روزهای آرام در انتظار دو ویژه نامه منحصر به فرد

سه شنبه, آذر ۱۲م, ۱۳۸۷ | رسانه

مدت زیادی بود که می‌خواستم درباره ۲ نشریه ویژه نامه ای نسبتا تازه که در قزوین منتشر می‌شوند اما هنوز خیلی معروف نشده اند مطلبی بنویسم اما هر دفعه یک اتفاق می‌افتاد و خلاصه نمی‌شد این وظیفه انقلابی ام را ادا کنم. اما حالا که ظاهرا همه چیز امن و امان است فرصت بوجود آمده را مغتنم می‌شمارم و از سر تکلیف به آن وظیفه که گفتم عمل می‌کنم.

۱- ویژه نامه کارگزاران قزوین: ویژه نامه کارگزاران قزوین را امیر رجبی منتشر می‌کند. اکثر اهالی رسانه او را می‌شناسند. هم او که مدت زیادی در مینودر به سر می‌برد و حالا هم با حفظ مواضعش از آنها جدا شده و در دفتر حزب کارگزاران قزوین تیمی تشکیل داده و تقریبا هر هفته ویژه نامه قزوین روزنامه کارگزاران را منتشر می‌کند. محتوای ویژه نامه کارگزاران قزوین انصافا از کیفیت خوبی برخوردار است و حتی قاطعانه می‌توانم بگویم یک سرو گردن از تمام نشریات قزوین بالاتر است. خوبی امیر رجبی این است که اولا یک تنه پیگیر خیلی از کارهایی که انجام می‌دهد است و هم ارتباط خوبی با نویسندگان و اهالی قلم قزوین برقرار کرده است. خبرهای ویژه نامه کارگزاران از اخبار ناب قزوین انتخاب می‌شوند، مقالاتش خواندنی است و مصاحبه اختصاصی هر شماره که دیگر کولاک آن شماره است. صفحه آرایی ویژه نامه کارگزاران از سبک تازه ای برخوردار است و حتی رپورتاژهایش هم خواندنی است. بی تعارف بگویم که نمی‌توانم از این ویژه نامه منحصر به فرد قزوین ایراد جدی ای بگیرم که به امیر رجبی و تیمش برگردد. ویژه نامه کارگزاران من را به یاد ویژه نامه اعتماد ملی حمید مافی می‌اندازد که آن هم در زمان خودش منحصر به فرد بود اما خیلی مهم است که کارگزاران به سرنوشت آن دچار نشود و ادامه دار باشد. اصولا مسائل و مشکلات این ویژه نامه ها، معمولا به روند کاری آن نشریه سراسری که همراه آن منتشر می‌شوند بر می‌گردد و کاری از دست تهیه کنندگان استانی آن برای رهایی از این گرفتاری‌های تحمیل شده بر نمی‌آید. مهمترین اشکالی که ویژه نامه کارگزاران قزوین با آن مواجه است این است که تنها یکروز و آن هم در صفحات لایی روزنامه کارگزاران روی دکه ها می‌آید و چندان دیده نمی‌شود. تنها راه حل این مشکل به نظرم ایجاد نسخه الکترونیکی آن است که ماندگاری آن را بیشتر کند و تا حدی به مخاطبان آن بیافزاید. حتی اگر کارگزاران تهران هم آن را روی سایتش قرار ندهد خود امیر رجبی باید دست به کار شود و مطالب هر شماره را بصورت ساده روی یک وبلاگ منتشر کند تا زحماتش به هدر نرود. دومین اشکال این ویژه نامه کیفیت چاپ نامطلوب آن است که باز هم از دست امیر رجبی کاری بر نمی‌آید و من افسوس می‌خورم بر آن نشریاتی که با کاغذ و کیفیت چاپ خوب مطالب ضعیفی منتشر می‌کنند و یک ویژه نامه با محتوای خوب باید در چنین کیفیت کاغذ و چاپی منتشر شود.
بطور کل ویژه نامه کارگزاران در هر شماره بهتر از شماره قبل می‌شود و این موضوع نوید بخش روزهای خوبی برای این ویژه نامه مثل مستقل شدن و رهایی از آن گرفتاریهای تحمیل شده است.

