بایگانی مربوط به آبان, ۱۳۸۶
ضرر؛ بیشترین نتیجه لطف اجباری
شنبه, آبان ۱۹م, ۱۳۸۶ | دستهبندی نشده | ۳ نظر
داشتم نقدم را بر حمید مافی تکمیل میکردم. تیترش را از قبل انتخاب کرده بودم: «دنیای سیاه سیاه حمید مافی». که متوجه شدم در این پاییز لعنتی که به جای برگ دائم قلم میریزد به جای نقد باردیگر باید مرثیه ای بر وبلاگ و قلمیدیگر خواند. اینبار میخواستم تک تک کسانی را که این قلم را وادار به توقف کرده بودند نام ببرم. کسانی با آن افکار احمقانه که معتقدند برای خودش این کار را کرده اند! اما دیدم بیشتر از آنها خودش مقصر است که تن به آنهمه اعتقادات آنها داده است.
صراحتا میگویم اکثر حرفهایی که حمید مافی در وبلاگش در مورد توقفش نوشته است دروغ است. او نویسنده ای تواناست که به این زودیها از نوشتن کم نمیآورد به شرطی که بگذارند بنویسد؛ آنقدر غیر مستقیم بر او نتازند و به جای اینکه از روی ترس یا هرچیز دیگر به فکر او باشند بیشتر به فکر خودشان باشند. این مشکلی است که خود من هم بارها و بارها از آن ابتدا با آن روبرو بودم تا اینکه چند بار مستقیم در خود وبلاگم نوشتم که به من غیرمستقیم دستور(نه پیشنهاد) ندهید چه بنویسم چه ننویسم. این وبلاگ شخصی من است. نمیدانم این عادت مسخره تا کی میخواهد ادامه پیدا کند که برای وبلاگ دیگران تعیین تکلیف قائل شویم انگار که اصلا وبلاگ خودمان است! جالب است که به خاطر عقاید و افکار خودمان فکر هم میکنیم که حتی در حق خودش و دیگران لطف هم کرده ایم و خودشان نمیدانند!! انگار که خود شخص از اوضاع خودش آگاه نیست و نمیتواند فکر کند! مطمئن باشید هرکس خودش از هرکس دیگر بیشتر بر اوضاع خودش و اطرافش آگاه است و نیاز به لطف اجباری، تصمیم گیری و اصرار من و شما در موردش ندارد. اینکار مثل همان برخوردی است که با روزنامه ها انجام میشود و قاضی مرتضوی های وبلاگها علیرغم دم از روشنفکری و آزادی بیان، همان طرز تفکر برخورد با اندیشه ها را بدون اینکه متوجه باشند به نوعی دیگر پیاده میکنند. اجازه بدهید فضای نوشتن باز باشد، محو صدا نکنیم و کسی در کار کسی دخالت نکند تا اینچنین مثل امروز آثار سوئش به چشم من و شما نشیند.
حمید مافی رفت در زمانیکه به انتخابات نزدیک میشویم و همه ما به نوشتن او، تحلیل های او و اطلاع رسانی اش نیاز داشتیم. فقط میتوانم بگویم تنها امیدم به آن تیترش است که نوشته «تا سلامی دوباره» و منتظر سلام دوباره او خیلی زود هستم.
موضوعات
بایگانی
- اسفند ۱۳۹۰
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- مرداد ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- دی ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
- اردیبهشت ۱۳۸۶
- فروردین ۱۳۸۶
- اسفند ۱۳۸۵
- مرداد ۱۳۸۴
- تیر ۱۳۸۴
- اردیبهشت ۱۳۸۴
- فروردین ۱۳۸۴
- مرداد ۱۳۸۳