سیر تحول زندگی کودکان، از همراهی فیزیکی تا همراهی فکری با بزرگسالان

شنبه, مرداد ۹م, ۱۳۸۹ | زندگی | بدون نظر

کودکان امروز متحول شده اند. اگر شما هم برخوردهایی با کودکان این دوره زمانه داشته باشید متوجه می‌شوید که سطح معلومات آنها بسیار بالا رفته است. این دگرگونی بدلیل شرایط اجتماعی است که برای آنها ایجاد شده است. سطح فرهنگ و جو جامعه پیرامون آنها بسیار رشد کرده و این رشد آنها را هم با خود همراه کرده است.

دوران کودکی بزرگسالان امروز بیشتر در کسب و کار می‌گذشت. اکثر آنها جزء کودکان کار زمان خود بشمار می‌رفتند و کمکی برای امرار معاش خانواده خود بودند. خیلی از آنها با گذراندن دوران کوتاهی از تحصیل آنرا رها می‌کردند. دوران کودکی ما با بازی با هم سن و سالان خود در حیاط و کوچه سپری می‌شد. آن زمان ما از دوران و جریانات امور بزرگسالان خود بی خبر بودیم و حتی از واژه ازدواج خجل زده می‌شدیم! کودکان امروز اما متفاوت شده‌اند. آنها نام بسیاری از سیاستمداران و جریانهای سیاسی را می‌دانند. از امور مربوط به بزرگسالان خود باخبرند و در آن اظهار نظر می‌کنند.

این سیر طبیعی دوران کودکان نشان می‌دهد که در دوره ای آنها همراه با بزرگسالان خود همراهی فیزیکی داشته اند. در دوره ای هیچگونه همراهی ای نداشته اند و در دوره کنونی همراهی تئوری و فکری پیدا کرده اند. این تحول بواسطه نوع زندگی آنها در آپارتمانها، مهدکودکها و ارتباط با رسانه ها ایجاد شده است. کودکان امروز اگرچه آینده سازان فردا هستند و این نوع آگاهی فکری آنها در موفقیت آینده آنها موثر است اما به نظر می‌رسد این نوع خودآگاهی غیر ارادی موجب بروز آسیب دیگری یعنی دوری ماندن از دوران کوکی و همراهی با دوران بزرگسالان خود شده است. تجربه دوران کودکی و خاطرات خوش آن برای ما که آنرا تجربه کرده ایم شیرین تر از آن بوده که بخواهیم از همان زمان مشغول دغدغه های بزرگسالان خود شویم.

پیش بینی آینده دشوار است و هنوز نمی‌دانیم کودکان آن دوره چگونه خواهند بود. آیا به دوران کودکی خود باز خواهند گشت یا در مغاربت با بزرگسالی خواهد بود. به هر شکل اما باید به یاد داشت که نزدیکی فکری آنها با بزرگسالی در دوران کنونی، موجب شکل گیری روح آینده آنها خواهد شد و این شکل گیری و پرورش اگر دارای ابعاد منفی و ناامیدی باشد بزرگسالی آنها را در خطر خواهد انداخت. ویدئوی زیر نمونه ای از این نوع کودکان است که اگرچه به زبان و لهجه شیرینی بیان شده است اما تهدید مهمی را برای آینده آنها به ما گوشزد می‌کند.