۲- ویژه نامه عصر ارتباط: ویژه نامه عصر ارتباط قزوین را فرزاد منتظری منتشر می‌کند. جوان خوش تیپی که چندان مورد آشنایی اهالی رسانه نیست اما به گفته خودش خیلی ها را می‌شناسد. تابستان ۲ سال پیش نخستین باری بود که به دفتر او در خیابان خیام رفتم و از اشتیاق او برای انتشار این ویژه نامه به وجد آمدم. فرزاد منتظری هم به تنهایی پیگیر مطالب، آگهی ها و انتشار این نشریه است تا بتواند این ویژه نامه را همراه هفته‌نامه عصر ارتباط به دست مخاطبانش برساند. محتوای ویژه نامه عصر ارتباط قزوین که در حوزه فن آوری اطلاعات منتشر می‌شود فاصله زیادی تا رسیدن به کیفیت مطلوب دارد اما همین که فرزاد منتظری ۲ سال است که یک تنه تمام انرژی و وقت خود را برای آن می‌گذارد ستودنی است. ویژه نامه عصر ارتباط با توجه به حوزه مهمی که به آن می‌پردازد نیازمند حمایت جدی اهالی رسانه و متولیان آن است تا رشد پیدا کند و به کیفیت مطلوب مورد نظر و توقع برسد. محال نیست اما آرزو می‌کنم روزی برسد که مصائب چنین افراد پویا و علاقمندی از این حداکثر ممکن فعلی، به حداقل ممکن برسد و روزهای آرام و کم کم دغدغه ای را نظاره گر باشند.

۴۰ نظر برای روزهای آرام در انتظار دو ویژه نامه منحصر به فرد

مشکوک
آذر ۱۳, ۱۳۸۷

چقدر پول گرفتی که برای این دو نشریه تبلیغ کنی ؟تونستی برای دختر ترشیده همسایه ما شوهر پیدا کن ثواب داره

علیرضا خدابخش
آذر ۱۳, ۱۳۸۷

پاسخ به مشکوک: باید بشنیم حساب کنم اگر این کارگزاران به اندازه کافی بدهد دیگر نیازی به اون یکی ندارم. زندگی خرج دارد دیگر…

همیلا
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

کسترش مطبوعات یکی از نشانه ای پیشرفت جامعه مدنی است . متاسفاه در ایران و در این چند سال اخیر مطبوعات چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی موجب دلخوشی نیستند و نا امید کننده هستند حال در این وادی افرادی زحمتکش بدون هیچ ادعایی وارد این عرصه شوند ، قابل ستایش و احترام می باشند.

مشکوک
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

علیرضا خدابخش
آذر ۱۳, ۱۳۸۷
پاسخ به مشکوک: باید بشنیم حساب کنم اگر این کارگزاران به اندازه کافی بدهد دیگر نیازی به اون یکی ندارم. زندگی خرج دارد دیگر…
———-
اول اینکه یاد بگیر چطوری فعل جمع و مفرد رو تو جملاتت درست بکار ببری ،تا بعدش بیا جوابیه صادر کن.جیگر …

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به مشکوک: تو همین جمله خودت هم ۲ غلط دستوری وجود دارد. بازی با کلمات را همه بلدند. به محتوای مطلب توجه کنید.

دوست رسانه ها
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

آقای خدابخش چون خودت درکارگزاران مطلب داری از آن تعریف و تمجید می کنی.

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به دوست رسانه ها: پس چرا از بقیه رسانه‌ها هم که در آنها مطلب داشته‌ام تعریف نکرده‌ام. لابد از بس جو «ارادت سالاری» در اطرافیان شما زیاد شده است فکر می‌کنی همه همینطوریند.

