روشنگری به سبک سعید آقا علیخانی
یکشنبه, اسفند ۵م, ۱۳۸۶ | نقد
دوست عزیزم سعید آقا علیخانی نویسنده وبلاگ نون و القلم در نوشته اخیرش تحت عنوان «پوستین وارونه» با مطلبی که انصافا بدون توهین اما سراسر از عصبانیت و تحریف به نفع خود است به نقد وبلاگ من پرداخته است. ضمن اینکه از او متشکرم همانطور که قبلا قولش را داده بودم پاسخم به این نقد را آماده کرده ام که در ادامه میخوانید. ضمنا این تنها پاسخ من به نقدهای این چنینی است و ترجیح میدهم از این به بعد در صورت تکرار نقدهای مشابه این نقد، وقتم را صرف چیزهای با ارزشتری برای عموم کنم تا اینکه هر دفعه بشینم و با صرف کلی وقت به آنها پاسخ بدهم.
به تعبیر سعید آقا علیخانی من یک متخصص رایانه و او یک جامعه شناس است و هرکس در حوزه تخصص شخص دیگر دخالت کند نظراتش چندان حساب شده نیست. من اصلا چنین تصوری را حداقل از خودم ندارم که حرفم فصل الخطاب حتی در مورد دانش خودم باشد چه برسد به سایر موارد. من فقط نظرات شخصی خودم را در وبلاگم میدهم، نه خودم را متخصص رایانه میدانم و نه اظهار نظر دیگران در دانش خودم را سبک و بی ارزش میدانم. بارها شده است که از اظهار نظر و نقد یک فرد عامی در حوزه دانش خودم مطلب آموختهام.
ایشان از حمید مافی به عنوان شاهد و هم عقیده خود استفاده کرده اند. احتمالا او هم مثل من برداشت غلط از مطلب حمید مافی داشته است. اگر به قسمت نظرات همان مطلب من مراجعه کنید پیغامی از ایشان هست که منظور ایشان از «نگرانی از ضربه به وبلاگستان قزوین» ضربه از سوی مسئولین است نه از سوی سایر وبلاگهای به قول شما تخریبگر! البته من به محض اینکه متوجه شدم منظور حمید مافی این بوده است یک پینوشت به مطلبم اضافه کردم اما سعید علیخانی ظاهرا تمایل به خواندن نظر ایشان یا پی نوشت من نداشته است و همچنان آن تعبیر غلط را از نوشته ایشان (که با مزاج و افکار خودش بیشتر سازگار بوده است) در خودش حفظ کرده است. علاوه بر اینکه هنوز کسی نقد بی انصفانه سعید علیخانی از حمید مافی را در چند ماه پیش فراموش نکرده است.
سعید علیخانی در همین مطلب و مطلبی دیگر گفته است: «وبلاگ گریز با هیجانی غیر قابل وصف که بیشتر به ذوق زدگی «پدر از تولد فرزند» شباهت دارد این مسئله [وجود وبلاگهای انتخاباتی زنجیرهای] را مساله ای میمون و مبارک می داند.» این تحریف بعدی سعید آقا علیخانی از متن وبلاگ من به نفع خود است. خدا را شکر لینکی که به وبلاگ فصل بیداری دادم در همین صفحه موجود است که در زیر آن نوشتم وبلاگستان قزوین دارد دوران داغی را تجربه میکند. یعنی فعالیتهای دنیای مجازی زیاد شده است و هنوز مانده ام این تعبیر «میمون و مبارکی» را از کجای این توضیح برداشت کرده است. تنها موردی که نظر شخصی خودم را در مورد این دست وبلاگها گفتم شرنامه و آن هم فقط در مورد شماره اولش بود و در ۳ شماره اخیر باز هم خدا را شکر در توضیحاتش میبینید که چه مینویسم. من نمیدانم این کجایش به هیجان میماند!