لینکدونی 
خسارت و تخلف 600 میلیون تومانی برای احداث یک خیابان در قزوین
رتبه بیست و چهارم برای صدا و سیمای قزوین
عامل تجاوز به یک زن در قزوين اعدام شد
علیخانی: محصولات کشاورزان قزوینی در حال از بین رفتن است
معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد 600 نشریه را به تخریب دولت احمدی نژاد متهم کرد
قطعی دوباره اینترنت در قزوین
افزایش ظرفیت نقدپذیری از وبلاگستان قزوین ضروری است؛ محمد تاج احمدی
به موضوع بسیار مهمی اشاره کرده است. مگر ما به جز اصلاح روشها و پیشرفت فعالیتها چه چیزی می خواهیم؟ قدم اول هم برای نیل به این هدف کنار گذاشتن توهم غرض ورزی است. یعنی این تفکر که یک وبلاگ نویس، یک نقد کننده و یک نویسنده از نوشتنش به دنبال منافعی است یا دستهای پشت پرده ای در کار است باید کلا کنار گذاشته شود. قدم بعدی نیز بررسی انتقادات جامعه رسانه ای و وبلاگستان و بکار بردن آنهاست.
مدير‌ صنايع استان قزوين: نگران تعطيلي واحدهاي صنعتي نباشيد، روزی باید تعطیل شوند!
بالاخره تفکر و استدلالی که موجب عدم اهمیت به صنایع استان می شود مشخص شد.
هزینه برای کارهای آبکی فرهنگی!
علیخانی: آرزو می‌کنم احمدی‌نژاد آرزوی بزرگ‌تری مثل جنگ نداشته باشد
اداره پست تهران خواستار انتقال کارمندانش به قزوین شد
کوری
پوستری از محمد رازقی
وجه تشابه مخابرات و منافقان
مطبوعات قزوين براي ترويج گفتمان اصولگرايي تلاش كنند
تحول بزرگی در عرصه رسانه های قزوین رخ می دهد
گفتگوی حسن شکیب زاده با من
بحران در صدا و سیمای قزوین
صدا و سیمای قزوین از افکار جمعی استفاده کند
نظرسنجی: کدام نهاد سنگ کف خیابان شهدا (سپه) را حفاری خواهد کرد؟
وبلاگ تازه تاسیس «نقد قزوین» که با سبک نوشتاری متفاوت و سوژه های جالب توجه به مسائل قزوین می پردازد نظر سنجی بسیار جالب و هوشمندانه ای برگزار کرده است: پس از آماده شدن سنگ فرش خیابان شهدا (سپه)، اولین نهادی که آنرا حفاری خواهد کرد کدام است؟ :)
تقاطع نادري پس از جابه‌جايي تأسيسات اجرايي مي‌شود
احداث پل در تقاطع خیابان نادری بدلیل عدم آگاهی و پیش بینی از وجود لوله های آب در زیرزمین متوقف شد.
دستگاه‌هاي اجرايي موظف به انتقال 40 درصد کارکنان خود از تهران به شهرهای دیگر ‌شدند
در سوگ ویکی‌پدیا
ویکی پدیا فیلتر شد.

دیدار با نصور نقی پور، فعال بازداشت شده حقوق بشر

یکشنبه, مرداد ۳م, ۱۳۸۹ | سیاست | بدون نظر

امروز دیداری سه ساعته با نصور نقی پور داشتم. وبلاگ نویس فعال قزوینی در حوزه سایبر و حقوق بشر که اسفند ماه سال ۱۳۸۸ در قزوین بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شد. ۴ ماه بازداشت را تحمل کرد و دو هفته پیش با قرار وثیقه آزاد شد.

راستش وقتی او را دیدم باورم نمی‌شد که دیدمش! پرسیدم چرا اینطور شد؟ گفت نمی‌دانم چرا این آوار روی سرم خراب شد! توضیحاتی از شرایط زندان و چگونگی دستگیری اش خواستم. خلاصه اش این بود که او را به عنوان مدیریت فنی یک سایت حقوق بشر شناسایی و شبانه از تهران به منزلش مراجعه می‌کنند. بازداشتش می‌کنند و به همراه کامپیوتر، سی دی ها و … او را به زندان اوین منتقل می‌کنند. یک ماه و نیم را در انفرادی می‌گذارند و در این مدت مورد بازجویی در مورد مسائل فنی آن سایت و برخی فعالیتهایش در حوزه سایبر قرار می‌گیرد. روزها فقط به مدت ۱۵ دقیقه با چشم بسته حق استفاده از فضای آزاد را داشته است. البته رفتار بازجوها در همه مدت این ۴ ماه با او بسیار خوب و مسالمت آمیز بوده است. در سلولش به جز ۳ پتو برای خواب چیز دیگری نداشته است! دوران تنهایی و انزوای شدید روحی را سپری کرده است که فکر نمی‌کنم شخصا تاب تحمل آن را داشته باشم.  پس از یک ماه و نیم انفرادی بحث ها و بازجویی ها با او جنبه چالشی پیدا می‌کند و البته به هیچ وجه اصرار بر قانع کردن او نبوده است. البته حالا شرایط او هم فرق می‌کرده و با یک زندانی حقوق بشری دیگر در یک سوئیت به سر می‌برده است. پس از سپری کردن این مدت یکروز به او گفته اند وسایلش را جمع کند و می‌تواند برود!

