چرا باید در برابر جریان شیرازی سکوت کرد؟
شنبه, فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷ | قزوین
از روزی که لینکهای خبرهای مربوط به جریان به وجود آمده برای شیرازی مدیرکل امور اجتماعی و انتخابات استانداری را از لینکدونی وبلاگم حذف کردم با سوالات فراوانی برای این اقدام روبرو شده ام.
راستش آن زمان که این جریان اتفاق افتاد و بعد برای نخستین بار از طریق وبلاگ انتخاب ۸ منتشر شد و سپس لینکهای آن در سایت بالاترین هم منتشر شد فکر نمیکردم آنقدرمهم گرفته شود که به یکی از موضوعات داغ سایتها و وبلاگها تبدیل شود. بدلیل همین چندی بعد که متوجه شدم کم کم دارد قضیه در اینترنت جدی میشود و من هم سهمی از جریان بوجود آمده دارم لینکها را با اختیار خودم و بدون هیچگونه فشار خارجی از وبلاگم حذف کردم که از جریان بوجود آمده خارج شوم. البته حدس دومم هم درست درآمد و قضیه آنقدر جدی شد که حتی نوری زاده و روز آنلاین (که منافعش از طریق موسسه هلندی هیفوس تامین میشود) هم در یک گزارش مفصل به آن پرداختند.
واقعیت این است که اگر منصفانه به جریان بوجود آمده برای شیرازی نگاه کنیم در میابیم که او قبل از اینکه به فساد اخلاقی و چه و چه متهم باشد یک انسان و حتی مسلمان است. اتفاق بوجود آمده برای او ممکن است برای هرکس دیگر بیفتد. اگر هم نیفتد خیلی از انسان ها همین الانش هم هستند که از این مسائل دارند اما آشکار نیست و کسی از آن با خبر نمیشود.
بی انصافی که اتفاق بوجود آمده برای او را که از بدشانسی اش افشا شده است – و حتما کلی صفات خوب انسانی هم دارد که افشا نشده است یا نخواسته است مثلی خیلی های دیگر علنی و ریا کند - را اینگونه علنی کنیم و برچسب پست ترین صفات انسانی را به او بزنیم. حتی بعدش هم بیاییم این جریان را به جریانات سیاسی و انتخاباتی پیوند دهیم و از آن بهره برداری شخصی و به نفع اندیشههای خود بکنیم. چه خوب میشد اگر ما مدتی چشم دیدن واقعیت انسانها را داشتیم و حقیقت انسانها را میدیدیم تا بفهمیم خیلی از انسانهای دوروبر ما در مقامی پایین تر از یک انسان قرار دارند. به نظر من کسانیکه سعی میکنند اینگونه به شیرازی حمله کنند با اینکار خودشان در درجه انسانیت خیلی پایین تر از او قرار گرفته اند و در برابر خدایشان مسئول خواهند بود.
شیرازی یک مسلمان است و مثل همه ما معصوم هم نیست که بدون لغزش باشد. حفظ آبروی او در درجه اول انسانیت و مسلمانی قرار دارد و نباید به این سادگی مورد بازیچه قرار گیرد. پیامبر میفرماید: «درهمی که انسان از ربا به دست آورد گناهش نزد خدا از سی و شش زنا بزرگتر است و بالاترین ربا معامله کردن با آبروی مسلمان است.»
حتی برفرض مثال که شیرازی خطایی هم کرده باشد دستگاه قضایی به خطایش رسیدگی میکند و اگر لازم باشد قصاص میکند. علاوه بر حفظ آبرو در مورد مسائل اخلاقی توجه به این موضوع خیلی مهم است که نباید مثل سایر خطاهای دیگر با آن برخورد شود. دلیلش هم این این است که تاثیرگذاری مسائل اخلاقی بر روی جامعه خیلی کمتر و به گستردگی سایر مسائل (سیاسی، اقتصادی و …) نیست. همانطور که در مورد مسائل سیاسی برخورد از روشهای آگاهی بخشی، مناظره و غیره میتواند مناسب باشد برخورد با مسائل اخلاقی هم به روش مناسب و انسانی خودش نیاز دارد. این نکته را هم باید اضافه کرد که البته هرگز نباید مسائل را با هم ترکیب کرد و به هم ربط دارد. مثلا بیاییم چون حالا فردی به خیال ما در مسائل سیاسی خطا دارد آمد با افشای مسائل اخلاقی اش جبران کنیم. این غیر انسانی و ناعادلانه ترین برخورد ما در برابر اوست.
