سوء استفاده از سبک فراجناحی وبلاگ ها

سه شنبه, آذر ۲۶م, ۱۳۸۷ | دسته‌بندی نشده

موضوعات و اتفاقات اطراف آنقدر زیاد است که من را هم مجبور به تلگراف نویسی زود هنگام می‌کند. اصلا فکر می‎کنم تلگراف دارد تبدیل به یکی از عناصر جدید وبلاگم می شود. ۴ تلگراف این پست را بخوانید.

۱- کسانیکه ۲ هفته پیش مقاله من را در ویژه نامه کارگزاران خوانده بودند، مصاحبه این هفته ام را با هفته نامه رایحه مهر بخوانند. به این می‌گویند «فراجناحی بودن!»

۲- سرانجام حسین طاهری قزوینی سایت و وبلاگش را راه اندازی کرد. بدون اغراق می‌گویم که در تمام نویسندگان محلی قزوین سبک نوشتن (نه الزما محتوا) دو نویسنده فوق العاده است و با تمام نویسندگان دیگر فرق دارد. یکی رحیم سرکار و دیگری حسین طاهری. جالب اینجاست که سبک نوشتن این دو نفر هم با یکدیگر فرق دارد اما هر کدام در جای خود شاهکار است.

۳- ماجرای جمع آوری ۸۸ امضا برای دعوت از خاتمی برای حضور در انتخابات همچنان ادامه دارد. یکی از مخاطبان وبلاگ متنی را برایم ارسال کرده است و از من خواسته است آن را وبلاگم قرار بدهم. او در این نوشته بر جعلی بودن و سوء استفاده جمع آوری کنندگان امضاها در قزوین تاکید کرده است. نوشته کامل او را بخوانید:

چند روزی است که از اعلام موجودیت گروه ۸۸ و بیانیه این گروه آگاه شده ام و در کمال ناباوری اسم خود را در بالای لیستی دیدم که نام “جوانان حامی خاتمی در قزوین” را بر قبای خود دوخته بود. بیانیه‌ای که وجه اشتراک اول این طیف را در ناخشنودی از اوضاع و احوال کشور می‌داند و نگرانی از آینده مبهم مرزوبوم را دارد. بیانیه ای که از معضلات اجتماعی و فرهنگی سخن به میان می‌آورد اما متأسفانه با رفتاری غیر حرفه ای و به دور از فرهنگ رایج در اقلیم تمدن٬ بدون آگاهی افراد٬ از نام آنان برای تائید بیانیه استفاده می‌کند و لیستی را ارائه می‌دهد که نام افرادی بنا به توصیه ها درآن وجود ندارد و نام برخی علی رغم بی اطلاعی از بیانیه ای اینچنینی که از خاتمی انتظار کشیدن بار اصلاحات را بر دوش ندارد و مطلوبش را تنها در حضور گسترده مردم همچون سالهای ۷۶ و۸۰ می‌داند٬ در صدر لیست درج می‌گردد.

همچون گذشته به جای یکدیگر تصمیم می‌گیریم و بار تفکر را یک تنه بر دوش می‌کشیم. بر رفتار مبتدیانه خود اصرار می‌ورزیم و حقوق اصلی و طبیعی را از هم سلب می‌نمائیم و انتظار تغییرات در وضع عمومی و اختصاصی کشور را داریم.

همچنان توصیه ها را می‌پذیریم و نمی‌اندیشیم که چرا پسند ما را ناپسند می‌انگارند و آنرا دشمنی می‌پنداریم و به جنگ آسیابهای بادی خیالی می‌رویم.

به هر روی بنده٬ محمد آریانپور٬ اعلام می‌کنم که هرگز بیانیه ای با این رنگ و بو را قبول نداشته و حق طبیعی خود می‌دانم که شخصا به جای خود بیاندیشم و بار سنگین آنرا بر شانه های دوستان نیافکنم و امضای خود را در پای این بیانیه حقیقی ندانم.

- محمد آریانپور

۴- با چند تن از دوستان وبلاگی در حال فعال سازی دوباره کانون وبلاگ نویسان قزوین هستیم. مهمترین ضرورت و هدف فعال سازی این کانون حمایت از وبلاگ نویسان قزوین است که در حال حاضر عرصه بر تعدادی از آنها تنگ شده است. اگر کسی علاقمند به عضویت در این کانون است از طریق فرم تماس بالای این صفحه درخواستش را به اطلاع برساند.