البته این تمام ماجرا نبوده است. حالا هم باید در انتظار حکم دادگاه باشد که احتمالا مدت دیگری هم زندانی در انتظارش است. می‌گفت شرایطی را که تجربه کرده او را امیدوار به بهبود شرایط فکری کنشگران اجتماعی و وضعیت امنیتی بخصوص زندانیان سیاسی کرده است. اما به هر حال زندان و تحملش واقعا سخت و کشنده است به طوریکه حتی چهره نزدیکترین افراد مثل پدر و مادر را هم فراموش کرده بوده است و این دوران را یک دالان تجربه ساز و بازنگرانه به گذشته خویش و وضعیت سیاسی روز جامعه می دانست. می‌گفت انعکاس های بیرون زندانی شدن او در سطح رسانه ها دائم به اطلاعش می‌رسید. دیوار نوشته های حسین درخشان را روی دیوارهای زندان دیده است که از امید و صبر سخن گفته است.

گفت که بعد از آزادی تقاضاهای مصاحبه و پناهندگی زیادی داشته است اما هیچ یک را قبول نکرده است. از او خواستم در مصاحبه پادکستی شرکت کند تا اینها را با صدای خودش منتشر کنم. قول مساعد داد که در آینده اینکار را بکند اما فعلا دغدغه اش کار و زندگی و تحصیل است که بدلیل شرایط بوجود آمده، محدودیت های فراوانی برایش ایجاد شده است.

افکار نصور با گذشته فرق نکرده بود و کماکان دغدغه آزادی، عدالت و معنویت را داشت. قاطعانه باید بگویم که با پشت سر گذاشتن شرایط سخت گذشته و شرایط مبهم پیش رو همچنان روحیه امید، زندگی و نزدیکی در او موج می‌زد. او یک واقعیت مستند و الگوی بی‌نظیر برای همه آنهایی است که زندگی و جامعه را تیره و تار از آنچه که هست می‌بییند.

دماسنج

  • » از هفته آینده در یکی از دانشگاه‌های قزوین تدریس خواهم داشت. البته با توجه به اینکه هنوز در ترم اول کاردانی به کارشناسی هستم مشکل مدرک داشتم اما با ارائه سوابقم موضوع حل شد. فکر می کنم بتوانم جریانات جالب توجهی از آنجا را هم منعکس کنم.

  • » داشتم گفتگوی رئیس صدای قزوین با مجری (حسین علیجانی) را می دیدم که مدیر صدا و سیما خیلی جدی به مجری گفت: یکی از علل جذب مخاطبان ما، وجود مجریان خوشگل و خوش تیپی مثل شماست!!

  • » اون قدیما یه کارتون بود به اسم چوبین که توش یه جغد بود از درخت می افتاد و می گفت: «یـــــه خبــــــــر بــــــــــد!» حالا در زمان امتحانات پایان ترم، زندگی منم پر از این جغدا شده. البته امروز فهمیدم چوبین مادر هم داشته که هیچوقت به ما نشونش ندادن. اینجا ببینید.

  • » تو هم درگیر تشویشی مثل حالی که من دارم / برای دیدنت امشب تمام سال بیدارم ...

  • » امروز بعد از ظهر به دعوت حجت الاسلام صادقی نیارکی، دادستان کل استان قزوین به نزد ایشان رفتم. وقتی وارد اتاقش شدم در حال خواندن وبلاگم بود. بعد متوجه شدم آن را در Favorite ها یعنی سایتهایی که مرتب بازدید می شوند قرار داده است. بر خلاف آنچه تصور می کردم و شنیده بودم روحیه نرم و خوش خویی (حداقل در برابر من) داشت. به گرمی استقبال کرد و نزدیک به یک ساعت در مورد سایتها و وبلاگها صحبت کردیم. البته من هم در این میان از فرصت استفاده کردم و سوالاتم را در مورد بازداشت رئیسیان، دلیل عدم اطلاع رسانی در مورد قتل های زنجیره ای دور دوم، میزان جرایم اینترنتی در قزوین و ... پرسیدم. وی از جمله معدود مدیرانی بود که بسیار اهل اینترنت بود و آشنایی خوب و روشنفکرانه ای با آن داشت.

