بایگانی مربوط به بهمن, ۱۳۸۶

دوشنبه, بهمن ۲۹م, ۱۳۸۶ | وبلاگستان | بدون نظر

آقا من شدیدا دارم با این برنامه ای که برای لینک های دوستان و آشنایان نوشتم حال می‌کنم! نوشتن و تست برنامه اش ۵-۶ ساعت زمان برد ولی حالا دارد عین گربه کار می‌کند! هر وبلاگی که آپدیت بشود حداکثر تا یکی دو ساعت بعدش با عنوان مطلب جدیدش می‌آید بالای لیست.

برای ساخت این برنامه مجبور شدم برای وبلاگهایی که کار طراحیشان با من بوده است (محمد خیرخواه، احد چگینی، حسین علیجانی، رحیم سرکار، محمدرضا حیدری نژاد) خروجی RSS هم بسازم که با مراجعه به آخر وبلاگشان و اضافه rss.php از این به بعد آنها هم خروجی RSS دارند.

یک توضیح اضافی هم بدهم در مورد وبلاگهایی که در لیست قبلی بودند ولی حالا اینجا نیستند که آنها هم به محض آپدیت کردن وبلاگشان اتوماتیک در لیست جدید قرار می‌گیرند.

حل مشکل لینک‌های دوستان و آشنایان

پنجشنبه, بهمن ۲۵م, ۱۳۸۶ | وبلاگستان | ۳ نظر

همانطور که این چند روزه متوجه شده بودید دیگر این بلاگرولینگ حسابی شورش را در آورده بود و وبلاگهای بروز شده را بصورت همان ناقص قبلی هم نشان نمی‌داد. با این گند بلاگرولینگ بالاخره امروز دست به کار شدم و بعد از کلی تحقیق و با مشقت فراوان نسخه جدید از وبلاگهای دوستان و آشنایان را همانطور که در این بقل می‌بینید برنامه نویسی و آماده کردم.

در نسخه جدید بجای بلاگرولینگ از گوگل ریدر استفاده کردم که هر وبلاگی که بروز می‌شود می‌آوردش بالای لیست و علاوه بر آن عنوان مطلبی که طرف در پست جدیدش نوشته را هم نشان می‌دهد. سیستم مذکور ان شاء الله به هیچ عنوان اشتباه نمی‌کند و نباید وبلاگی را جا بیندازد.

تنها چند نکته هست که باید بگویم. اول اینکه اگر وبلاگی (مثل حادثه آنلاین) چند بار پشت سر هم بروز شود فقط یک پستش را نشان می‌دهد که اسم آن وبلاگ چند بار پشت سرهم تکرار نشود. دوم اینکه حداکثر حدود نیم ساعت طول می‌کشد تا سیستم بفهمد یک وبلاگ بروز شده است. بنابراین اگر وبلاگتان بروز شد و آمدید دیدید هنوز بالای لیست نیستید نیم ساعت بعد مراجعه کنید. سوم اینکه در این لیست ۵۰ وبلاگ بروز شده نمایش داده می‌شود و اگر وبلاگی بعد از مدتی بروز نشود خود به خود در لیست نمایش داده نمی‌شود. چهارم اینکه ترتیبی که الان می‌بیند درست نیست و ۲-۳ روز طول می‌کشد تا تعدادی وبلاگ بروز شوند و سیستم ترتیب خودش را بدست بیاورد.

شما که برای انتقال هر نظر، انتقاد، پیشنهاد و تشکر ترجیح می‌دهید از تلفن استفاده کنید اینبار هم اگر نظری داشتید با خیال راحت تلفن بزنید و نظرتان را بگویید!