۲۱ نظر برای سوء استفاده از سبک فراجناحی وبلاگ ها

مصطفی کاظمی
آذر ۲۷, ۱۳۸۷

سلام جناب آقای خدابخش با تبریک اعیاد مبارکه به شما و خانواده محترماتان لطف می فرماید سخنرانی شیخ قدرت علیخانی را برای من ارسال می کند.با صدا و سیما مصاحبه کرده بود.
در ضمن این وبلاگ هم برای قزوین هست.
http://www.beyadeshohada.parsiblog.ir/

علیرضا خدابخش
آذر ۲۷, ۱۳۸۷

پاسخ به مصطفی کاظمی: مرسی که اطلاع دادی. به لیست وبلاگهای بروز شده اضافه اش کردم.

دیانا
آذر ۲۷, ۱۳۸۷

بایستی فراجناحی کار کنید وقتی که در جشنوراه مطبوعات شما را در نفرات برتر وبلاگ نیاورندند و جواب همه خوش خدمتی های شما به آقایان داده شد قیافه تان در عکس ها دیدنی بودآن جایزه نو آوری هم دوستان برایت ردیف کردند تا دلت نشکند حالا بعد از ۲ ماه برگشته ای و شعار فراجناحی بودن سر می دهی .حال و روز تو را باید با امید مافی مقایسه کرد. به نظر بنده وجود امثال تو برای جامعه سم هستند. آن جایی که به یکباره ندای وا مصیبتا سر می دهی و خاتمی را تکه پاره میکنی .آنجایی که از حدیث خط می گیری واز رایحه مهر سر در می آوری و وا اماما می کنی و آنجایی که در جمع بسیج چنان به ذوق می آیی که آنجا را به گلستان و نظایر آن نسبت میدهیی .در هر صورت هدف تو و امثال تو یک چیز است آرزوی کمی بزرگ تر شدن در شهر کوتوله های سیاسی.

علیرضا خدابخش
آذر ۲۷, ۱۳۸۷

پاسخ به دیانا:

هی من نمی‌خواهم درباره آن جشنواره کذایی حرف بزنم وادار به حرف زدنم می‌کنید. حالا سعی می‌کنم مبسوط تر توضیح دهم تا از این پس هرکس سوال کرد ارجاعش دهم که اینجا را بخواند. در مورد آن جشنواره شما مطمئن باشید که حتی اگر خودم شرکت کننده در آن نبودم وبلاگم را به نشانه اعتراض تعطیل می‌کردم. دلیلش هم عوامل مختلفی بود که موجب تحقیر وبلاگ در آنجا شد. شما خودتان نتایج داوری ها را ببینید. کدام عاقلی قبول می‌کند که به عنوان مثال وبلاگ محمد علیخانی که در بخش وبلاگ شرکت کرده بود ضعیف تر از ۳ وبلاگ برگزیده آنجا باشد و هیچ رایی نیاورد؟ داوری که سلیقه ای نیست. معیار دارد. اصلا شما هیچ می‌دانید داوری توسط فرزند یکی داورها انجام شده بود؟ هیچ دقت کردید آنچه به عنوان نتایج آرا در بخش وبلاگ در بولتن جشنواره منتشر شد لحظاتی بعد هنگام قرائت آرا تغییر کرد؟ اصلا چرا باید بخش وبلاگ به عنوان آخرین بخش قرائت شود در حالیکه منبع عمده مطالب رسانه های مکتوب از اینترنت و وبلاگها است؟ من دلایل زیادی دارم که وبلاگ در آنجا مورد تحقیر واقع شد و به نشانه اعتراض اینجا را تعطیل کردم. اگر هم اینکار را نمی‌کردم و به اصطلاح این پیشمرگی را برای حفظ شان وبلاگ انجام نمی‌دادم مطمئن باشید فکر می‌کردند چقدر جشنواره عالی بوده است و ککشان هم نمی‌گزید.

در مورد موضوع دوم با اینکه بارها جواب داده ام باز هم می‌گویم که نمی‌توانم با عینک سیاه و سفید به افراد و جریانات نگاه کنم. البته شما حق دارید من هم یک مدت مثل شما بودم و در این دوران به سر می‌بردم. این دوران به سراغ همه می‌آید. اما حالا دوران اینکه یک خط بکشم و یک طرف برایم قدیس و قابل پرستش باشند و طرف دیگر کافر و مورد انزجار برایم سپری شده است. فراجناحی که می گویم یعنی همین. نگاه و نقد باید منصفانه باشد. هیچ کس کامل نیست و در هر طرف هم ممکن است رفتارهای خوبی وجود داشته باشد. به شرطی که بتوانید ببینید و البته قبلش باید آن تعصب گذشته را نسبت به نیک با زشت بودن محض هر طرف کنار بگذارید.

