بایگانی مربوط به اردیبهشت, ۱۳۸۷

قدرت رسانه

سه شنبه, اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۷ | رسانه | ۱ نظر

به گمان خیلی‌ها کسانیکه در راس مقام دولتی یک جامعه قرار دارند دارای بیشترین قدرت هستند و هرچه شعاع دایره حکومتی آنها بیشتر بشود قدرت آنها بیشتر می‌شود. اما به نظر من اینگونه نیست. قدرت واقعی در دست رسانه ها است و هرچه مخاطب رسانه بیشتر باشد قدرت آن بیشتر می‌شود. در واقع گردانندگان رسانه ها قدرتهای پنهانی هستند که بیشترین تاثیر را بر روی جامعه و حتی برروی خود دولت می‌گذارند. رسانه ها با ایجاد جو روانی می‌توانند جامعه تحت نفوذ خود را به هر سمت و سو بکشانند و مهار آن را در دست بگیرند.

این یک ویژگی خیلی مهم رسانه است که خیلی ها بخصوص کسانیکه درصدد کسب منصب های دولتی یا قدرت های ظاهری هستند از آن غافل هستند. اگر هدف این افراد خدمت به جامعه است خدمتی که بتواند گروهی را وادار به فعالیت کند خیلی مفیدتر از خدمت فردی آنها به جامعه است و بهترین ابزار برای وادار کردن و تاثیر بر روی دیگران رسانه است. فعالان رسانه و بخصوص کسانیکه درصدر آن هستند صاحب بیشترین تاثیرگذاری و قدرت یک جامعه هستند و علاوه بر تاثیر گذاری، ابزار در دست آنها یک ابزار جنگ بی رقیب است که می‌تواند از تمام رقباى در ظاهر با قدرت خود به آهستگى پیشى گرفته و جهان را به یک جنگ خاموش فرا خواند. به همین دلیل هم مدیریت رسانه در اکثریت کشورها پستى استراتژیک و کاملا سیاسى بوده که بهره‌مندى از آن لازمه اجراى درست مبانى تفکرات همان سیستم است.

در عصر حاضر کارکرد رسانه به خبررسانی صرف محدود نمی‌شود و حتی در کارکرد خبررسانی آن نیز انتقال و القاء یک تفکر و اندیشه به مخاطب وجود دارد. قدرت رسانه می‌تواند در جهت اعتلاى بشریت کارسازتر از هر ارگان بشردوستانه و یا حتى برخلاف آن در جهت تخریب یک ایدئولوژى مهاجم‌تر از هزاران بمب اتم عمل نماید. رسانه ریشه را موردتوجه قرار مى‌دهد و قادر است در صورت نیاز، ریشه‌ها و تفکرات قومى را به‌صورتى آرام و متوالى موردهجوم قرار داده و کم‌کم آن تفکر را دچار مرگى خاموش نماید.

رسانه آنقدر زیبا، هجومى و علنى در ذهن همگان جاى مى‌گیرد که گاهى سرمایه‌گذارى در آن پرسودتر از ساخت سلاح و پرمنفعت‌تر از لشکرکشى‌هاى آن‌چنانى موردتوجه قدرت‌طلبان عمل مى‌نماید. رسانه می‌تواند روح فرهنگ، تعهد و فعالیت مثبت را در یک جامعه بدمد یا از آن بگیرد. قدرت بلامنازع رسانه تمام ابعاد زندگی ما را تحت تاثیر خود قرار داده است و گزاف نیست اگر بگوییم رسانه بزرگترین امپراطوری دنیای امروز است.

دود سیاست چاپلوسانه هفته نامه حدیث به چشم خودش می‌رود

سه شنبه, اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۷ | رسانه | ۴ نظر

هفته نامه حدیث قزوین در تازه ترین شماره خود در مطلبی تحت عنوان «انتقاد از شهردار با چه هدفی؟» با یک نویسنده نامعلوم به حمایت از شهردار قزوین پرداخته است و دلیل تمام انتقادات وارده به او را تضادهای سیاسی میان شهردار و منتقدان خوانده است.

هنوز مطمئن نشدم مطلب را چه کسی نوشته است اما این تازه ترین مطلبی است که در شیوه تازه و غیر منصفانه موضعگیری های هفته نامه حدیث می‌بینم. شیوه جدیدی که هفته نامه حدیث در پیش گرفته ۲ ویژگی خاص دارد که آنقدر غیر حرفه ای به آن پرداخت می‌شود که حتی کسی که که اولین بار هم آن را می‌خواند متوجه می‌شود.

