بایگانی مربوط به فروردین, ۱۳۸۷

دوران خردسالی

سه شنبه, فروردین ۲۰م, ۱۳۸۷ | عکس | ۴ نظر

نفر وسط در تصویر پایین یک علیرضا خدابخش در سن ۸ سالگی و در جلوی پارک ملت قزوین است. دونفر کناری هم برادرهایم هستند و عکاس هم احتمالا شوهر خواهرم بوده است. به خاطر دارم که آن زمان در صبح روزهای تعطیل چهار نفری برای بازی فوتبال به زمین های خاکی داخل پارک ملت می‌رفتیم و در آنجا ۴ نفر دیگر دیگر هم پیدا می‌کردیم و ۴ به ۴ بازی می‌کردیم.

چیز بیشتری از آن زمان در خاطرم نیست فقط یادم هست در همین سن بودم که یکبار خانه را به آتش کشیدم و بعد از مدتها به آن اعتراف کردم. اکنون از آن زمان تا الان مدت زیادی گذشته و حالا هرکدام از این ۴ نفر بکاری مشغول شده اند و دونفرشان اصلا دیگر در قزوین نیستند تا بشود فوتبال بازی کرد و عکس گرفت.

بازی وبلاگی که نیما اکبرپور راه انداخته ایده جدیدی است و با اینکه تا حالا تعداد زیادی از وبلاگ نویسها به آن پیوسته اند اما در میان وبلاگهای قزوین تا کنون هیچکس در این بازی سهیم نشده است. بنابراین پیش قدم می‌شوم و بدون نام بردن اسم، دعوت می‌کنم از هر کس که دوست داشت عکسی مربوط به ۱۰ تا ۲۰ سال پیش از خودش را در وبلاگش بگذارد.

چرا باید در برابر جریان شیرازی سکوت کرد؟

شنبه, فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷ | قزوین | ۵ نظر

از روزی که لینکهای خبرهای مربوط به جریان به وجود آمده برای شیرازی مدیرکل امور اجتماعی و انتخابات استانداری را از لینکدونی وبلاگم حذف کردم با سوالات فراوانی برای این اقدام روبرو شده ام.

راستش آن زمان که این جریان اتفاق افتاد و بعد برای نخستین بار از طریق وبلاگ انتخاب ۸ منتشر شد و سپس لینکهای آن در سایت بالاترین هم منتشر شد فکر نمی‌کردم آنقدرمهم گرفته شود که به یکی از موضوعات داغ سایتها و وبلاگها تبدیل شود. بدلیل همین چندی بعد که متوجه شدم کم کم دارد قضیه در اینترنت جدی می‌شود و من هم سهمی از جریان بوجود آمده دارم لینکها را با اختیار خودم و بدون هیچگونه فشار خارجی از وبلاگم حذف کردم که از جریان بوجود آمده خارج شوم. البته حدس دومم هم درست درآمد و قضیه آنقدر جدی شد که حتی نوری زاده و روز آنلاین (که منافعش از طریق موسسه هلندی هیفوس تامین می‌شود) هم در یک گزارش مفصل به آن پرداختند.

واقعیت این است که اگر منصفانه به جریان بوجود آمده برای شیرازی نگاه کنیم در میابیم که او قبل از اینکه به فساد اخلاقی و چه و چه متهم باشد یک انسان و حتی مسلمان است. اتفاق بوجود آمده برای او ممکن است برای هرکس دیگر بیفتد. اگر هم نیفتد خیلی از انسان ها همین الانش هم هستند که از این مسائل دارند اما آشکار نیست و کسی از آن با خبر نمی‌شود.

بی انصافی که اتفاق بوجود آمده برای او را که از بدشانسی اش افشا شده است – و حتما کلی صفات خوب انسانی هم دارد که افشا نشده است یا نخواسته است مثلی خیلی های دیگر علنی و ریا کند - را اینگونه علنی کنیم و برچسب پست ترین صفات انسانی را به او بزنیم. حتی بعدش هم بیاییم این جریان را به جریانات سیاسی و انتخاباتی پیوند دهیم و از آن بهره برداری شخصی و به نفع اندیشه‌های خود بکنیم. چه خوب می‌شد اگر ما مدتی چشم دیدن واقعیت انسانها را داشتیم و حقیقت انسانها را می‌دیدیم تا بفهمیم خیلی از انسانهای دوروبر ما در مقامی پایین تر از یک انسان قرار دارند. به نظر من کسانیکه سعی می‌کنند اینگونه به شیرازی حمله کنند با اینکار خودشان در درجه انسانیت خیلی پایین تر از او قرار گرفته اند و در برابر خدایشان مسئول خواهند بود.

شیرازی یک مسلمان است و مثل همه ما معصوم هم نیست که بدون لغزش باشد. حفظ آبروی او در درجه اول انسانیت و مسلمانی قرار دارد و نباید به این سادگی مورد بازیچه قرار گیرد. پیامبر می‌فرماید: «درهمی که انسان از ربا به دست آورد گناهش نزد خدا از سی و شش زنا بزرگتر است و بالاترین ربا معامله کردن با آبروی مسلمان است.»

حتی برفرض مثال که شیرازی خطایی هم کرده باشد دستگاه قضایی به خطایش رسیدگی می‌کند و اگر لازم باشد قصاص می‌کند. علاوه بر حفظ آبرو در مورد مسائل اخلاقی توجه به این موضوع خیلی مهم است که نباید مثل سایر خطاهای دیگر با آن برخورد شود. دلیلش هم این این است که تاثیرگذاری مسائل اخلاقی بر روی جامعه خیلی کمتر و به گستردگی سایر مسائل (سیاسی، اقتصادی و …) نیست. همانطور که در مورد مسائل سیاسی برخورد از روشهای آگاهی بخشی، مناظره و غیره می‌تواند مناسب باشد برخورد با مسائل اخلاقی هم به روش مناسب و انسانی خودش نیاز دارد. این نکته را هم باید اضافه کرد که البته هرگز نباید مسائل را با هم ترکیب کرد و به هم ربط دارد. مثلا بیاییم چون حالا فردی به خیال ما در مسائل سیاسی خطا دارد آمد با افشای مسائل اخلاقی اش جبران کنیم. این غیر انسانی و ناعادلانه ترین برخورد ما در برابر اوست.

اعتقاد شخصی من این است که هر چقدر طرف در لجن فرو رفته باشد باید دستش را گرفت و بالا آورد. حتی اگر او هم آن کار را کرده فرزندان او خطایی مرتکب نشده اند که سرافکنده شوند. به هرحال این تصمیم قاطع من از مدتها پیش این بوده است که «فقط» در مورد مسائل اخلاقی محتاطانه تر برخورد کنم. حتی لینکهای اخلاقی که مشکوک است یعنی معلوم نیست تاثیر مثبت یا منفی بگذارد اصلا نگذارم که به نام اطلاع رسانی و آگاهی بخشی موجب خسران نشود . یاد حرفی از تقی رحمانی افتادم که: «عمر هر مقاله روزنامه ۲۴ ساعت است؛ ایمانت را برای این ۲۴ ساعت نفروش».

وبلاگهای بروز شده قزوین

جستجو