اعتقاد شخصی من این است که هر چقدر طرف در لجن فرو رفته باشد باید دستش را گرفت و بالا آورد. حتی اگر او هم آن کار را کرده فرزندان او خطایی مرتکب نشده اند که سرافکنده شوند. به هرحال این تصمیم قاطع من از مدتها پیش این بوده است که «فقط» در مورد مسائل اخلاقی محتاطانه تر برخورد کنم. حتی لینکهای اخلاقی که مشکوک است یعنی معلوم نیست تاثیر مثبت یا منفی بگذارد اصلا نگذارم که به نام اطلاع رسانی و آگاهی بخشی موجب خسران نشود . یاد حرفی از تقی رحمانی افتادم که: «عمر هر مقاله روزنامه ۲۴ ساعت است؛ ایمانت را برای این ۲۴ ساعت نفروش».
۵ نظر برای چرا باید در برابر جریان شیرازی سکوت کرد؟
علیرضا ی عزیز، قصدم پاسخ گفتن به نوشته ات نیست. اما چند نکته ای را لازم می بینم برای یادآوری عرض کنم.
در اینکه هر کسی برای خود شخصیت ای دارد و زندگی شخصی ای و ما هم حق نداریم به هیچ عنوان به آن تعرض کنیم کاملا درست و از بدیهیات به شمار می رود.
اما باید بدانیم که فرد در چه جایگاهی قرار دارد. اینکه محمد خیرخواه یا علیرضا خدابخش دچار این اشتباه شوند شاید آنقدرکه اگر یک
مسوول دولتی این کار را انجام دهد بزرگ نباشد. من نمی توانم حرفت را قبول کنم و ساکت گوشه ای بنشینم، وقتی می بینم در گوشه ی دیگری از شهر، خواهر نوعی من، برای اینکه نخواسته مثلا” شلوارش کثیف شود آن را داخل چکمه اش گذاشته شماتت می شود و
در مقابل همگان به او بی احترامی می شود و آبرویش می رود، آیا می توانم ساکت بنشینم و به چرایی این سکوت فکر کنم؟ آیا سنجش مسلمان بودن یک فرد اعتقاداتش اش است یا جای مهر روی پیشانی اش؟ و آیا به شلواری است که داخل چکمه اش می گذارد است یا آنچه در دل دارد و غیر از خدای هم کسی از آن خبر ندارد؟ (هر چند که نه از آن رفتار می کنم و نه از این)
آری، تا وقتی این موضوع شخصی است که در مکان شخصی و خصوصی طرف، اتفاق بیافتد نه در مکانی وسط شهر. هرچند که آنقدر افسار گسیخته شده ایم که حتی به اماکن خصوصی افراد هم رحم نمی کنیم چنان که دیدم به طور رسمی آن طور که فرماندهی نیروی انتظامی آمار داد ۳ میلیارد تومان فیلم خصوصی یک بازیگر بیچاره در بین مردم فروخته شده است حال که آمار واقعی آن را
خدا می داند. و جالب آنجا که فرد مقصر بازیگر بیچاره است نه آن کسی که فیلم را در میان مردم پخش کرده!