  • » در آستانه امتحانات پایان ترم، برای نخستین بار در کلاس درس آمار و احتمالات شرکت کردم! استاد پس از کلاس گفت: «مطمئنم تو حتی یک کلمه از چیزی که درس می دادم را هم نفهمیدی!» درست می گفت. درسهای دانشگاه خیلی بی ربط به رشته تحصیلی ام است و من که در بسیاری از آنها غایب بودم اوضاع افتضاحی دارم. فکر می کنم پایان این ترم باید منتظر یک فاجعه به یادماندنی باشم!

  • » بخشی در سایت آیت الله هاشمی رفسنجانی وجود دارد که به بازخوانی فعالیتهای ایشان در گذشته می پردازد. معمولا تیم محتوایی سایت برای مطالب این بخش حساسیت فوق العاده ای به خرج می دهند و تمام جوانب آنرا می سنجند. اخیرا در این بخش 2 نامه آیت الله هاشمی به امام منتشر شده است. نکته جالب این است که ادبیات این نامه ها شبیه همان نامه ای است که پارسال ایشان به رهبر انقلاب نوشتند. همه این سه نامه بدون سلام آغاز می‌شود و صریحا به مشکل مملکت می پردازد. حالا هم سایتهای مخالف ایشان به موضع گیری در قبال آن 2 نامه پرداخته اند و این دقیقا بخشی از هدف مورد نظر یعنی نشان دادن عدم تغییر ادبیات اصلاح خواهانه ایشان طی این سالها است.

  • » زهرا، یکی از خوانندگان وبلاگ در واکنش به پست قبلی قسمت دماسنج برایم نوشته جالب توجهی فرستاده است: سلام / چون شما در قسمت دماسنج یک طرفه به قاضی می رید و بازدیدکنندگان نمی تونند هیچ نظری بدن من مجبور شدم این نظر را بفرستم/ این سوال براتون پیش اومده که چرا اکثر مغازه دارها یک کارگر ساده می خواند / جواب خیلی ساده است چون هر ترم داره دانشگاه دانشجویان بی سواد بیشتری رو به بازار وارد می کنه و این مغازه دارها دارند به قشر بی سواد اعتماد به نفس می دهند که نگران نباشید کار همیشه هست!

  • » هنوز دلیلش را پیدا نکرده ام که چرا روی شیشه اکثر رستورانها، اغذیه فروشیها و کافی شاپها یک آگهی ثابت برای همیشه وجود دارد: «به یک کارگر ساده نیازمندیم»!

  • » امروز پس از مدتها یکی از دوستان روحانی را در خیابان دیدم. بلافاصله ازم پرسید: «ازدواج کرده ای؟» گفتم: «نه حاج آقا! هنوز باکره ام» بدون تامل و ناخودآگاه جمله آخر من را خیلی بلند تکرار کرد: «هنوز باکره‌ای؟!» چهره مردمی که نگاهشان به سمت ما چرخید دیدنی بود.

  • » اگر دقت کرده باشید مدتی است تصاویر هدر بالای این وبلاگ داستان خاصی را دنبال می کند: آماده باش نظامیان، مقامت در برابر مردم، کشتار مردم از هوا و زمین، سوگواری، بخاک سپاری و مراسم یادمان کشته شدگان.

  • » امروز از صدا و سیمای محلی قزوین، برای ضبط یک برنامه تلویزیونی درباره برنامه های شبکه قزوین به نزدم آمدند. حدود 45 دقیقه سعی کردم با رویکرد انتقادی درباره ضعف های شبکه قزوین صحبت کنم البته نمی دانم پخش بشود یا نه.

  • » مراسم هفتم پدر حمیده شفیعی‌ها با سخنرانی حجت الاسلام سید محمد حسن ابوترابی (نماینده قزوین در مجلس)، یکشنبه ساعت 4:30 تا 6 بعد از ظهر مسجد محمد رسول الله.