مشکوک
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷
پاسخ به مشکوک: تو همین جمله خودت هم ۲ غلط دستوری وجود دارد. بازی با کلمات را همه بلدند. به محتوای مطلب توجه کنید.
———-
بنده در حالی ۲ غلط دستوری داشته ام که ادعایی به اندازه قله قاف نداشته و در ضمن دچار توهم خودبزرگ بینی نشده ام .

حمیدرضا
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

آقای خدابخش اگه امکان داره درباره کیهان بچه ها هم مطلب بزارید . شنیدم اونجا هم فعالیت داشته اید .با تشکر-جوجو

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به حمیدرضا: درست شنیده اید. البته نه کیهان بچه ها، ضمیمه همشهری بود و بعد خانه روزنامه نگاران جوان که مربوط به حدود ۱۵ سال پیش می شود. یادش بخیر …

حمید
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

اوی چه خبره اینجا علیرضا.خدایش حوصله داری سر به سر این آدما می ذاری که جرات ندارن اسمشون رو واقعی بنویسن.
کاش این تفاوت رسانه ها را مردم عادی که نه به اصطلاح اهل فهم و شعور و مدیران محترم که سهمیه کاغذ می دهند می فهمیدند.
کامیاب و پیروز باشی

کبوتر
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

سلام.خوشحالیم چراغ شهرمان مدتی است روشن است و خوشحال تر از اینکه پویاتر از دفعه قبل.

جای لینکدونی بین مطالبتون خیلی خالیه. سایت های جور واجوری که گاه شاد می کرد گاه عصبانی.

موفق باشی

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به کبوتر: آره لینکدونی را دارم جداگانه رو یک سایت دیگر راه اندازی می کنم که همه بتونن لینک بگذارند و دموکراسی در عمل هم ایجاد شود.

حمیدرضا
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

حمید جان کاش همه می دونستند که اسم واقعی تو علیرضا خدابخش هستش .

دوست رسانه ها
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

ارادت مدارتر از شما و دوستان شبه دوم خردادی شما کیست؟
به فرموده استاد شهریار:باچپ می میخورید و با راست تلوتلو…درجمع بسیجیان سخنرانی میکنید و در کارگزاران ضددولت مطلب مینویسید.

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به حمیدرضا: تو هم از بس جو نفاق و دورویی اطرافت زیاد شده است همه را به این چشم می بینی. تقصیری هم نداری بالاخره اثرش را رویت می گذارند دیگر …

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به دوست رسانه‌ها: دیگر آن تفکر که آدمها را سیاه و سفید ببینید منسوخ شده است. هر کدام از آدمها و جریانات فکری دارای خصوصیات مثبتی هم هستند که می توانید آنها را ببینید و بگیرید. البته اگر بتوانید ببینید و قبلش هم آن تعصب مزخرف نسبت به قبول یا ترد کامل آنها را کنار بگذارید.

حمیدرضا
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

خدا را شکر در این جامعه ایی که جو نفاق و دورویی دامنگیر آن شده فقط علیرضا خدابخش است که از آن مصون مانده !!!

لباسچی
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

آقای خدابخش از شما انتظار پیشرفت داشتیم ، اما …

دوست رسانه ها
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

چه تعصبی مزخرفتر ازاینکه تادوست شفیقت حسن حسن زاده درجشنواره مطبوعات به تحریک محمددرافشان و عظیم موسوی به توجایزه نداد؛مثل بچه هالج کردی وسایت گریز رابستی؟باحرف توموافقم باید ازهمه جریانات استفاده کرد و مثل نوچه های شکیب زاده ژست دوم خردادی گرفت وسر از ایسنا و قزوین نت و سخنرانی برای بسیجیان درآورد.بازصدرحمت به امیدمافی که حداقل مثل شما قمپز مدرن بودن از خودش درنوکند.