نخست اینکه اصلا منصفانه و منطقی با قضایا بر خورد نمی‌کند. سیاست کاری آن بر این استوار شده است که هرچه محافظه کاران بگویند خلاف آن را بگوید حتی اگر اصل موضوع مثل روز روشن باشد و همه مردم هم آن را پذیرفته باشند. مثلا اگر یک روز محافظه کاران اعلام کنند آب مایع است حدیث آن را جامد می‌بیند و دلایل آن را ربط می‌دهد می‌دهد به مسائل سیاسی. این سیاست را در تازه ترین مطلب آن می‌بینید که علی رغم آن همه انتقاداتی که نه تنها محافظه کاران بلکه عموم مردم از شهرداری و شهر قزوین و عقب ماندگی آن دارند به تعریف و تمجید از شهردار پرداخته است گویی که آدم فکر می‌کند دارد بولتن داخلی شهرداری را می‌خواند.

دوم آنکه آنقدر برایش مسائل مالی و حمایتی خارجی مهم شده است که اگر شما و حدیث در تضاد فکری فوق العاده ای نسبت به هم باشید اما اگر به او آگهی بدهید یا شکایتتان را از او پس بگیرید و خلاصه یکطور از حدیث حمایتی بکنید که بدردش بخورد از شما هم تعریف و تملق خواهد کرد. چاپلوسی که حدیث از شهردار قزوین در این نوشته و به این دلیل کرده است در تمام نوشته محسوس است. به نظر من اگر یک نشریه تعطیل شود خیلی بهتر از آن است که بخاطر مشتی پول بی ارزش که از هرجای بهتر دیگر می‌توان کسبش کرد خودش و ارزشش را به این سادگی بفروشد.

کارکرد مهم یک رسانه انتقاد و اصلاح است و البته من هم مثل همه قبول دارم که در انتقاد باید جنبه‌های خوب و زشت را با هم دید اما این شیوه ای که حدیث در پیش گرفته بدلیل دور شدن از واقعیت‌ها منجر به فاصله بیشترش با خوانندگانش خواهد شد و دید مثبت خوانندگان را حتی نسبت به مطالب درستش هم از بین خواهد برد.

شرکت در جلسه خانه مطبوعات

دوشنبه, اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۷ | رسانه | بدون نظر

سه شنبه ای که گذشت به عنوان مستمع در جلسه خانه مطبوعات قزوین شرکت کردم. راستش پیش از شرکت در این جلسه، دیدم نسبت به خانه مطبوعات چندان مثبت نبود چراکه با وجود برگزاری آن همه جلسات هیچگونه تاثیر خارجی و صنفی – به جز یکی دو تا بیانیه – نمی‌دیدم. در واقع مهمترین دلیل شرکتم هم همین بود که از نزدیک ببینم آنها هر هفته در جلسات چه می‌کنند که هیچگونه بازده خارجی ندارد.

جلسه نیم ساعتی با تاخیر شروع شد و سید عبدالعظیم موسوی(مدیر مسئول روزنامه ولایت) آن را اداره می‌کرد. بحث در رابطه با نحوه اطلاع رسانی جلسات و برنامه آموزشی خانه بود. احساس می‌کردم جلسه با کمبود زمان مواجه است و بصورت خیلی فشرده اداره می‌شود و فرصت پرداخت کامل به موضوعات جلسه را ندارد. از شما چه پنهان خیلی هم علاقمند بودم در رابطه با موضوعات مطرح شده نظرم را بگویم اما زمان جلسه اجازه اظهار نظر به افراد اصلی حاضر را نمی‌داد تا چه برسد به من که مستمع بودم و بنابر آئین نامه داخلی خانه فقط می‌بایست شنونده می‌بودم.

فکر می‌کنم در حال حاضر جلسات با دو مشکل مهم مواجه است. نخستین مشکل خانه مطبوعات در حال حاضر کمبود زمان جلسات است که مثلا باید آن را بطور مقطعی ۲ بار در هفته بکنند تا مشکل کندی اجرای برنامه هایشان برطرف شود و بازده خارجی آن بیشتر شود.

مشکل بعدی که در این جلسه احساس کردم این بود که یک بحث به تعابیر مختلف توسط افراد مختلف تکرار می‌شود در حالی که منظورشان یک چیز است و حتی هر نفر هم خودش بحث را چند بار با تعابیر مختلف تکرار می‌کند. اینکار باعث می‌شود که زمان زیادی از جلسات هدر برود و اگر یک بحث را بخواهیم دست آخر با در نظر گیری تمام نظرات مطرح شده بنویسیم ۳-۴ جمله بیشتر نمی‌شود در حالیکه زمان زیادی روی آن بحث می‌شود. پیشنهاد اکید من به جلسات و خصوصا مدیریت جلسه این است که حواسشان به این موضوع باشد و از تکرار حرفها پرهیز کنند تا از زمان محدود جلسه استفاده بیشتری برده شود.