البته یک احتمال دیگر هم میتوان داد و آن اینکه شاید منظور ایشان از هیجان، اشتیاق در لینک دادنم است که اگر اینطور باشد در همین مطلب توضیح خواهم داد که چرا لینک داده ام اما بسیار خوشحال هستم وقتی که برای اینکار صرف میکنم را از روی اشتیاق (و نه اجبار) انجام میدهم و فعالیتی را که در وبلاگستان قزوین در جریان است را منعکس میکنم بدون اینکه حتی انتظار تشکر از طرف کسی را هم داشته باشم. یک لحظه فکر کنید اگر وبلاگ من وجود نداشت خداوکیلی اصلا کسی از این جریان داغ تا این حد با خبر میشد آنقدر که در خود سعید علیخانی هم اثر بگذارد و نشریه تابانشان پر از اخبار وبلاگها بشود!
در بحث بعدی ایشان تعاریف رسمی از علم و دانش آورده است و بیان کرده است که وظیفه من انتشار دانش است نه علم. ببینید همانطور که خود ایشان هم اعتراف میکنند مطالب من فصلالخطاب نیست و هرکس میتواند نظر خودش را بگوید. خب حالا اگر من بگردم و فقط لینکها یا مطالب صحیح را جمع آوری کنم مطالب من فصلالخطاب میشود و دیگر اصلا نظر دهی در مورد مطالب من بی معنی میشود. ضمن اینکه باید دانش همه علوم را برای تشخیص درستی یا نادرستی یک مطلب داشته باشم تا مطلب یا لینکم کاملا درست باشد. اصلا چون علم انسان خطا پذیر است سایت یا وبلاگی که همه مطالبش به طور قطع درست باشد وجود ندارد. من به همین سه دلیل دقیقا با نظر ایشان مخالفم. وظیفه یک وبلاگ اصولا ارائه علم است و زحمت تحقیق و قبول یا رد مطالب آن بر عهده مخاطب است.
در بخش بعدی سعید آقا علیخانی وبلاگ من را در زمره سایتهایی نظیر بالاترین و Digg دانسته اند که کارشان لینک دهی است و گفته است وبلاگ من هم باید مثل آنها قانون داشته باشد. دقت کنید سایتهایی مثل بالاترین بصورت دست جمعی اداره میشود که نیازمند قانون است که همه افراد عضو از آن پیروی کنند. اصولا قانون وقتی مطرح است که با یک جامعه طرف هستیم. اما وقتی تنها یک نفر در گرداندن یک سایت شخصی خودش نقش دارد خودش تصمیم میگیرد که چکار کند و بخاطر همین این موضوع اصلا ربطی به جلوگیری از اظهار نظر افراد در مورد لینکها ندارد. بخاطر اینکه همانطور که گفتم وبلاگ کاملا شخصی است و به صورت گروهی و عضو پذیری اداره نمیشود تا هرکسی نظرش را بدهد و نیازمند داشتن قانون باشد.
در مورد سایتهایی مثل بالاترین که بصورت دست جمعی اداره میشوند و قانون همگانی دارند من هم مثل بقیه سعی میکنم در صورت فعالیت در آنجا قانون آنجا را رعایت کنم نه اینکه اسمم سعید آقاعلیخانی باشد و خودم را با اسم کذایی ساسان مقامی معرفی کنم!
علاوه بر همه اینها با چنین قیاسی باید هر وبلاگی که قسمت پیوندهای روزانه دارد (مثل وبلاگ خود ایشان) را در زمره چنین سایتهایی دانست. این قیاس کاملا غلط است. تنها فرقی که وبلاگ من با وبلاگهای دیگر دارد ازجهت قالب ظاهری است و آن این است که قسمت لینکدونی (یا همان پیوندهای روزانه) وبلاگ من جایش بین مطالبم است و از لحاظ ساختاری با وبلاگهای دیگر فرق نمیکند. یکبار هم توضیح دادم چرا استفاده از این قالب ظاهری بهتر از آن است که لینک ها در ستونی جداگانه قرار بگیرند.