  • » برای نخستین بار در کشور نمایشگاه آثار شهدا در محوطه کاخ چهلستون قزوین برپا شده است. بازدید از این نمایشگاه زمان زیادی نمی‌برد اما تاثیری می‌گذارد که ممکن است تا کنون تجربه نکرده باشید. فقط دقت کنید که اصل نمایشگاه در داخل خود کاخ برقرار شده است.

  • » پدر حمیده شفیعی ها پس از تحمل مدت طولانی عارضه تنفسی به لقاء الله پیوست. برای پدرش آرزوی رحمت الهی و برای خودش همانگونه که در عکاسی هم اینگونه بود آرزوی صبر و استقامت دارم.

  • » امروز به نمایندگی از دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی برای حل یک مشکل فنی دامنه سایت ایشان به پژوهشگاه دانشهای بنیادی (مرکز ثبت دامنه های .ir) در نیاوران مراجعه نمودم. یک باغ بود با دو اتاق ویلایی وسط آن و 4 نفر که با چشم‌انداز پنجره ای بسیار عالی در حال انجام امور مشتریان که آنهم اکثرا بصورت غیرحضوری انجام می‌شود بودند. گفتم شرایط کار بعضیها رو ببین و بعضی دیگر که در یک چهاردیواری در میان انواع سر و صدا و تنشهای روحی و روانی باید یک برنامه عالی هم بنویسند!

  • » کنسرت موسیقی کلاسیک با حضور صمیمی و گرم وبلاگ نویسان برگزار شد. به امید دیدار مجدد در مراسمهای بعدی.

  • » و از نمونه های بدبختی سیستم آموزشی ما این است که برخی همکلاسی های من پس از حداقل 2 سال تحصیل در رشته کامپیوتر هنوز نمی دانند وبلاگ چیست!

  • » یکی از وبلاگ نویسان استان قزوین اما خارج از شهر قزوین برایم پیامی فرستاده است که چرا اکثر تمرکزت روی شهر قزوین است و به مسائل ما که خارج از شهر قزوین و داخل همین استان هستیم توجه نمی کنی. خب البته دلیلش واضح است که مطالب منتشر شده راجع به شهر قزوین بیشتر است و البته هم سعی می کنم اگر هر مطلبی در استان باشد پوشش دهم. اما می خواهم حساب کنید با این همه ضعف که در خود شهر قزوین نسبت به سایر مراکز استانها وجود دارد ببینید دیگر در خارج شهر و شهرهای دیگر استان چه خبر است!

  • » برگزاری هر مراسمی که افراد را از صحنه مجازی به صحنه واقعی بکشد، چه میزگرد باشد، چه تئاتر و تور و ... جزو دشوارترین کارهایی بوده است که انجام داده ام.

  • » افراد شرکت کننده در تور کاشان که علاقمند به اطلاع از اسامی سایر شرکت کنندگان در این تور هستند می توانند از طریق صفحه تماس بالای این صفحه با من تماس بگیرند تا اسامی برایشان ارسال شود.

  • » تقریبا همه تعداد ثبت نام کنندگان در تور را از بنده می پرسند. دلیل سوال برخی از آنها وجود جای خالی در تور است که باید بگویم تعداد هر لحظه تغییر می کند و در تاریخ ذکر شده بسته خواهد شد. البته اگر تعداد خیلی از حد طبیعی بالاتر رود امکان بسته شدن زودتر از موعد ذکر شده هم وجود دارد. لذا تا زمانیکه امکان ثبت نام را می بینید جای خالی موجود است و البته همانطور که گفتم امکان ثبت نام حداکثر تا پنجشنبه این هفته برقرار خواهد بود.

  • » بدلیل محدودیت اعلام شده حداکثر زمان ثبت نام در تور گردشگری کاشان تا روز پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389 خواهد بود.

  • » ثبت نام تور گردشگری وبلاگ نویسان استان قزوین به کاشان آغاز شد. برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام روی بنر مربوطه در همین صفحه کلیک کنید.