با همه این ها بعد از جلسه دیدم به خانه مثبت شد و به نظر می‌رسد برنامه های خوبی برای روزنامه‌نگاران و علاقمندان دارند که اگر بتوانند خوب و به موقع اجرا کنند آثار فعالیتشان محسوس تر می‌شود. سعی ام این است که از این پس هر از چند گاهی در جلساتشان شرکت کنم و پیشنهادم به بقیه روزنامه‌نگاران هم این است که اینکار را بکنند تا ضمن حمایتی ضمنی از آن به افزایش حضور خانه در متن جامعه روزنامه‌نگاری قزوین کمک کرده باشند.

قزوین، بیهوده ترین شهر ایران

جمعه, اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۷ | قزوین | ۲ نظر

راستش از آن موقعی که از مشهد برگشته ام احساس می‌کنم که در بیهوده و افسرده ترین شهر ایران زندگی می‌کنم. شهری که از لحاظ امکانات شهرنشینی جزء عقب مانده ترین شهر های ایران است. امکانات رفاهی و تفریحی آن در حداقل ترین چیز ممکن است و به نوعی فکر می‌کنم من و همه کسانیکه داریم در این شهر زندگی می‌کنیم عمر خود را تلف می‌کنیم.

جالب اینجاست که همه اینها را منی می‌گویم که همه دغدغه ام از اول وبلاگ نویسی ام قزوین بوده است و یک نوع تعصب خاص به آن داشته ام. خیلی تاسف آور است که آن همه در تلاش و فکر و آرزوی پیشرفت شهرت باشی اما از آن هیچ خبری نباشد. از شما چه پنهان نوعی احساس نا امیدی نسبت به زندگی و فعالیت برای این شهر در من شکل گرفته است.

خودم هم نمی‌دانم به چه چیز این شهر دل بسته ام یا بهتر بگویم دل بسته بودم. به فضای باز توسعه سیاسی اش؟ به آدم های کم بینَش؟ به امکانات فرهنگی اش؟ به بی ارزش ترین امکانات تفریحی‌اش؟ به تنها پارکش که بشود اسم پارک روی آن گذاشت؟ به جوانهایش که تنها تفریحاشان بالا و پایین رفتن عصرانه خیابان خیام است؟ به میدان مینودرش که مردم بدلیل فقدان پارک خوب شبها به آن پناه می برند؟ به آسفالت های ویرانه خیابانهایش؟ به آثار باستانی ازدست رفته اش؟ یا به گرانی مسکنش؟

واقعا نمی‌دانم. احساس می‌کنم همه کسانیکه در این شهر فسیل شده زندگی می‌کنند دچار روزمرگی و زندگی فرسایشی شده اند و خودشان با دست خودشان به سادگی خود را از بهترین امکانات و لذت های زندگی محروم می‌کنند. این را همه می بینیم و حتی مسئولین شهر که بتازگی دیگر صدای خودشان هم از هم رده‌های خودشان در آمده است و کوتاهی ها را گردن یکدیگر می‌اندازند. واقعیت این است که متاسفانه هیچگونه نشاط روحی واقعی در این شهر وجود ندارد و زندگی در قزوین با مُردگی فرقی ندارد.

اگر به هریک از مراکز استانهای دیگر رفته باشید متوجه می‌شوید که چه پیشرفت قابل توجهی داشته اند. مشهد را مثال نمی‌زنم. همین کرمانشاه، همدان و یا حتی زنجان که تا مدتی پیش بسیار عقب تر از قزوین بوده اند الان بسیار زیاد از قزوین پیشی گرفته اند. قزوین هیچ حرفی برای شهروندان خود ندارد و مدتهاست درجا می‌زند. احساس می‌کنم ما را پنهانی به این شهر تبعید کرده اند تا بدون آنکه حواسمان باشد سرگرم تباه شدن زندگی خودمان باشیم. هیچ امیدی به پیشرفت قزوین نیست و اگر باشد خودفریبی است. ای کاش در این شهر به دنیا نمی‌آمدم و یا طوری بشود که ادامه زندگی‌ام در شهر دیگری رقم بخورد… این تنها امید من است.