در مورد سایت کانون وبلاگ نویسان باید بگویم این سایت به تنهایی توسط من اداره نمیشود. افراد گرداننده دارد که بنا بر نظر گروهی مطلب یا لینکی را در آن میگذارند. البته آن افراد هم هر چقدر که تعدادشان زیاد باشد تسلط به همه علوم ندارند که تشخیص بدهند مطالب یک وبلاگی کاملا درست است یا نه. همانطور که گفتم زحمت قبول و یا رد نهایی یک مطلب بر عهده خواننده است و نمیتوان او را مجبور کرد حتما یک مطلب را فصل الخطاب خود بداند.
در قسمتی دیگر تعریفی از جامعه توسعه یافته داشته اند و حرفی را از زبان من بیان کرده اند که “لینکهایم لازم توسعه جامعه است.”! و بعد کلی درباره این حرف ساختگی از طرف خودشان استدلال آورده اند. راستش را بخواهید من هر چقدر گشتم چیزی از کلمه «توسعه» در وبلاگم پیدا نکردم. من فقط حرف از «بزرگ شدن» جامعه زدم که به اذعان خود ایشان هم با توسعه یافتگی خیلی فرق دارد و دو مفهوم کاملا متفاوت است. نمیدانم کجای وبلاگ من را خوانده اند که برداشتی از توسعه و توسعه یافتگی داشته اند و بالاخره مثل همیشه باز هم در پایان آن سوال تکراری لینکدهی را مطرح کرده اند.
سعید آقا علیخانی از من پرسیده است که آیا مثلا نباید با یک گروه هکر به مبارزه پرداخت؟ جواب من این است که چرا! باید به مبارزه پرداخت اما نه با این شیوه که دستگیرشان کرد چون اصلا شناسایی همه آنها غیر ممکن است و این روش نتیجه بخش نیست. راهش این است که به جای پاک کردن صورت مسئله (که اصلا در اینجا پاک کردنش هم ممکن نیست) باید موارد امنیتی را در نرم افزار یا هرچیزی که مورد نفوذ آنها است تقویت کرد.
در بخش دیگر سعید آقا علیخانی از طرف من به این نتیجه رسیده است که بخاطر اینکه به وبلاگ شرخرنامه لینک داده ام و بخاطر تصویر پرنوی پست آخر آنها کار صحیحی است که به یک وبلاگ پرنو لینک داد! در این مورد هم من هر چه در لینکدونی ام گشتم لینکی ندیدم که به این وبلاگ داده باشم. اتفاقا این جزء وبلاگی بود که به من ایمیلهای زیادی از سوی گردانندگانش زده شد که در قسمت لینکدونی قرار بدهم اما هرگز اینکار را نکردم. احتمالا منظور ایشان در قسمت لینک های دوستان و آشنایان است که تعریف آن قسمت با لینکدونی کاملا متفاوت است و حتما شاهد هم بوده اند به محض اینکه متوجه پست آخر این وبلاگ شدم آن را حذف کردم. من نمیدانم چطور سعید آقاعلیخانی از چیزهای ندیده، دیده میسازد و چیزهایی که او و همه دیده اند را انکار میکند!
سعید آقا علیخانی از من پرسیده است شما به جز تعریف و تمجید از سایتهای تخریبگر در توضیح هر لینک، برای بالا بردن فرهنگ استفاده از اینترنت چکار کرده اید؟ مورد تعریف و تمجید در هر لینک که تحریف کامل وبلاگ من است و توضیحش را چند پاراگراف بالاتر دادم. اما در مورد فرهنگ سازی به نظر من اصولا فرهنگ سازی در درجه اول وظیفه دولت و از طریق آموزش و پرورش است و در درجه های بعدی هرکس باید در هر حوزه که دانش یا تخصصش را دارد فرهنگ سازی کند. من معتقد هستم فرهنگ سازی در همه زمینه ها باید وجود داشته باشد اما مخالف این دید هستم که هرکس باید در همه زمینه ها فرهنگ سازی کند. اتفاقا همین دید باعث شده است کسانیکه که کار اصلیشان فرهنگ سازی کم کاریشان را بتوانند راحت توجیه کنند. دانش اصلی من در زمینه برنامه نویسی است و همانطور که خودتان دیده اید موارد و راه حلهایی که به ارائه و انتشار بهتر مطالب توسط وبلاگها و سایتها میشود را بارها در این وبلاگ ارایه کرده ام. امیدوارم نیاز به دادن این توضیح نداشته باشم که فرهنگ سازی در برنامه نویسی یعنی چه چون آن وقت شما هم باید برنامه نویس باشید تا بتوانم منظور خودم را درباره اصلاح ساختارهای غلط و سنتی برنامه نویسی برای شما شرح دهم.