دوست رسانه ها
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

راستی آقای خیلی باسواد……(طرد) راچرا (ترد)نوشتی؟اول زبان فارسی رایادبگیر بعدبه امثال مشکوک خان گیر بده.

فضول باشی
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

یک شب بغل بسیجی ها هستی و یک شب دیگه هم بغل کارگزاران . معلوم نیست دنبال چی هستی . الکی هم ادعای روشنفکرها رو درنیار و نگو که خاکستری فکر می کنی .ایرانی ها به این جور آدمها می گن ج…

حسن جون
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

تعریف و تمجیدت از مسئول عصر ارتباط خیلی تابلو بود . از بس که گروگوری هستی از خوشتیپی دیگران به وجد اومدی . در ضمن خوب زدی تو کار بیزینس . ناقلا چند می گیری تا از اینو اون تعریف کنی ؟تعرفه داری اعلام کن

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به حمیدرضا: خیلی ها مصون مانده اند البته اگر همینطور رو هوا به آنها اتهام نزنید. لحظه ای تامل کنید و ببینید چه فرقی دارید با آن دولتی هایی که به آنها انتقاد دارید بدون دلیل کسی را بازداشت می کنند و برایش جرم می تراشتند. خودتان در عمل چه تفاوتی با آنها دارید.

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به دوست رسانه ها: تو هم که همینطور رو هوا اتهام می زنی! علت تعطیلی وبلاگم نبردن جایزه و این چیزها نبود که حالا جایزه نداده باشند و من بخواهم بخاطر این علت بچگانه وبلاگم را تعطیل کنم(البته محض اطلاع می گویم در بخش نوآوری و ابتکار رسانه ای برگزیده ام کردند و اصلا علت نبردن جایزه کلا می رود کنار). علت تعطیلی را همان روزها در مصاحبه با هفته نامه حدیث گفتم.

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به دوست رسانه ها: ای بابا تو هم که با کلمات بازی می کنی. کامنت پنجم را بخوان.

لباسچی
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

ای بابا . آقای خدابخش چرا کم می یاری دیگران رو به بازی با کلمات متهم می کنی ؟

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به فضول باشی: نمی توانی از آن فکر عتیقه سیاه و سفید دیدن بیرون بیایی کاریش نمی شود کرد. ضمنا آن واژه ای که ذکر کرده ای برای یک موضوع دیگر است. طفلک همه چیز را با هم قاطی کرده.

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به حسن جون: مگه بیکارم از این و اون تعریف کنم. من که از اول گفتم زندگی خرج دارد. :) حالا شما پولاتو جمع کن ببینیم چکار می شود برایش کرد :)

فضول باشی
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به کامنتهایت مثل جواب پس دادنهای بچه ۵ ساله می مونه . در ضمن بنده قاطی نکرده ام ، گفتم شاید باهوش باشی و معنی کنایه ها رو می فهمی . می تونی در مورد فاحشه گری سیاسی از دوست پسرت حسین درخشان بپرسی که ید بیضایی در این مورد آخری دارد .

مشکوک
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷
پاسخ به حسن جون: مگه بیکارم از این و اون تعریف کنم. من که از اول گفتم زندگی خرج دارد. حالا شما پولاتو جمع کن ببینیم چکار می شود برایش کرد
—————————–
اگه داری دلالی می کنی یه کاری بکن که ثواب هم داشته باشه . دختر ترشیده همسایمون وبلاگ نویسه . یکم تبلیغش رو بکن تا شاید بختش باز شد . حق کمیسیون ات هم محفوظه :)