  • » همه دارند از برگزاری نمایشگاه حیوانات که تنها دو حیوان آن سگ بوده توسط فرماندار اصولگرا تعجب می کنند اما موردهایی پیش می‌آید که این در مقابل آنها هیچ است! چند شب پیش اتفاقی به مراسم عروسی دعوت شده بودم که به طور وحشتناکی مبتذل بود به طوریکه مجبور شدم آن را ترک کنم و بیرون از محوطه منتظر همراهان بمانم. در میان مهمانان مدیر کل یکی از سازمانهای دولتی مهم قزوین را هم دیدم که تا آخر نشست و پس از مراسم از آن خارج شد! حیف که اخلاق رسانه ای اجازه بردن نامش را نمی دهد.

  • » وبلاگ زهرا از جمله وبلاگهایی است که چند سالی است خواننده ثابتش هستم. سوژه های جالب و نوشته های روان او عامل جذابیت وبلاگش شده است.

  • » استفاده از کلماتی همچون «کودتاچی»، «آشوبگر»، «برانداز»، «فتنه گر» یا «خائن» در مورد دیگران نشانه ضعف استدلال شماست. بجای متهم کردن مخاطبتان به بحث در مورد نظرشان بپردازید.

  • » استفاده از کلماتی همچون «کودتاچی»، «آشوبگر»، «برانداز»، «فتنه گر» یا «خائن» در مورد دیگران نشانه ضعف استدلال شماست. بجای متهم کردن مخاطبتان به بحث در مورد نظرشان بپردازید.

  • » بعضی از افراد هر جا که بروند همه را شاد می کنند، برخی نیز همه را شاد می کنند، وقتی که از جایی بروند.

  • » تا چند ساعت دیگر عازم کربلا هستم. اگر آنجا امکان برقراری ارتباط با اینترنت داشت سعی می‌کنم بطور زنده از آنجا برایتان بنویسم. راستی برهم نگشتم حلال کنید. برای آخرین بار قول می دهم اگر سالم برگشتم کار به کارتان نداشته باشم در عوض تا دلتان بخواهد برایتان دعا خواهم کرد.

  • » نمی دانم چرا به هرکس که میرسم می گوید سال 88 سال خوبی برایش نبوده است. راستش برای خود من هم سال خوبی نبود و شاید بدترین سال زندگانی ام بود. البته در این وبلاگ سعی کردم هیچ کدام از بدبختی ها و مشکلاتی که برایم پیش آمد را انعکاس ندهم.

  • » نمایش تئاتر قهوه قجری با حضور 18 نفر از وبلاگ نویسان برگزار شد. به امید دیدار مجدد حاضرین و غایبین در مراسم های بعدی.

  • » در حال رایزنی با نهادهایی هستم که از سال جدید برنامه های مختلف فرهنگی، هنری، تفریحی برای وبلاگ نویسان قزوین برگزار خواهد شد. نخستین برنامه آن هم فکر می‌کنم قبل از سال جدید باشد و آن اجرای تئاتر «قهوه قجری» است. زمان، مکان و چگونگی شرکت در آن بزودی از همین وبلاگ اعلام می‌شود.

  • » این چند روزه درگیر چند اتفاق بودم که همه بخیر گذشت.

  • » محمد غزنویان هم آزاد شد.

  • » حمید مافی آزاد شد.

  • » امروز روز ولنتاین است. مطمئن باشید با یک هدیه سبک اما با یک کادو و بسته بندی زیبا که البته با احساس شما هم در آمیخته باشد بیشتر از یک هدیه سنگین اما سرد و خشک می توانید دوست دخترتان را خوشحال کنید.

  • » به مناسبت ایام دهه فجر ما هم پروژه های خودمان را افتتاح می‌کنیم!! از امروز، هر روز شاهد افتتاح یک سایت انجام شده توسط بنده خواهید بود. اولینش سایت شکیب زاده است.

  • » هیچ وقت از غذای تند و تیز یا موسیقی با صدای بلند خوشم نیامده است. چون باعث می شوند حس واقعی موسیقی یا طعم اصلی غذا به انسان منتقل نشود.