در بخش آخر سعید آقا علیخانی منظور من از اینکه «با نظرات بیل گیتس موافقم» را با برداشت شخصی و غلط خودش به سخره گرفته است و در ادامه خودش را به جای او گذاشته است و به او هم رحم نکرده است و با دیدگاه خود، برداشت شخصی و به نفع خود از سخنان او را هم بیان کرده است!
از همه اینها که بگذریم یک مشکل غیر جدی من با سعید علیخانی این است که ایشان تعصب فراوانی نسبت به محمد علیخانی و شیخ قدرت علیخانی دارند و تمام مثالهایش از وبلاگهای به زعم ایشان تخریبگر!! شامل وبلاگهایی است که به نوعی به نقادی یا تخریبگری!! علیه محمد علیخانی و شیخ قدرت میپردازند و اصلا به وبلاگهای تخریبگر!! دیگرکاری ندارند. البته این موضوع زیاد عجیب نیست به هر حال رابطه فامیلی چنین اقتضایی میکند ولی من اگر جای محمد علیخانی یا شیخ قدرت علیخانی بودم به داشتن چنین دامادی که آنقدر حافظ منافع پدر خانم و برادر خانمش در اینترنت است افتخار میکردم.
بلافاصله پس از انتشار نوشته سعید آقا علیخانی یک نفر دیگر یا خود ایشان نظری گذاشته است که: «سایت تابان به رغم خوشحالی برخی ها از دیروز به روز است کاش اشاره میکردی تا سایت گریز دایه عزیزتر از مادر نشود.» آیا این توهین نیست که سعید علیخانی ترجیح میدهد تا بیش از ۲۴ ساعت حذفش نکند و بعد این اواخر احتمالا از روی شرم یا توصیه عاقلتری حذفش کند؟ احتمال اینکه ایشان در طول این ۲۴ ساعت اصلا به اینترنت دسترسی نداشته است کاملا رد است چرا که آثار فعالیتهای او و نظر دهی در وبلاگ های دیگران در اینترنت حضور مستمر او را در این مدت میرساند و همه اینها علی رغم این موضوع است که قبلا گفته بوده است دیگر در هیچ وبلاگی نظر نمیدهد! البته جدای از اینها خیلی خوشحالم که لااقل با تلنگر من یا گافنا سایت تابان به خود آمده است اما حداقل دیگرانی که با روحیه من آشنا هستند میدانند که هدف من تا جایی که وقتم اجازه بدهد فقط کمک بوده است و خواهد بود.
در پایان باید بگویم نقد و درنهایت روشنگری به سبک سعید آقا علیخانی اینگونه است که آدم با نادیده گرفتن بسیاری از حقایقی که خودش هم دیده است تحریف و برداشتهای شخصی به نفع خود از تمام ماجراها را داشته باشد.
۳ نظر برای روشنگری به سبک سعید آقا علیخانی
ما برای اتصال آمده ایم، نی برای انفصال. هر دو در اشتباهید… محمد
اسفند ۶, ۱۳۸۶
پس با این حساب که اصولا انسان خطا پذیر است تعداد اشتباه کنندگان با حساب شما شدیم ۳ تا ![]()
از توجه شما و لینک متشکرم
دیدگاه شما
وبلاگهای بروز شده قزوین
موضوعات
بایگانی
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
- اردیبهشت ۱۳۸۴
- فروردین ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۳
اسفند ۶, ۱۳۸۶