علیرضا خدابخش
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

پاسخ به فضول باشی: همین که چیزهایی که رویتان نمی شود رو در رو به من بگویید اینجا و در لوای بی هویتی رسانه ای آزادانه به من می گویید برایم جای خوشحالی است که بالاخره وبلاگ مسیری را به سمت گفتگوی آزاد باز کرده است. راستی در مورد آن واژه هم نمی دانم اگر مرید و رهبرتان معصومه قمی(یا همان مسیح علی نژاد) این واژه را (بدون توجه به مفهومش) وارد لغت نامه گفتارتان نکرده بود واقعا می خواستید چکار کنید.

soul
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

فکر نمی کردم نقد یک نشریه اینقدر باعث ناراحتی حضرات بشه و هزینه واتهام برات داشته باشه ؟!!!اینهایی که تو تمام شمارهای نشریه شون فقط به این و اون هال میدن واگهی نامه در میارن چی !؟۴ سال همه چی شون شیخ قدرت بود همش ازاون تیتر میزدن و ادعای اصلاح طلبی داشتن وقتی بخاطر بی عرضه بودن و…. بیکار شدن .به اب خوردنی پشت به همه چی کردن و شدن اصو ل گرا!حالا هم شدن گروه فشار عرصه رسانه امیدوارم جامعه مطبوعاتی ورسانه ای از لوث اینجور ادما پاک بشه

فضول باشی
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

علیرضا خدابخش
راستی در مورد آن واژه هم نمی دانم اگر مرید و رهبرتان معصومه قمی(یا همان مسیح علی نژاد) این واژه را (بدون توجه به مفهومش) وارد لغت نامه گفتارتان نکرده بود واقعا می خواستید چکار کنید.
——————————–
خدا پدر خانم مسیح علی نژاد را بیامورزد که یک واژه محترمانه را در خصوص درخشان و امثال شما باب کرد وگرنه عبارتی در وصف شما ها به کار برده می شد که از شرمساری نوشتن را فراموش می کردید .

!
آذر ۱۴, ۱۳۸۷

آقای خدابخش!
گریز دیگه مثل قبل نیست.ما چه گناهی کردیم که باید دعوا های سیاسی و غیر سیاسی شما رو با دیگران تحمل کنیم؟
البته امیدوارم جواب منم با همون ذهنیتی که به بقیه پاسخ دادین ندین.

محمد رضا
آذر ۱۵, ۱۳۸۷

فقط یک جمله :
اگر قرار باشد توقف کنی و به طرف هر سگی که پارس می‌کند سنگ پرتاب کنی … هرگز به مقصد نمی‌رسی.
مطمئن هستی راهی که می رویم درست است وگرنه نمی رفتی!

علیرضا خدابخش
آذر ۱۵, ۱۳۸۷

پاسخ به !: اتفاقا من فکر می کنم در جزء جزء آن بهتر از قبل شده است. در کیفیت مطالب، لینکهای بروز شده، سیستم نظرات و حتی هدر بالای صفحه! فقط لینکدونی ندارد که آنهم گفتم چه تصمیمی برایش دارم.

علیرضا خدابخش
آذر ۱۵, ۱۳۸۷

پاسخ به محمدرضا: اتفاقا من بعضی وقتها از بحث و مناظره با این منتقدان لذت می برم. به هرحال بستری بوجود می آید که اگر اشتباهی دارند متوجه شود حتی اگر به آن اعتراف هم نکنند :)

امیر
آذر ۲۴, ۱۳۸۷

سلام داش علیرضا
تازه فهمیدم چرا تو وبلاگ قبلیت اظهار نظر را برداشته بودی
مثل اینکه خیلی ها باهات دشمنن
به قول یکی از وبلاگ نویسا بعضی ها را باید حواله کنی به … تا بفهمند ارزشی ندارند

یاعلی

امیر
آذر ۲۴, ۱۳۸۷

سلام
تازه فهمیدم چرا تو وبلاگ قبلیت نظراتت را بستی
بی خیال
به قول یکی از وبلاگ نویسا بعضیها را باید حواله کرد به … تا بفمهمند هیچ ارزشی ندارند.

دیدگاه شما

جستجو