جمعه, بهمن ۱۹م, ۱۳۸۶ | عکس | ۴ نظر

قبری به نام من در قبرستان قزوین
عکس از: امیر صالحی

تغییر نگاه به محمد علیخانی و پدرش

چهارشنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۶ | نقد | بدون نظر

این روزها مدام پیام‌هایی دریافت می‌کنم که با محمد علیخانی درافتادی و رابطه ات با او به خصومت گراییده است و نظراتت نسبت به او تغییر کرده است و چه و چه. همین جا رسما به تمام کسانیکه این نظر دارند و یا از این وضعیت خوشحال می‌شوند اعلام می‌کنم که اصلا چنین چیزی نیست و خوشحالی آنها بیهوده است! من نه طرفدار محمد علیخانی و پدرش هستم و نه دشمن او. تمام مطالب و لینک‌هایی هم که در ارتباط با او تا کنون نوشتم هم در تایید او بوده است و هم در نقد او. حتی شاید اگر تعداد این دو نوع لینک و مطلب را با هم جمع کنید به تعداد برابری برسید. واقعیت این است که من هم مثل خیلی‌های دیگر طرفدار بعضی از نظرات و کارهای محمد علیخانی هستم و منتقد برخی کارهای دیگر او و خصوصا پدرش.

در مورد این احساس بوجود آمده در پیام دهندگان، تنها احتمال می‌دهم چند لینک اخیر باعث بوجود آمدن چنین حسی شده است که در مورد آنها هم باید بگویم که اولا تمام مطالبی که من به آنها لینک می‌دهم ممکن است درست نباشد و یک مطلب حتی حاوی مطالب توهین آمیز هم باشد اما قطعا مطالبی که به آنها لینک می‌دهم حاوی مطالب و نقدهای درستی هم هست. دوما من لینکهایم را تحت فشار هیچکسی نمی‌گذارم و به این ترتیب حذف هم نمی‌کنم. تمام لینکهایم با نظر شخص خودم گذاشته می‌شود و البته اگر انتقادی نسبت به آنها دارید می‌توانید مطالب آنها را برای خودتان نقد و بررسی کنید و بعد تصمیم بگیرید که بپذیرید یا نپذیرید. حتی می‌توانید بررسی و نقدتان را یکجا بنویسید که دیگران هم بخوانند. سوما اگر کمی به قبل تر برگردید و محدوده قضاوتتان را در مورد مطالب و لینکها من بیشتر کنید لینک‌هایی را که در تحسین بعضی از کارهای محمد علیخانی گذاشتم هم خواهید دید. بخصوص که همین چند وقت پیش در مطلبی با عنوان «کاندیداها و همخویی آنها با دنیای مجازی» بطور غیر مستقیم حضور او را در دنیای مجازی تحسین کردم و چندی قبل تر هم در برنامه تلویزیونی مستقیما از او تعریف کردم.

در مورد علت زیاد بودن تعداد لینکهای من درباره او هم همانطور که خودتان می‌بینید مدت زیادی است که مطالب درباره او و پدرش در اینترنت واقعا زیاد شده است و اگر مطلبی در مورد شخص دیگری هم بود که او هم با قزوین ارتباط داشت قطعا به آن هم لینک می‌دادم.

خلاصه دست آخر برایتان بگویم که هیچ تغییری در نظرات من نسبت به محمد علیخانی و پدرش ایجاد نشده است و البته از او هم به عنوان کسی که فرهنگ استفاده از جریان آزادانه اطلاعات دارد و هم تحمل نقد‌ها و لینک‌های رادیکال و بی رحمانه من و دیگران را دارد صمیمانه سپاسگذارم.

بخاطر خمینی، نه کورش و داریوش

شنبه, بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ | دسته‌بندی نشده | بدون نظر

روح اله خمینی برای من یک قهرمان است. او نخستین مسلمانی است که جرات داشته است تفکر خودش را از قدرتی که در آن زندگی می‌کند بیرون ببیند و تعریف و برداشت خودش را از دنیای بیرون به دنیای درون ارایه بدهد. این اندیشه بزرگترین دلیلی است که توانسته است حکومی را معماری کند که هم جمهوری باشد و هم اسلامی، و حداقل برای ۲۹ سال دوام آورده است. حکومتی که توانسته است آرام آرام نه تنها مشروعیت و کارایی داخلی‌اش را «مستقلانه» بالا ببرد، بلکه بیش از همیشه سلطه‌ی قدرت ها را در منطقه‌ی دور و برش به چالش بگیرد.

