بایگانی مربوط به اردیبهشت, ۱۳۸۶

دوشنبه, اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۶ | دسته‌بندی نشده | بدون نظر

اینکه می بینید وبلاگم را به روز نمی کنم علتش این است که بر اثر زیاد کارکردن با موس و کیبورد به شدت دچار دست درد شده‌ام و نمی توانم چیز زیادی تایپ کنم. فعلا به لینکها بسنده کنید تا بهتر شوم.

بیوفای باوفا

یکشنبه, اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۶ | دسته‌بندی نشده | ۲۸ نظر

یِهُو وِل کَردی مَنَه رفتی دویدی باوفا
نَمدانَم چُو شُد زِ مَن یِهو بُریدی باوفا
یه دَفَه از بامِ من جَلدی پریدی باوفا
نَمدانَم بِهِت کی گُفتَس که منِ رسوا بَدَم
رفتی و عشق دِیَه تو برگزیدی باوفا
نَمدانَم چو شد که یه نامَم ندادی تو مَنَه
راستی یه نامه بده ببینم چی دیدی باوفا
مَگَه من غیر وفا با تو چه کردم عزیزم
گیساتَه خواستم بگیرم تو کَشیدی با وفا
آمدم ماچِت کنم چَک تو خواباندی تو گوشِم
آبرومَه رختی تو مردم با پَلیدی با وفا
من، ندارم اما آبرو که دارم تو زندگی
من مثل ذغال ممانَم تو سفیدی باوفا
مِدانَم جور نَمیام من با تو تو کجا و من
خوب پروار شدی بسکی چَریدی باوفا
دور چرخیدِش تو رفتی اون بالا من این پائین
نمدانستم که بالام ندید بدیدی باوفا
آخرش جواب رسواره تو اینجوری دادی
 
 
کتاب شیره چفته - رسوای قزوینی
 

جستجو