پاسخ جزئی به یک نقد کلی

سه شنبه, اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۷ | نقد | بدون نظر

چندی پیش حسین طاهری قزوینی، روزنامه نگار قزوینی نقدی بر وبلاگ من ارسال کرد که حاوی برخی مسائل تکراری -که قبلا به آنها پاسخ داده ام- و برخی مسائل تازه بود که در این نوشته به آنها پاسخ می‌دهم. همچنین این نقد حاوی مقداری موضوعات کلی و جزئی از وبلاگ من بود. من صراحتا از همه منتقدان وبلاگم می‌خواهم هر موقع می‌خواهند سوالی بپرسند یا وبلاگ من را نقد کنند دقیقا بگویند به چه بخشی اشاره دارند.

حسین طاهری قزوینی در آغاز سخنش اشاره کرده است که من نقدهای وبلاگم را با عصبیت پاسخ می‌دهم و حاضر به پذیرش خطا نیستم. ای کاش او دقیقا اشاره می‌کرد که در کجای کدام پاسخ من عصبیت احساس کرده است تا دقیقا بتوانم آن را پاسخ بدهم. در مورد حاضر نبودن به پذیرش خطا هم زمانی شخصی حاضر نیست خطایی را بپذیرد که پاسخی برایش نداشته باشد. وقتی شخص می‌تواند با دلیل و برهان پاسخ بدهد دیگر پذیرش خطا معنی ندارد. در این مورد هم ای کاش دقیقا اشاره می‌کرد که کجا بوده که من دلیلی برای خطایم نداشته ام اما آن را نپذیرفته ام. من تا آنجا که می‌دانم تا حالا اگر جایی قادر به پاسخ نبوده ام خطایم را پذیرفته ام.

ایشان به من گفته که من نگاه توأم با توطئه دارم. من اتفاقا دقیقا همین اشکال را به ایشان دارم که فکر می‌کنند وبلاگ من توطئه انگیز است و اندیشه توطئه نسبت به وبلاگ من دارد. من صادقانه می‌گویم که تمام اشکالاتی که به دیگران وارد می‌کنم از سر خیر و دلسوزی و دوست داشتن آنها و البته بر اساس نظرات شخصی خودم است. همینطور اگر آنها را دوست نداشتم نمی‌نشستم ۳ روز کامل وقت صرف کنم و برنامه‌ای بنویسم که وبلاگهای بروز شده دوستان و آشنایان را این کنار نمایش دهد. فکر می‌کنم در این مورد نگاه حسین طاهری قزوینی باید به من و وبلاگ من کمی تغییر پیدا کند.

حسین طاهری در ادامه نقد مثالهایی که به نظر می‌رسد از دید توطئه آمیز ایشان نسبت به وبلاگ من برخواسته شده است آورده است که سعی می‌کنم به تک تک آنها بصورت دقیق پاسخ دهم.

در مورد حمید مافی و آن تیتر، آن فقط یک نقد به مطلب رسانه ای ایشان بود که در اقتباسی که ایشان از آن کتاب روزنامه نگاری کرده است بدلیل اینکه نویسنده کتاب خارجی است و کتاب صرفا ترجمه شده است به نظر من در آن کتاب فرهنگ ایرانی و دینی ما نادیده گرفته شده است. این یک نقد به آن مطلب بود و نمی‌دانم کجایش به توطئه می‌ماند! اجازه بدهید فضای نقد باز بماند و کمی با نگاه مثبت به جریانات اطراف نگاه کنید. اگر همه ساکت بشینیم و به هم نگاه کنیم که به جایی نمی‌رسیم. خلاصه از پس این نقد و پاسخها است که یک چیز در می‌آید و در مسیر پیشرفت همه‌مان قرار می‌گیرد.

درباره موضع گیری من درباره بیانیه خانه مطبوعات با اینکه چندین بار توضیح هم داده ام اما باز هم می‌گویم که به نظر من آن بیانیه بدلیل اشتباه در نگاهی که به وبلاگها وجود دارد نوشته شد. نباید وبلاگها را با روزنامه ها و خبرگزاریها یکسان فرض کرد. ما نمی‌توانیم به وبلاگها بگوییم چه بنویسند و چه ننویسند و اساسا موضع گیری علیه آنها «بی نتیجه» است. در مورد این بیانیه من شب قبل وقتی اطلاع یافتم قرار است حسین طاهری چنین بیانیه ای بنویسد با اینکه قبلش هم اصلا انتظار نداشتم او حاضر به نوشتن چنین بیانیه‌ای باشد به او پیغام دادم که مواظب باشد تحت تاثیر القائات دیگران آن را ننویسد. اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد و آن بیانیه که عمده‌اش تحت تاثیر طرفداران شیخ قدرت علیخانی در خانه مطبوعات و ناراحتی آن ها از وبلاگهای مخالف بعلاوه نگاه اشتباه آنها به وبلاگها بود نوشته شد. من واقعا برای نوشتن آن بیانیه متاسف شدم و نقدم را بر آن بیانیه نوشتم.