از مسلمانی صحبت کردی. آیا اگر این آدم مسیحی و یهودی وحتی بی دین بود حق چنین کاری را داشت؟ آیا دین دیواری است برای گناه کردن ما؟ آیا تعریف مسلمان واقعی را آن طور که قرآن گفته می دانیم؟ “آیا مردم گمان می کنند به صرف اینکه گفتند ایمان آورده ایم به حال خود واگذار می شوند و مورد آزمون قرار نمی گیرند؟ عنکبوت - ۲ ” یا آنجا که از قرار ندادن نام خداوند برای سرپوش
مقاصد خود سخن می گوید. (مجادله ۱۶). چه بسا که با وجود این نور حقیقت (قرآن)، ما که ادعای مسلمانی داریم کارمان بسی دشوار تر از کسی است که به آن اعتتقاد ندارد. ترسم که به کعبه نرسی ای مرد اعرابی این ره که تو می روی به ترکستان است
کاری باید کرد….
فروردین ۱۷, ۱۳۸۷
تنها در مورد مسلمانی بگویم که اگر متن من را با دقت تر بخوانی در درجه اول انسانیت او بدون در نظر گیری دین او را مورد توجه قرار دادم و بعد به مسلمانی او اشاره کردم. آن هم بخاطر حدیثی از پیامبر است که در آن به مسلمانی طرف تاکید کرده اند.
فروردین ۱۷, ۱۳۸۷
آخه اگه شما هم یک هفته قبلشو میدیدی که توی یک مدرسه دخترانه در مورد خدا و پیغمبر حرف میزد و تسبیح آب میکشید شاد دیگه نظرت این نبود!!!
فروردین ۱۹, ۱۳۸۷
۱-این واعظان کین جلوه در مهراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند ان کار دیگر می کنند.
۲-شما که گزارشگر هستید بهتر است در مورد خانوم طرف مقابل ایشون هم تحقیق کنید ببیند چه جوری با ایشون آشنا شدن؟ و اینکه آیا ارتباطشون با ایشون از سر دوستی و علاقه بوده یا از سر تهدید و تطمیع و سو استفاده شیرازی از موقعیت دولتیشون؟ و یا این خانوم از سر ناچاری و حل مشکلات اقتصادیشون تن به این کار دادن؟
۳-بله اگه فقط ارتباط از سر دوستی خالص بوده من هم با شما موافق هستم که این یه مسئله شخصی و خانوادگیه و خودشون مسئول هستن و به دیگران ربطی نداره مگر شاکی خصوصی داشته باشن.موفق باشید
اردیبهشت ۱۷, ۱۳۸۸
به نام خدای ایران زمین
حالم بهم میخوره از مسلمانی و حرف مسلمانی در کشوری که دولت مسلمانش وطن رو به اسم مسلمانانی میکنه که ناموسش رو در بازراهای مکارهبرای شیوخ متولی حرمین شریفینش خرید و فروش میکنندوما غرق اوهام مدینه النبی و دموکراسی احمقانه ۱۴۰۰ سال پیش جاهلی هستیمودموکراسی که خوردن مال غیر مسلمان وتجاوز به غیر مسلمان و خرید و فروش غیر مسلمان رو جایز میدونست و اومد ما رو با این تفکر به زور به بهشتی که هر چقدر دلت بخواد بهت دختر و پسر برای سکس میدن ببره نثر مظلوم نمایانه شما رو در مورد یک خطاکار خوندم اینکه میگم خطا کار از دید همون اقای خطا کار و نحله فکری جمعی که ایشون بهش تعلق داره میگم وبا خودم فکر کردم که چقدر بایددلمون برای این جمع کباب بشه که ابروشون رو بردیم!آخی آخی
فکر نمیکنید که این خبر پراکنی و اس ام اس بازی و بلوتوث کردن همه برای فرو نشاندن آتش کینه باشه که از این دولت در دل مردم و خصوصا جوانها روشن شده؟
دیدگاه شما
وبلاگهای بروز شده قزوین
موضوعات
بایگانی
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
- اردیبهشت ۱۳۸۴
- فروردین ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۳
فروردین ۱۷, ۱۳۸۷