دیانا
آذر ۲۸, ۱۳۸۷

از کدام بولتن صحبت میکنید . ما که از بولتن خبری نداریماگر مدرکی مستند دال بر بولتن آرا و جشنواره مطبوعات دارید آن را منعکس کنید. اما شما که می خواهید به دور و اطراف سیاه و سفید نگاه نکنیدو بقولی خاکستری و یا چند بعدی نگاه کنید .این حرف خوب است اما ابتدای صحبتتان با انتهای آن در تناقض محض است.
۱- میگویی داوری ها دست کاری شده فقط بخاطر اینکه گریز رای نیاورد یعنی شما با این صحبت همه داوری ها را نا سالم می پندارید پس باید به جایزه رحیم سرکار و حسین طاهری قزوینی که از نویسندگان مورد علاقه شما هستند شک کرد و گویی تمام زحمات دوستانتان از جمله حسن زاده را که یک تندیس مفت به تو داد را نادیده گرفت
۲- می گویی نمی خواهم از این جشنواره مطبوعات صحبت کنم در حالی که پر از کینه و عداوت به همه میتازی و هر وقت که خواستی کسی را بالا می بری و یا کسی را از عرش به فرش می آوری.
۳ - می گویی چرا باید جایزه وبلاگ را آخر از همه بگویند. خوب برادر من اگر دقت کرده باشی جوایز بر اساس ترتیبی که قبلا در فراخوان آثار آمده بود قرائت شد تازه بعد از بخش وبلاگ ۸ بخش دیگر هم جایزه تقدیم شد که آخری جایزه نوآوری بود که تو و محمد علیخانی طوری در آن گنجانده شده بودی و باقی جوایز واقعا به حقدار رسید این نظر خیلی هاست باور بکن. در ضمن کدام وبلاگی بوده که منبع اخبار قرار گرفته است به نظر من در جمع این ۱۰۰ وبلاگی که در قزوین بروز می شوند به اندازه دو دست هم وبلاگ ستودنی وجود ندارد.
۴- کم کم داری هویت خود را نشان میدهی بله تو از سوی علیخانی ها خط می گیری و باید گفت از کجا خط نمی گیری و این خیلی بد است فکر میکنم در انتخابات مجلس ۸ تو بیشترین و بهترین کمک را در فضای مجازی به علیخانی ها کردی و در مورد وبلاگ محمد علیخانی که ما چیز شاخصی در آن ندیدیم اگر میخواهی وبلاگ یک نمکاینده مجلس را ببینی و لذت ببری.سری به سایت احمد توکلی بزن که هنوز نوشته های ۴ سال قبلش طراوت دارد نه ناسزا نامه محمد علیخانی که آن را هم می توان با آگهی نامه امید مافی مقایسه کرد.
۵- سخن بسیار است و تو هنوز جوان و خام که (باز هم تکرار میکنم) در جستجوی اسمی و رسمی دست و پا می زنی و به تو توصیه می کنم که کتاب سگ ولگرد مرحوم صادق هدایت را بخوان.

علیرضا خدابخش
آذر ۲۸, ۱۳۸۷

پاسخ به دیانا:
ای بابا من کجا گفتم فقط بخاطر اینکه گریز رای نیاورد تعطیل کردم. من دارم در مورد تحقیر شدن کل پدیده وبلاگ صحبت می‌کنم و گفتم هم که حتی اگر خودم هم شرکت کننده نبودم باز هم تعطیل می‌کردم. من همه داوری را هم را ناسالم ندانستم و فقط در مورد بخش وبلاگ صحبت کردم. لطفا نوشته ها را با دقت بخوانید. در مورد ترتیب قرائت هم از همان ابتدا در فراخوان جای وبلاگ را اشتباه در نظر گرفته بودند. اگر بولتن را هم ندیدید من از شما عذرخواهی می‌کنم که ندیدید! اگر خیلی علاقمندید زحمت بکشید با دوستان دیگرتان که آنجا بودند تماس بگیرید و از آنها بگیرید. من به طور اختصاصی نمی‌خواهم به این موضوع بپردازم واگرنه به جای تعطیل کردن یک پست اختصاصی راجع به آن می‌زدم.
در مورد علیخانی هم بهتر است بدانی که تا همین چند وقت پیش بخاطر اتهام تخریبشان از طرف من در انتخابات در حال شکایت از من بود که با واسطه گری چند نفر شکایتش را پس گرفت. (البته هنوز نمی‌دانم واقعا پس گرفته است یا نه و چه کار می‌خواهد بکند.) لطفا بر اساس چیزهایی که می‌دانی صحبت کن نه خیال بافی و حدس!
در مورد مقایسه وبلاگ محمد علیخانی و و احمد توکلی هم همانطور که خودت می‌دانی و لازم نیست من بگویم وبلاگها را بر اساس معیارهای مشخص (تعاملی بودن، انتقادی بودن، استفاده از عکس و مولتی مدیا، تنوع و کیفیت، به روز رسانی مستمر، قدمت، عناصر و امکانات، قالب و …) داوری می‌کنند نه بر اساس گرایش های سیاسی سلیقه ای.
در نهایت هم اگر به دنبال اسم و رسم بودم به عنوان نمونه سعی نمی‌کردم لینکدونی را در جای دیگری راه اندازی کنم. آن را در همینجا راه اندازی می‌کردم که بازدید وبلاگ بیشتر شود. پیشنهاد می‌کنم اول نوشته های من را با دقت بخوان، بدور از خیال بافی فکر کن و بعد اظهار نظر کن!