در مورد طرفداری من از احمدی نژاد و مسئله فیلترینگ وبلاگها به نظر من فیلترینگ وبلاگها و فشار بر آنها هم در زمان خاتمی و هم در زمان حاضر وجود داشته و دارد و کاملا بی انصافی است که بگوییم در حال حاضر زیادتر شده است. تنها تفاوتی که کرده است اگر آن موقع وبلاگها و وب سایتها فله ای فیلتر می‌شدند و هیچکس پاسخگو نبود الان جایی بوجود آمده است که اگر وبلاگ شما فیلتر شده باشد می‌توانید با آنجا تماس بگیرید و علت فیلترینگ خود را جویا شوید. حتی اگر هم خواستید می‌توانید نسبت به رفع موارد اشکالی که آنها از وبلاگ یا وب سایت شما گرفته اند اقدام کنید و وبلاگ خود را از فیلتر خارج کنید.

ایشان من را متهم کرده اند که علت لینک دادن من به مطالب غیر اخلاقی افزایش آمار بازدیدکنندگان وبلاگ است. حسین طاهری اگر قدری توجه می‌کرد متوجه می‌شد که این موضوع آنقدر برای من بی‌اهمیت است که وبلاگم مثل خیلی از وبلاگهای دیگرحتی شمارشگر تعداد بازدید کنندگان ندارد و اصلا برایم مهم نیست چند نفر به وبلاگ مراجعه کرده اند. البته یک شمارشگر پنهان دارد که صادقانه می‌گویم که ۲ ماه است حتی آن را هم ندیده ام و بارها برایم پیش آمده است که افرادی از من پرسیده اند وبلاگت روی چند بازدید کننده دارد اما من نتوانسته ام جواب دقیقی به آنها بدهم. در این مورد هم به طور کلی به موضوع اشاره شده است و فقط مثالی از لینک من به تصاویر حمله پلیس چین به یک روسپی خانه آمده است. در مورد آن لینک باید بگویم که عکسهای خاص موجود در آن لینک همه سانسور شده و تار شده بود و به نظر من کل گزارش شامل تعدادی از عناصر خبری هم می‌شد. به عقیده من علت غیر طبیعی بودن آن لینک برای ایشان این است که در جامعه ما تا کنون کمتر به این موارد پرداخته می‌شود که برای او و عده ای اتفاق عجیبی قلمداد می‌شود.

بقیه مواردی که در نقد بیان شده خیلی کلی است و من دقیقا نمی‌دانم به چیزی باید پاسخ بدهم. البته تعدادی از مواردی را که مطرح شده مثل علت لینکهای انتخاباتی را قبلا بخصوص در پاسخ به نقد سعید آقا علیخانی پاسخ داده ام که برای خواندن پاسخم می‌توانید به آنجا مراجعه کنید.

حسین طاهری می گوید گریز از من به عنوان یک رسانه ای به دلش نمی‌شنید. به نظر من این اشکال از آنجا ناشی می‌شود که حسین طاهری در پیش فرض اشتباه ذهنی خودش وبلاگ را هم یک رسانه رسمی مثل روزنامه ها و خبرگزاریها فرض می‌کند که محتوای و سبک نگارش آن نباید از چهارچوب خاصی خارج شود. اما آنچه در تعریف وبلاگ آمده است وبلاگ را یک رسانه غیر رسمی معرفی می‌کند که به وبلاگ نویس اجازه می‌دهد به هر صورتی که مایل است بنویسد و در قید و بند نوشتار رسمی مثل آنچه در روزنامه ها و خبرگزاری ها است نباشد. به عقیده من یکی از علل بوجود آمدن و از منافع و مزیتهای وبلاگ هم همین غیر رسمی بودن آن است که آن را از سایر رسانه ها متمایز می‌کند.

در پایان از حسین طاهری بخاطر نقدش تشکر می‌کنم و امیدوارم وبلاگ خودش هم استمرار بیشتری داشته باشد تا دیگران هم بتوانند با تفکرات او را بیشتر آشنا شوند و هم با دور کردن اندیشه توطئه و خطر، خودش هم در میدان انتقاد و پاسخ حضوری روشن تر و فعالتر داشته باشد.

وبلاگهای بروز شده

جستجو