خمینی برای من یک قهرمان است و دنیا هنوز زود است که قهرمانی او را بفهمد. بخصوص که آن قدرت های حرامزاده تصویر او را به عنوان رهبر بی‌مانندترین حرکت سیاسی ‌ در جهان، بخاطر بعضی ماجراها (مثل حکم سلمان رشدی) به شکلی ناجوانمردانه مخدوش کرده اند و هنوز خیلی سخت است کسی او را از پس این پرده‌ی کلفت رسانه‌ای ببیند. بی تردید ۲۰، ۳۰ سال دیگر وقتی دنیا از تسلط قدرتهای آمریکا و جیره خوارهایش بیرون بیاید، خمینی را به عنوان یک قهرمان بی‌رقیب با آن تفکر بی نظیرش خواهند پذیرفت.

خمینی نخستین مرجعی است که بی‌باکانه استدلال می‌کند اصولا شاهنشاهی به عنوان یک سیستم حکومتی، نه تنها ناعدلانه و غیر انسانی است، بلکه اصولا حرام است. شنیدن این حرف الان ساده است، ولی فکرش را بکنید که با این حرف خمینی چطور سنت هزاران ساله‌ی استبداد را شکسته است. بعدا هم می‌بینید که پس از چند سال همین استدلال شجاعانه که روزی به خودکشی سیاسی می‌مانست باعث شد جریان ضد شاه که دهه‌ها بود فقط برای زنده ماندن زور می‌زد با آمدن هزاران هزار جوان مذهبی که تحت تاثیر شیعه‌ی خمینیستی تبدیل به سخت‌ترین نیروهای ضد استبداد شده بودند جانی تازه بگیرد.

خیلی احمقانه‌ است اگر آدم مبارزه‌ی بیست ساله‌ی خمینی را تقلیل دهد به تلاش او برای نمازخوان و روزه‌گیر و چادربه سر کردن مردم ایران. هرچند که گروهی همین الانش هم دارند اینکار را می‌کنند و از درون، اندیشه ناب او را مخدوش می‌کنند.

برای فهمیدن ارزش بیشتر خمینی باید ببینیم او چه می‌توانست بکند و نکرد. خمینی در سالهای اول با مقبولیت بی‌خدشه‌ای که داشت هر کاری می‌‌خواست می‌توانست بکند و ایران به هر طرفی که می‌‌خواست می‌توانست بکشد هیچ کس جرات و توان مقابله با آن را نمی‌یافت. او اگر می‌خواست می‌توانست ایران را به سمت عربستان پیش‌ببرد. می‌توانست هرگز تمایلی به قانون اساسی نشان ندهد، هرگز اهمیتی به مجلس و انتخابات و رای مردم ندهد، هرگز نهضتی برای افزایش باسوادان شروع نکند، هرگز حرف از مستضعفین و فقرا و عدالت اجتماعی و فاصله‌ی طبقاتی نزند وهرگز سینما و تلویزیون و رادیو را (که تندروهای آن زمان اصولا حرام می‌دانستند) به رسمیت نشاسد.

باید چشمها را باز کرد و دید که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که در آن انقلابی چنین بزرگ با رهبری مردی چنین بزرگ رخ داده است. من به این افتخار می‌کنم. شما هم اگر پیش‌داوری‌های منفی ذهنی را کنار بگذارید و کمی ایران را از بیرون و در مقیاسی تاریخی نگاه کنید، مثل من به ایرانی بودنتان، نه بخاطر کوروش، بلکه بخاطر خمینی افتخار خواهید کرد.

* با برداشت آزاد از وبلاگ حسین درخشان و تاریخ انقلاب

وبلاگهای بروز شده

جستجو