rozbeh
آذر ۲۸, ۱۳۸۷

سلام
برادر وقتی متن این تکذیبیه رو دیدم اصلا متعجب نشدم.چون محمد آریانپور رو چه به این که بیاد و از خاتمی دعوت کنه واسه انتخابات.اصلا حوزه فعالیت این ممد آقا کجا بوده که حالا یک دفعه شده محبوب دعوت کنندگان از خاتمی که اسم ایشون رو صدر لیست گذاشتن.
بگذریم!من که هر چی به این لیست نگاه می کنم چیزی جز خویشاوندان نمی بینم.آقای حمید دودانگه و همسر محترم.جناب احسان میرزاده و بانو.برادر حسین فلاح و خانم گرانقدر.آقای مجید دودانگه اخوی بزگوار آقای حمید دودانگه و حاج خانم.خواهر و برادر طواف.خواهران ربیعی برادران جوانمرد برادران مرادی و….
خداوند تبارک و تعالی قبول کند و این ها را سرافراز بگرداند.
بد نیست اگر آقایانی که امضاء ها را جمع کرده اند یک ذره ای هم از سوابق این دوستان منتشر کنند که فعالیت این ها کجا بوده و با کدام پشتوانه اجتماعی و سیاسی به نمایندگی از جوانان قزوینی از خاتمی دعوت کرده اند تا بیاید.
من که هر چه نگاه می کنم نمی توانم بفهمم جز چند تا بچه های مشارکت و مجاهدین و اقوامشان بقیه کجا بوده اند. راستش نمی شناسم.

مهدی معتمد
آذر ۳۰, ۱۳۸۷

عجب هیدری ! به به دلمون آب افتاد

اشنا
دی ۱, ۱۳۸۷

حالا جای اریانپور کی امضا کرده ؟همسر محسن شاهسواریان ؟؟

دیانا
دی ۱, ۱۳۸۷

رفتم و ۱۰۰ تومان دادم و رایحه مهر را خریدم نه بخاطر خواندن مصاحبه تو،بلکه بخاطر بچه های مومنی که آنجا تلاش میکنند. اما از هر چه بگذریم این ذوق تو جالب توجه است. تو اول برو فرق مصاحبه و گزارش تحلیلی را متوجه بشو، بعد بیا اظهار نظر کن. علی ذوقی. دوست دارم دیگر دوستان هم ما را در این گفتمان یاری کنند آیا این مصاحبه است یا جویا شدن نظر یک کارشناس در گزارش تحلیلی آن هم با آن تیتر ضایع و خنده دار.

notp
دی ۱, ۱۳۸۷

سلام . دیانا آن ۱۰۰ تومان رو نگه می داشتی .

پولدار می شدیا باور کن!

