنامه شده است که برای آزمایش ایدز نیاز به نسخه دکتر خارجی نیست و درواقع نسخه در همان واحد انتقال خونی و بطور رایگان تهیه میشود. اگر تنها تاثیر وبلاگم همین یکی میبود هم باز جای خوشحالی است که توانسته ام خدمت ثمربخشی انجام دهم.
۲- یکی از خوانندگان وبلاگ مطلبی در انتقاد به یکی از نمایندگان قزوین برایم ایمیل کرده است و خواسته است آن را در وبلاگم قرار دهم. متن کامل انتقاد او را بخوانید:
سلام
ضمن خسته نباشید نکته ای را میخواستم برایتان بنویسم که در صورت امکان شما در وبلاگ خودتان منعکس بفرمایید.
یکشنبه هفته پیش به همراه جمعی از همکاران کتابدار از قزوین جهت بازدید راهی مجلس شورای اسلامی شدیم و ضمن حضور در صحن علنی مجلس از نزدیک شاهد چگونگی کار قوه مقننه و نمایندگان مردم در ساختمان مجلل بهارستان بودیم. در بدو ورود به جایگاه تماشاچیان از یکی از کارمندان مجلس درخواست نمودیم که به نماینده مردم قزوین در مجلس، شیخ قدرت علیخانی اعلام بفرمایند که مهمانان آمده از قزوین خواستار دیدار با نماینده خود و درد دل احتمالی هستند (آقای ابوترابی در مجلس حضور نداشتند) از طرفی دیگر امکان ورود به جایگاه نمایندگان هم از طرف مهمانان وجود نداشت. با گذشت دو ساعت از ورود ما به جایگاه و در نهایت اتمام کار مجلس، جناب شیخ قدرت علیخانی هیچ توجهی به درخواست ما ننموده و تمام وقت خود را مشغول گشت و گذار در مجلس و گپ و گفت با نمایندگان نمودند.
آیا فقط امثال ما در موقع رای دادن قابل احترام هستیم. این توهین به مردم که جایگاه خاصی در نظام دموکراسی دارند نیست؟
من و چند نفر دیگر از کتابداران که در جمع از حسنات شیخ قدرت سخن رانده و از مردمی بودن شیخ تعریفها کرده بودیم چنان ضایع شدیم که تا آخر روز روی نگاه کردم به همکاران را نداشتیم.
۳- برادران و خواهران تحول خواه و ارزشی! من ازدواج نکرده ام! تا حالا نزدیک به ۱۰ نفر شفاها از من پرسیده اند که شنیده ایم ازدواج کرده ای آیا حقیقت دارد یا نه؟ حالا معلوم نیست چند نفر دیگر من را ندیده اند یا رویشان نشده است این موضوع را بپرسند. حتی دیروز یک دوست ارزشی مسن پس از مدتها با من تماس گرفت و گفت شنیده ام ازدواج کرده ای؟ گفتم نه حاجی من هنوز باکره ام! من اگر بخواهم ازدواج کنم مثل برخی نیستم که این موضوع را کتمان کنم. اولین جا در همین وبلاگ است که خواهم گفت. حتی اگر یادتان باشد آنقدر خوشحال بودم که دروغ ۱۳ ام هم راجع به این قضیه بود در حالیکه اصلا خبری نبود. خلاصه اینکه شدیدا این شایعه را تکذیب و محکوم میکنم!
۴- چرا روز به روز هوا دارد گرمتر میشود؟ نه از سرما خبری هست نه برف! مگر دی ماه سردترین ماه سال در قزوین نیست؟ اصلا مگر قرار نبود امسال سردتر از سال گذشته بشود؟!
۵- سادگی جهانی شدن.
۶- پیشنهاد میکنم سخنرانی هدی صابر را که شب عاشورای امسال در قزوین ایراد شده است گوش کنید. این سخنرانی که برداشت تازه ای از قیام امام حسین و عاشورا است را بدون اینکه همه محتوای سخنرانی اش را تایید یا رد کنم از اینجا میتوانید گوش کنید.
۷- پس از راهپیمایی بعد از نماز جمعه توسط دانشجویان و طلاب قزوین که در حمایت از مردم غزه برگزار شد، یک اتوبوس پر از آنها برای تعطیل کردن شرکت نستله رهسپار آنجا شدند. حیف شد که دسترسی به عکاسان رسانه های قزوین نداشتم که به آنان اطلاع دهم و اگرنه چه گزارش تصویری خوبی میتوانست تهیه بشود.
۸- بزودی در این مکان نرم افزار غزه برای موبایل که توسط مرکز علمی فرهنگی شهید آوینی قزوین تهیه شده است برای دانلود قرار میگیرد.
۸ نظر برای خون و زندگی
پسر “من باکره هستم” یعنی چی؟
این تحول خواه ارزشی رو خوب اومدی!
درباره بند ۷: کلا اینا نونبری تو خونشونه. کاش چنتا عکس از وحشی بازیهاشون داشتیم!:d
حالا واسه چی نستله؟
دی ۲۱, ۱۳۸۷
چه باحال خودتو تحویل می گیری! معلومه از اون آدمهایی هستی که تا اسم زن و ازدواج می یاد دهنشون تا بناگوش باز میشه و دلشون غش و ضعف میره. باباجون یه کم جنبه داشته باش . هنوز واست زوده .اگه هم کسی ازت سوالی می پرسه دست به سرت می زاره جیگر! درضمن من اگه دختر کور و کچل داشتم به تو یکی نمی دادم.بقیه رو نمی دونم
پاسخ به جهانگرد: شرکت نستله تولیدکننده مواد غذایی در دنیاست که تنها یک واحد تولیدی آن در ایران در ۱۰ کیلومتری قزوین فعالیت دارد و گفته میشود وابسته به صهیونیستها است.
پاسخ به عبدالله پشت کوهی: اینجوری که رو دست می مونم. حالا شاید یه کاری کردی. ![]()
دی ۲۱, ۱۳۸۷
چند وقت بود احساس می کردم سر و گوشت می جنبه !!!
با مطلبی که در مورد ازدواج نوشته بودی یقین کردم .
یادم باشه به بابات بگم بیشتر مواظبت باشه
آقای خدابخش
سلام
سوگواریهای ایام محرم به کام
از حسن توجه شما شما متشکرم.
درباره مسائل بومی بینظر نیستم.(ازجمله میتوانید به مصاحبه حقیر با آژانس خبری بختیاری -ایبنا نیوز) مراجعه کنید.
اما ناچارم در گزینش موضوعات اهم و مهم کنم.
به دوستانی هم که با تاسیس یک گاهنامه فرهنگی
(http://www.tatbook.blogfa.com/)در قزوین فعالیت میکنند؛ مشاوره میدهم.
اگر کمکی بیش از این هم از دستم برآید، کوتاهی تخواهم کرد.
بازهم متشکرم.
خدانگهدار
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی قزوین
دیدگاه شما
وبلاگهای بروز شده قزوین
موضوعات
بایگانی
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
- اردیبهشت ۱۳۸۴
- فروردین ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۳
دی ۲۱, ۱۳۸۷