بایگانی مربوط به دی, ۱۳۸۷

تنها املای نانوشته است که اشتباه ندارد

چهارشنبه, دی ۲۵م, ۱۳۸۷ | رسانه | ۳۰ نظر

هرچه خواستم وارد ماجرای ایجاد شده در رسانه های قزوین که علیه حسین طاهری قزوینی شکل گرفته است و او را به انواع و اقسام صفتها متهم ساخته است نشوم نشد. قبل از شروع اجازه بدهید بررسی بکنیم ببینیم چه اتفاقی افتاده است. حسین طاهری مطلبی بر اساس نگاه شخصی خودش در واکنش خانه مطبوعات به جریان غزه نوشت و چند روز بعد هم مطلب دیگری در تحلیل تهاجم اسرائیل علیه مردم غزه نوشت. تا اینجا هیچ مشکلی نیست. این نگاه شخصی او بود و ممکن است بر اساس برداشتهای مختلف درست باشد یا نباشد.

چند وبلاگ هم دیدگاه او را نقد کردند اما متاسفانه برخی در میان نقدشان بی رحمانه شخصیت او را هم مورد هجوم قرار دادند و انواع القاب های بی ربط را به او نسبت دادند. من قصد دفاع از حسین طاهری را ندارم اما معتقدم او بدون هیچ سوء نیتی و شاید مقداری از روی تحقیق کمتر و واژگان مبهم تر آن را نوشته است و بنابراین مطلب او قابل نقد است. اما نکته ای که قابل توجه است این است که هیچ نویسنده ای نیست که ادعا کند نوشته اش کاملا درست است. اگر همین الان بیاییم و بگردیم در میان نوشته های همان منتقدان هم می‌شود کلی مسئله پیدا کرد که درست نباشد و می‌شود کلی هجمه رسانه ای علیه آنها راه انداخت. تنها املای نانوشته است که اشتباه ندارد. ایرادی هم بر نقد منصفانه نیست اما چه انتظاری از همان دوستان دیروز او می‌رود که با نقد شخصیتی او نتوانستند حتی چراغ خانه او را تا صبح روشن نگه دارند. من قبلا به دو موضوع در رسانه های قزوین معتقد بودم. یکی اینکه در میان رسانه ها هیچ فردی هوای فرد دیگر را ندارد و منتظر یک بهانه هستند تا انواع چیزهای دیگر او را هم مورد هجوم قرار دهند. دیگری هم دو رویی و به قول یک دوست چندرویی است چیزی شبیه یک تاس چند وجه! یعنی اصلا نمی‌شود فهمید بالاخره شخص کدام طرفی است و در ساده ترین قضیه ای که به نفعشان نباشد رنگ می‌بازند و همه گذشته خود را منکر می‌شوند. این یک آفت است و حالا هم نمونه هایی از آن را در میان رسانه ها دیدیم.

قضاوت شخصیت افراد از روی نوشته ای که می‌شود برداشت های متفاوت داشت و حتی نویسنده آن هم ادعا ندارد همه مطلبش درست است واقعا بی انصافانه است. از این موضوع بی انصافانه تر این است که با سلاحی که طرف مقابل ما در اختیار ندارد به او بتازیم. کار سید عبدالعظیم موسوی در چاپ مطلبی در روزنامه ولایت با هیچ یک از اصول اخلاق رسانه ای جور در نمی‌آید. از یک طرف، شخصی که ولایت به او نقد دارد صاحب هیچ رسانه مکتوب نیست که بتواند همانگونه پاسخ دهد. حتی اگر هم بیاید و در همان ولایت پاسخ دهد اولا ممکن است دوباره ولایت جواب دیگری بارش کند (چیزی که در رسانه های مکتوب بسیار رسم است) و از طرف دیگر ممکن است خواننده‌های آن شماره، دیگر پاسخ او را در شماره دیگر نخوانند. اصلا از همه اینها گذشته بسیاری از مخاطبان ولایت ممکن است اینترنت باز نباشند که بیایند وبلاگ نقد شونده را بررسی کنند و ببینند جریان از اول از چه قرار بوده است. اینکار جلب یک طرفه افکار مخاطبان یک رسانه علیه کسی است که کمترین امکان دفاع از خود را دارد.

ولایت علاوه بر نقد جزئی مطلب و بیشتر کوبیدن شخصیت نویسنده در آخر متذکر شده است که باید «فکری برای بعضی از وبلاگها و بعضی نویسندگان ناراحت کرد.» موضوعی که ولایت به آن اشاره دارد تنها نشانگر اوج کینه توزی نسبت به شخص منتقد شونده و اعتقاد به تک صدایی است. تک صدایی را از آنجا می‌گویم که از علامت جمع در واژه وبلاگ استفاده کرده است و در واقع علاوه بر نقد حتی خواهان برخورد و نابودی همه غیرهمفکران بی‌غرض خود است. ولایت قزوین با این مطلب خود نشان داد که نه تنها بویی از نقد صحیح نبرده است بلکه برای دستیابی به اهداف منفعت طلبانه خود از هیچ روشی رویگردان نیست.

علامت تعجب!

شنبه, دی ۲۱م, ۱۳۸۷ | فضای مجازی | ۱۲ نظر

در استفاده از علامت تعجب حساس باشید. هیچگاه بیش از یک علامت تعجب پشت سر هم بکار نبرید. حتی در بکار بردن همان یک علامت تعجب هم دقت کنید و در استفاده از آن در جاهای مختلف متن زیاده روی نکنید. علامت تعجب را فقط در جاهای خیلی ضروری بکار ببرید.

وقتی علامت تعجب در انتهای جمله می‌گذارید، یعنی خواننده‌ را مقید می‌کنید که تعجب کند. یعنی اگر این علامت نباشد، خودش از پس متعجب شدن برنمی‌آید. یعنی ساده‌ترش اینکه ساده‌ فرض می‌کنید‌اش. وقتی علامت تعجب انتهای جمله می‌گذارید، یعنی خیلی ساده دست خودتان را رو می‌کنید. یعنی شیرینی دو پهلو بودن را از جمله می‌گیرید. جمله را از راز آلود بودن خارج می‌کنید. وقتی علامت تعجب در پایان جمله می‌گذارید، یعنی که قضاوت کرده‌اید و از خواننده‌ می‌خواهید که مثل شما قضاوت کند. وقتی علامت تعجب در انتهای جمله‌ می‌‌گذارید، همه بار طنز را روی دوش علامت می‌گذارید. یعنی طنز پنهان در کلمات و جمله‌ها را دست کم می‌گیرید.

پی نوشت ۱: مطالب آموزشی که گاهی مطرح می‌کنم نظر شخصی من نیست بلکه بر اساس پژوهش، تحقیق و تجربه بدست آمده است.

پی نوشت ۲: برای اینکه تعدادی از وبلاگ نویسان را ببینید که علی رغم ادعای نویسندگی حتی ابتدایی ترین قوانین نگارشی مخصوصا مورد سوم اینجا را رعایت نمی‌کنند بر روی چند وبلاگ لیست وبلاگهای بروز شده کلیک کنید.

وبلاگهای بروز شده قزوین

جستجو