  • » چندی است که مشغول تهیه ویژه نامه ای برای سایت هاشمی رفسنجانی به مناسبت ایام دهه فجر هستم. در این ویژه نامه با شخصیت های مختلف نظام گفتگو شده است. یک مصاحبه اختصاصی هم از طرف سایت با خود هاشمی رفسنجانی انجام داده ایم که بسیار خواندنی شده است. این ویژه نامه در دو روز آینده منتشر می شود.

  • » علت سفرم به مشهد و کیش این است که خواستم به نهایت و بهترین مکانهای زیارتی و تفریحی موجود در ایران سفر کرده باشم!!

  • » تصور غلطی است اگر فکر کنیم ما عسل را دوست داریم چون عسل شیرین است، واقعیت این است که عسل برایمان شیرین است چون ما آنرا دوست داریم، هیچ چیز واقعا شرینی در عسل وجود ندارد.

  • » تصویر حال حاضر در بالای این وبلاگ در ابعاد واقعی را می توانید اینجا ببینید.

  • » ماه دربیاد که چی بشه؟ نمی دونه تو ماهی؟ به جای اون نشستی؟

  • » بطری آبی را که سرجلسه کنکور داده بودند از آن زمان نگه داشته بودم و حالا که قبول شدم به افتخار همه شما سرکشیدم!

  • » حدود یکروز است که سایت استانداری قزوین را بدلیل آن لینک و مطلبی که نوشتم متوقف کرده اند. حالا نمی دانم مصاحبه دو روز پیش مديركل دفتر آمار و اطلاعات استانداري قزوين که در آن مردم را برای کسب راهنمایی و اطلاعات بیشتر درباره طرح هدفمند‌سازي يارانه‌ها در قزوین به این سایت ارجاع داده بود چه می شود!

  • » برای مشاهده لینکهای تازه به ذیل آخرین مطلب (دانشجو شدم) مراجعه نمایید.

  • » به ماه بگویید در نیاید، غرق ستاره است مجلس امشب ...

  • » مدتی است که خبرگزاری ایرنای قزوین بطور مستمر با مسئولان در مورد خود ایرنا مصاحبه می کند و در این مصاحبه ها سعی در مطلوب نشان دادن خود این خبرگزاری دارد. اینکار در نوع خود ایرادی ندارد اما گزارشهایی دریافت کرده ام که در برخی مصاحبه ها برای بهتر نشان دادن خود، خبرگزاری رقیب خود را به مخاطب و شخص مصاحبه شونده ضعیف القا می کند. از آن بدتر به تازگی به اخباری در این خبرگزاری برخورد کرده ام که عینا از خبرگزاری رقیب خود کپی می شود! چنانچه این مسائل غیر حرفه ای که به هیچ وجه در شان ایرنا نیست ادامه یابد گزارشها و اسناد موجود را در همین وبلاگ منتشر خواهم کرد.

  • » خودمان را کشتیم تا بگوییم قابلیت مفید بی هویتی افراد در اینترنت را بپذیرید و از کسی نخواهید خودش را معرفی کند، به نظر فرد توجه کنید نه نام نظر دهنده، به نظر افرادی که نمی خواهند هویت وبلاگ یا نظرشان آشکار باشد احترام بگذارید و بدنبال یافتن آنها نباشید، هویت دیگران را فاش نکنید، نقض حریم خصوصی نکنید و ... اما کو گوش شنوا... از این پس وبلاگهایی که به هر نحو به دنبال شناسایی یا معرفی اشخاص دیگر باشند را حذف خواهم نمود.

  • » عکسی که در حال حاضر بالای این وبلاگ می بینید برایم حکایت جالبی داشت. تعدادی از دوستان اصولگرا با من تماس تلفنی گرفتند و گفتند: «این چه عکسی است گذاشته ای تو داری رسما از آشوبگران و معترضان حمایت می‌کنی!» از آن طرف تعدای از دوستان اصلاح طلب هم تماس گرفته و می‌گویند: «تو با این تصویر معترضان را محکوم کرده‌ای. می خواستی نشان بدهی که آن معترضان آشوبگرند و با ادعای رنگ سبز بودن، خون می ریزند!» این فقط یکی از نمونه هایی است که هر یک از این طیف های سیاسی بنده را متعلق به جریان مقابل خودش می داند خوشبختانه!

وبلاگهای بروز شده قزوین

جستجو