علیرضا خدابخش
دی ۱, ۱۳۸۷

پاسخ به دیانا:
من گفته مصاحبه «من با آنها» نه «آنها با من». بازم که دقت نکردی. یا لابد اصلا فرق این ۲ را نمی دانی :)

یک دوست
دی ۲, ۱۳۸۷

سلام آقای خدابخش
انرژی خود را صرف جواب های پی در پی نکنید . دمکراسی یعنی همین هر کس نظرش را بدهد در هر جا که خواست چه مطبوعات این جناح چه آن جناح.
این هم یک وبلاگ قزوینی:
http://akherinnegah.blogfa.com/

علیرضا خدابخش
دی ۲, ۱۳۸۷

پاسخ به یک دوست:
من فقط پاسخ نظرهایی را می‌دهم که مخاطبشان خودم باشم. اتفاقا خودم هم با رغبت اینکار را می‌کنم و فکر می‌کنم فضایی را برای گفتگو فراهم می‌کند که اندیشه من یا مخاطبان توسعه یابد و یا به خطایمان پی ببریم هرچند به طور مستقیم به آن اعتراف نکنیم.
از اطلاعی که درباره آدرس آن وبلاگ دادی هم ممنونم.

محمد آریانپور
دی ۲, ۱۳۸۷

روزبه ! عزیز
سالهاست که از راه و رسم خرد ورزی دور شده ایم و در حالی کباده داشتن اندیشه سیاسی را می کشیم که هنوز از گفتمان آن اطلاعی نداریم.
در هر صورت نه من و نه شما که افتخارات سیاسیتان به پاره کردن پوسترهای تبلیغاتی و کبریت کشیدن به بنرهای انتخاباتی خلاصه می شود در راه مناسب وجریان سازحرکت نمی کنیم .
بهتر است به این بیاندیشیم که چرا نام حمید مافی در این جمع نیست .بهتر است به این فکر کنیم که چرا کسی که زایده تفکر است در این میان حضور ندارد .
پاسخ به این سوال شاید مفیدتر باشد اما نه من از زبان گفتمان موثر بهره می برم و نه شما سوابقی بیشتر از آنچه گفتم در توشه داری .

حمید مافی
دی ۲, ۱۳۸۷

محمد آریان پور عزیز! از لطفت سپاسگزارم اما نمی دانم به جد یا به طنز باید بگویم که ما در دایره اصلاحات نمی گنجیم و دوستان نزدیک ترند.اما واقعیتش این است که علی عظیمی زنگ زد و گفتم نه.که در دو مقاله به تفصیل نوشته ام که چرا خاتمی نیاید.اگر دوست داشتی بیشتر بدانی در باره دلایلم خوشحال می شوم هم بعد از مدت ها دیداری تازه کنیم البته فارغ از سیاست و هم درگوشی بگویم که بی خیال داداشی.سخت نگیر
اما من هم موافقم که دایره خیلی بسته است و دوستانی بوده اند با سوابق درخشان تر از بسیاری از امضآء کنندگان که گویا چون مورد تایید هسته امضاءگیرندگان نبوده اند کنار گذاشته شده اند.
به هر روی هر کجا که هستی سربلند باشی و روزگار به خوشی بگذرانی.

محمد آریانپور
دی ۳, ۱۳۸۷

حمید عزیزم
می دانم که سخنی را جز از راه خرد نمی گویی اماسخن من این نیست که نامت را قلم گرفتند حرفم این است که چرا شماها دیگر در این دایره نمی گنجی
پاسخ این پرسش کوتاه جوابی به تلخی ۱۲ سال را دارد
اما دیدار تو پیشنهاد کریمانه ای است و من رد کرم نمی کنم

حمید مافی
دی ۳, ۱۳۸۷

محمد عزیز از نگاه دوستان ما دچار بی هویتی شده ایم چون زیر سایه شیخ نفس نمی کشیم و در کارنامه امان انتشار ویژه نامه اعتماد ملی را داریم…..چون …
چون …..
محمد عزیز من دایم به این می اندیشم که روزگار غریبی است نازنین….بی خیال ما داریم فراموش می کنیم این چیزها را.

اولادی
دی ۳, ۱۳۸۷

آپ شد!

اشنا
دی ۴, ۱۳۸۷

آقای اریان پور خودت رو زیادی جدی گرفتی. این لیست به ترتیب حروف الفباست و آ باکلاه هم اولین حرف فارسیه و به خاطر اینه که اسمت بالای لیسته . این اقای مافی هم اگه بهش زنگ زدن گفته نه ، دیگه این ادا و اطوارها و تظلم خواهی ها چیه. اصلاحات هم چیزی نیست که مال من و شما و این و اون باشه یا بشه کسی رو از حلقه اش انداخت بیرون. نمی دونم چرا شماها دنبال این هستید که بزرگ نشون داده بشید.

صفر زن ننت
فروردین ۲۵, ۱۳۸۸

مرتیکه کوتوله عقدهایی خاک بر سر بی شخصیت خود فیل بینی مثل تو

دیدگاه شما

وبلاگهای بروز شده قزوین

جستجو